پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی

هر آنچه برای رسیدن به خوشبختی می خواهید

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.




عبادت برتر


امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:

بهترین عبادات، عبادتى است كه از خطرات شیاطین بیرونى و عوامل مادى بازدارنده و خطرات درونى در امان باشد و تداوم پیدا كند گر چه به صورت ظاهر اندك و كم بنماید.
اگر واجبات و مستحبات تو به طور كامل و سالم انجام گیرد بدون تردید در بندگى خود و عبادت نسبت به معبود صادقى.
[وَاحْذَرْ أنْ تَطَأَ بَساطَ مَلِكِكَ إلّابِالذُّلِّ وَالْإفْتِقارِ وَالْخَشْیَةِ وَالتَّعْظیمِ وَأخْلِصْ حَرَكاتِكَ مِنَ الرّیا وسِرِّكَ مِنَ الْقَساوَةِ]
جداً از این كه بدون احساس ذلت و احتیاج و خشیت و درك عظمت دوست پا در مقام بندگى و بساط سلطان واقعى‏ات بگذارى بپرهیز.
این مقام، جاى نشان دادن ذلت، فقر، خشیت و تعظیم است كه بدون این حالات، كسى را در این بساط راهى نیست و بدون این حقایق بندگى، به زیور كمال آراسته نمى‏شود.
تمام حركات عبادى خود را از ریا خالص كن و دلت را كه حریم حضرت مولاست از قساوت و چرك عصیان، با جذب و جلب رحمت او بشوى.
اى شده چشم جان من بتو باز * از تو در دل نیاز و در جان آز
شب اندوه من نگردد روز * تا نبینم جمال روى تو باز
تو زما فارغى و ما داریم‏* بر درت سر بر آستان نیاز
در دلم آرزوى عشق ترا* نیست انجام اگر بود آغاز
مرغ جانم زآشیانه تن‏ * جز بكویت كجا كند پرواز «1»
[فَإنَّ النَّبی صلى الله علیه و آله قال: الْمُصَلّی مُناجٍ رَبَّهُ فَاسْتَحِ مِنَ الْمُطَّلِعِ عَلى‏ سِرِّكَ الْعالِمُ بِنَجْواكَ وَما یَخْفی ضَمیرُكَ وَكُنْ بِحَیْثُ یَراكَ لِما أرادَ مِنْكَ وَدَعاكَ إلَیْهِ‏]

مناسك صوریه و عبادات غالبیه‏

توجه داشته باش كه پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:
شخص نمازگزار به وقت نماز، در حال مناجات و راز و نیاز با خداست، پس شرم و حیا كن از جناب او كه بر باطن و ظاهر تو آگاه است و به همه حركات و سكناتت واقف، مواظب باش كه به وقت مناجات زبانت از آلودگى‏ها پاك و دلت از غفلت و قساوت و ریا منزه باشد.
و عبادت را به آن كمیت و كیفیتى كه از تو خواسته‏اند بجا آر و تمام شرایط ظاهرى و باطنى آن را رعایت كن تا به حقیقت عبادت برسى.
امام خمینى رحمه الله در این زمینه مى‏گوید:
باید دانست كه مناسك صوریه و عبادات غالبیه نه فقط براى حصول ملكات كامله روحانیه و حقایق قلبیه است، بلكه آن یكى از ثمرات آن است.
لكن نزد اهل معرفت و اصحاب قلوب، كلیه عبادات، سرایت دادن معارف الهیه است از باطن به ظاهر و از سرّ به علن و چنانچه نعمت رحمت رحمانیه، بلكه رحیمیه منبسط بر تمام نشئات قلبیه و قالبیه انسانیه است و هر یك از مراتب را حظى است از نعم جامعه الهیه، هر یك را حظ و نصیبى است از ثناى حق و شكر نعمت رحمانى و رحیمى واجب مطلق و تا از نشئه صوریه دنیویه، نفس را حظى است و از حیات ملكى نصیبى است، بساط كثرت به كلى برچیده نشود و حظوظ طبیعت مرتفع نگردد و سالك الى اللّه چنانچه قلب را نباید به غیر حق مشغول كند، صدر و خیال و ملك طبیعت را نباید در غیر حق صرف كند، تا توحید و تقدیس را در تمام نشئات قدم راسخ باشد.
و اگر جذبه روحى را در ملك طبیعت نتیجه‏اى جز تعبد و تواضع براى حق حاصل شود، از انانیت نفس بقایایى مانده و سیر سالك در جوف بیت نفس است، نه سیر الى اللّه و غایت سیر اهل اللّه آن است كه طبیعت و ملك بدن را منصبغ به صبغة اللّه كنند و یكى از مراتب و مواطن حدیث شریف كه فرماید از لسان حق تعالى شأنه:
أنَا اللّهُ وأنَا الرَّحْمنُ خَلَقْتُ الرَّحِمَ وَشَقَقْتُ لَها إِسْماً مِنْ إسْمی فَمَنْ وَصَلَها وَصَلْتُهُ وَمَنْ قَطَعَها قَطَعْتُهُ‏ «2».
منم اللّه و منم رحمان، خویشاوندى و رحم را من آفریدم و براى او نامى از نام خودم جدا ساختم، پس هر آن كس كه آن را وصل كند و با خویشاوند بپیوندد، من نیز او را وصل مى‏كنم و هر كس آن را ببُرد من هم او را مى‏بُرم.
شاید همین قطع طبیعت كه ام الأرواح است از موطن اصلى باشد و وصلش ارتیاض آن و ارجاع آن به موطن عبودیت باشد و فى الحدیث:
عَنْ أبی عَبْدِاللّهِ علیه السلام قالَ: إسْتَوْصَوْا بِعَمَّتِكُمُ النَّخْلَةِ خَیْراً فَإنَّها خُلِقَتْ مِنْ‏ طینَةِ آدم‏ «3».
امام صادق علیه السلام فرمود: درباره عمه خودتان، درخت خرما- سفارش نیك كنید كه آن از طینت آدم آفریده شده است.
این حدیث شریف اشاره به همان رحمیت است كه مذكور شد.
بالجمله، اخراج مملكت ظاهر را از موطن عبودیت و سرّ خود نمودن آن از غایت جهل به مقامات اهل معرفت است و از تسویلات شیطان رجیم است كه هر طایفه را به طریقى از حق تعالى بازدارد، چنانچه انكار مقامات و سد طریق معارف كه قرة العین اولیاى خدا علیهم السلام است و تحدید نمودن شرایع الهیه را به ظاهر كه حظ دنیا و ملك نفس و مقام حیوانیت آن است و غفلت از اسرار و آداب باطنیه عبادات كه موجب تطهیر سرّ و تعمیر قلب و ترقى باطن است، از غایت جهالت و غفلت است و هر یك از این دو طایفه از طریق سعادت و صراط مستقیم انسانیت دور و از مقامات اهل معارف مهجورند.
و عارف باللّه و عالم به مقامات باید همه حقوق باطنیه و ظاهریه را مراعات كند و هر صاحب حقى را به حق و حظ خود برساند و از غلو و تقصیر وافراط و تفریط خود را تطهیر كند و ازاله قذارت انكار صورت شریعت كه فى الحقیقه تحدید است و ازاله خباثت انكار باطن شریعت كه تقیید است و هر دو از وساوس شیطانیه و اخباث آن لعین است بنماید، تا طریق سیر الى اللّه و وصول به مقامات معنویه براى او آسان شود.
[وَكانَ السَّلَفُ لا یَزالُونَ مِنْ وَقْتِ الْفَرْضِ إلى‏ وَقْتِ الْفَرْضِ فی إصْلاحِ الْفَرضَیْنِ جَمیعاً وَتَرى‏ أهْلَ الزَّمانِ یَشْتَغِلُونَ بِالْفَضائِلِ دُونَ الْفَرائِضِ كَیْفَ یَكُونُ جَسَدٌ بِلا رُوحٍ‏]
در گذشته گروهى از بندگان خدا بودند كه زمان بین دو واجب را خرج اصلاح دو واجب مى‏كردند، به این معنى كه نواقص وعیوب واجب قبل را اصلاح نموده و نسبت به واجب بعد به مراقبه و محاسبه بر مى‏خاستند و خلاصه سعى داشتند براى ورود به واجب بعد، آراسته به شرایط الهیه و مقامات انسانیه گردند.
عدّه‏اى در این زمان خالى از آن حال عالى ملكوتى‏اند، بیشتر در پى علوم مادى‏اند و همتى براى كسب علوم معنوى باقى نگذاشته، با این كه علوم الهى و معنوى نسبت به علوم دیگر به منزله روح براى جسد است.
از كمال بدبختى و پستى است كه درهاى رحمت الهیه از هر سو به روى انسان باز باشد، ولى آدمى از نسیم جانفزاى آن رحمت، بهره‏مند نگردد.
یارب دل غفلت زده‏ام را خبرى بخش‏ * وزدیده صاحب نظرانم نظرى بخش‏
چون شمع مرا اشك روان و رخ روشن‏ * بى‏زحمت دود دل و سوز جگرى بخش‏
در مصلحت دنیى و دینم مددى كن‏ *بر دشمن بیگانه و خویشم ظفرى بخش‏
این خسته غم را به فرح مرهم دل ساز * وین بى‏سر و پا را به كرم پاى و سرى بخش‏ «4»
[قالَ علیُّ بْنُ الحُسَیْنِ علیهما السلام: عَجِبْتُ لِطالِبِ فَضیلةٍ تارِكِ فَریضَةٍ وَلَیْسَ ذلِكَ إلّالِحِرْمانِ مَعْرِفَةِ الْأمْرِ وَتَعْظیمِهِ وَتَرْكِ رُؤیَةِ مِنَنِهِ بِما أهَّلَهُمْ لِأمْرِهِ وَاخْتارَهُ لَهُمْ‏]

وظایف انسان در واجبات‏

حضرت على بن الحسین امام سجاد علیه السلام مى‏فرماید:
از انسانى كه در مقام به دست آوردن فضیلت یعنى علوم مادى و ظاهرى است، ولى از انجام واجبات الهیه روى گردان است تعجب مى‏كنم، چنین انسانى از شناخت حقیقت امر الهى و بزرگداشت آن و وظیفه خود محروم است و به همین خاطر حقیقت را سبك و خوار شمرده و از آنچه حضرت دوست، او را براى آن ساخته كه رسیدن به عالى‏ترین مقامات الهى و انسانى با عبادت و اطاعت است، غفلت نموده.
عارف با معرفت، جناب شیخ حسن مصطفوى در توضیح مختصرش نسبت به جملات بالا مى‏گوید:
تشخیص وظیفه از امور بسیار مهم است، به طورى كه سالكان كار كرده و متدینین روشن ضمیر و حتى آنان كه داراى مكاشفه هستند، از تشخیص این امر مهم عاجز بوده و در این مرحله انحرافات و گمراهى‏هایى پیدا مى‏كنند.
یكى وظیفه‏اش كسب و تأمین معاش خود و عائله است و از این جهت تسامح‏ مى‏ورزد، دیگرى وظیفه‏اش تحصیل علم به فرایض و آداب و سنن است، حقیر و سبك مى‏شمارد.
یكى دیگر موظف است كه نهایت اهتمام به واجبات و محرمات داشته باشد، ولى به امور غیر لازم و كارهاى مستحبى مى‏پردازد.
آن یكى نماز نمى‏خواند و دم از دیندارى مى‏زند، یا روزه نمى‏گیرد و از فواید روزه مذاكره مى‏كند، یا اموال مردم را مى‏خورد و دست و صورت آب مى‏كشد.
یا به كتاب خدا و سنت عمل نكرده و به حرف خدا و پیغمبر گوش نمى‏دهد و خود را عالم به حقیقت تصور مى‏كند، یا اهل علم و دانش را مسخره كرده و عقل و برهان را كوچك شمرده و به سخن هر مدعى دروغگو تسلیم مى‏شود، یا مرتكب صدها خیانت و جنایت و بى انصافى و ربا خوارى و ظلم و دروغ و حیله و تزویر و تهمت و غیبت و بدگویى مى‏شود و در صف اول جماعت جا مى‏گیرد و به طور اجمال اغلب مردم متدین در مقام تشخیص وظیفه دچار اشتباه و انحراف مى‏گردند و بسا هست كه به خاطر بجا آوردن امرى مستحب، ترك تكلیف واجب مى‏كنند، یعنى آن اندازه كه به امور مستحبى و یا مرسوم و عرفى و متداول اهمیت مى‏دهند، به وظایف و فرایض لازم خود اهتمام ندارند و مى‏توان گفت: نود درصد از مرسومات میان مردم برخلاف شرع و عقل مى‏باشد و این معنى با دقت كردن در رسوم متداول در مجالس جشن و عقد و تعزیت و دید و بازدید و مهمانى، خوب روشن مى‏شود و مفهوم بدعت گاهى در بعضى از این امور صدق مى‏كند و اگر كسى بخواهد تقوا داشته باشد و مراقب حركات و اعمال خود باشد، مى‏باید از این گونه مجالس و این رقم مصاحبت‏ها بپرهیزد.

پی نوشت ها:

(1)- عشاقنامه، فخرالدین عراقى.
(2)- بحار الأنوار: 47/ 211، باب 6، حدیث 54.
(3)- المحاسن: 2/ 528، باب 110، حدیث 768؛ وسائل الشیعة: 25/ 145، باب 78، حدیث 31467؛ بحار الأنوار: 63/ 129، باب 3، حدیث 13.
(4)- عماد فقیه كرمانى.

منابع مقاله:
کتاب : عرفان اسلامى جلد هفتم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان





طبقه بندی: اخلاق،
برچسب ها:دعا، عبادت، عبادت برتر، انصاریان، شیخ حسین،

[ سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 ] [ 09:04 ق.ظ ] [ م. ج. مهران منزه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic