پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی

هر آنچه برای رسیدن به خوشبختی می خواهید

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.





وهابیت از منظر عقل وشرع 6
- قتل عام مردم طائفشاید بعضى تصوّر كنند كه وهّابیان فقط بلاد شیعه نشین را مورد تاخت و تاز قرار داده اند، ولى با نگاهى به عملكرد سیاه آنان در حجاز و شام روشن خواهد شد كه حتى مناطق سنى نشین نیز از حملات وحشیانه آنان در امان نبود.
«جمیل صدقى زهاوى» در حمله وهّابیان به طائف مى نویسد: از زشت ترین كارهاى وهّابیان در سال 1217، قتل عام مردم طائف است كه بر صغیر و كبیر رحم نكردند، طفل شیر خوار را بر روى سینه مادرش سر بریدند، جمعى را كه مشغول فرا گرفتن قرآن بودند كشتند و حتى گروهى را كه در مسجد مشغول نماز بودند به قتل رساندند، و كتابها كه در میان آنها تعدادى قرآن و نسخه هایى از صحیح بخارى و مسلم و دیگر كتب حدیث و فقه نیز بود در كوچه و بازار افكنده و آنها را پایمال كردند(22).
وهّابیان پس از قتل عام مردم طائف طى نامه اى علماى مكّه را به آیین خود دعوت كردند، آنان در كنار كعبه گرد آمدند تا به نامه وهّابیان پاسخ گویند كه ناگهان جمعى از ستمدیدگان طائف داخل مسجد الحرام شدند و آنچه بر آنان گذشته بود بیان داشتند، مردم سخت به وحشت افتادند چندان گویى كه قیامت بر پا شده است.
آنگاه علماء و مفتیان مذاهب اربعه اهل سنّت كه از مكّه مكرّمه، و سایر بلاد اسلامى براى اداى مناسك حج آمده بودند به كفر وهّابیان حكم كردند، و برامیر مكّه واجب دانستند تا به مقابله با آنان بشتابد، و فتوا دادند كه بر مسلمانان واجب است تا در این جهاد شركت نمایند، و در صورت كشته شدن شهید خواهند بود(23).

4 - كشتار عمومى علماء اهل سنّت

دریادار سرتیپ «ایّوب صبرى» سرپرست مدرسه عالى نیروى دریایى در دولت عثمانى مى نویسد: «عبد العزیز بن سعود» كه تحت تأثیر سخنان «محمّد بن عبد الوهّاب» قرار گرفته بود در اوّلین سخنرانى خود در حضور شیوخ قبایل گفت: ما باید همه شهرها و آبادیها را به تصرّف خود در آوریم و احكام و عقاید خود را به آنان بیاموزیم ... براى تحقّق بخشیدن به این آرزو ناگزیر هستیم كه عالمان اهل سنّت را كه مدعى پیروى از سنّت سنیّه نبویّه و شریعت شریفه محمّدیّه هستند از روى زمین برداریم.
و به عبارت دیگر، مشركانى كه خود را به عنوان علماى اهل سنّت قلمداد مى كنند از دم شمشیر بگذرانیم به ویژه علماى سرشناس و مورد توجّه را، زیرا تا اینها زنده هستند هم كیشان ما روى خوشى نخواهند دید، از این رهگذر باید نخست كسانى را كه به عنوان عالم خودنمایى مى كنند ریشه كن نمود سپس بغداد را تصرّف كرد(24).
در جاى دیگرى مى نویسد: «سعود بن عبد العزیز» در سال 1218 به هنگام تسلّط بر مكّه مكرّمه، بسیارى از دانشمندان اهل سنّت را بى دلیل به شهادت رساند، و بسیارى از اعیان و اشراف رابدون هیچ اتّهامى به دار آویخت، و هر كس را كه در اعتقادات مذهبى ثبات قدم نشان مى داد به انواع شكنجه ها تهدید كرد، و آنگاه منادیانى فرستاد كه در كوچه و بازار بانگ زدند: «ادخلوا فی دین سعود، وتظلّوا بظلّه الممدود» هان اى مردمان! به دین سعود داخل شوید ودر زیر سایه گسترده اش مأوا گزینید!(25).

5 - خطبه كفر آمیز سعود در مدینه منوّره

«سعود بن عبد العزیز» پس از تصرّف مدینه منوّره همه اهالى مدینه را در مسجد النبی گرد آورد، و درهاى مسجد را بست، و اینگونه سخن آغاز نمود:
هان اى مردم مدینه! بر اساس آیه شریفه «الیوم أكملت لكم دینكم» دین و آیین شما امروز به كمال رسید، به نعمت اسلام مشرف شدید، حضرت احدیّت از شما راضى و خشنود گردید، دیگر ادیان باطله نیاكان خود را رها كنید و هر گز از آنها به نیكى یاد نكنید، از درود و رحمت فرستادن بر آنها به شدّت پرهیز نمایید، زیرا همه آنها به آیین شرك در گذشته اند(26).

6 - انهدام میراث فرهنگى

حفظ تاریخ گذشتگان و صیانت از میراث فرهنگى نیاكان نشانگر تمدّن یك جامعه به شمار مى رود، كه براى پاسدارى از آنها ادارات ویژه تأسیس نموده و كارشناسان ماهر تربیت مى كنند، و در این عرصه اجازه نمى دهند كه حتى یك سفال و یا كتیبه كوچك سنگى از بین برود.
شكّى نیست كه تمدّن اسلامى تنها تمدّن پیشتاز عصر خویش بود كه مسلمانان در پرتو تعالیم آسمانى خویش آن را پى ریزى نمودند.
شكوفایى این تمدّن در قرن چهارم و پنجم هجرى به اوج خود رسید و به شهادت محقّقان غربى نفوذ این تمدن از طریق آندلس و جنگهاى صلیبى به اروپا یكى از مهمترین علل شكوفایى و رنسانس غرب در قرون اخیر به شمار مى رود.
آثار و ابنیه مربوط به شخص پیامبر و یاران باوفاى او جزئى از میراث عمومى این تمدّن بزرگ بوده و حفظ و صیانت از آنها نشانه تقدیر از بنیانگذاران این فرهنگ و تمدّن به شمار مى رود.
و از طرفی اقدام به تخریب و نابودى این آثار، نشانه انحطاط فكرى و بى توجهى به سازندگان و بنیانگذاران تاریخ و تمدّن مى باشد، كه در اثر مرور زمان واقعیّتهاى تاریخى و اصالتهاى دینى به دست فراموشى سپرده مى شود، و از همه مهمتر، عامل ركود انگیزه هاى فكرى و نابودى استعدادهاى درخشان در جامعه بشرى مى گردد.
با مراجعه به قرآن كریم روشن مى شود كه امّتهاى پیشین به حفاظت و صیانت از آثار پیامبران خود اهتمام، و به آن تبرّك مى جستند، همانند صندوقى كه در آن مواریث خاندان موسى و هارون قرار داشت كه آن را در نبردها حمل مى كردند تا از طریق تبرّك به آن بر دشمن پیروز گردند.
(وَقالَ لَهُمْ نَبِیُّهُم إنَّ آیَةَ مُلْكِهِ أنْ یَأتِیَكُمُ التّابُوتُ فِیهِ سَكِینَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِیَّةٌ مِمّا تَرَكَ آل مُوسى وَهارُون)(27)، «و پیامبرشان بایشان گفت: در حقیقت نشانه پادشاهى او این است كه آن صندوق ]عهد[ كه در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان، و بازمانده اى از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون ]در آن[ بر جاى نهاده اند در حالى كه فرشتگان آن را حمل مى كنند به سوى شما خواهد آمد».
«جلال الدین سیوطى» نقل مى كند: وقتى كه رسول اكرم آیه شریفه (فِی بُیُوت أذِنَ اللّهُ أنْ تُرْفَعَ وَیُذْكَر فِیهَا اسْمُهُ)(28) را در مسجد تلاوت نمود، فردى برخاست وپرسید: مقصود از این خانه ها چیست؟
پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: خانه هاى پیامبران. در این موقع ابوبكر برخاست و به خانه على و زهرا اشاره كرده و گفت: اى پیامبر خدا! این خانه از همین خانه هاست كه خدا رخصت بر رفعت و منزلت آنان داده است؟ حضرت فرمود: آری از برترین آنها است(29).
و این قضیه نشان مى دهد كه خانه هاى پیامبران وصالحان از اعتبار و جایگاه خاصى برخوردار است، و پیدا است كه این منزلت ارتباط به جنبه مادّى و خشت و گل و آجر آنها ندارد، بلكه این ارزش به خاطر انسانهاى والایى است كه در آنجا سكونت گزیده اند.
سیر و سیاحت در كشورهایى كه قبور انبیاء و فرزندان آنان در آنجا قرار دارد نشان مى دهد كه پیروان پیامبران نسبت به حفظ قبور آنان و ساختن بناهاى مجلّل بر روى آنها اهتمام خاصّى مىورزیده اند، و سپاه اسلام نیز هنگام فتح شامات دست به تخریب قبور پیامبران نزدند، بلكه خادمان آنها را كه حفاظت از آن را بعهده داشتند ابقا كردند.
و این بناها تا امروز محفوظ مانده و براى مسلمانان بلكه براى تمام موحّدان جهان جاذبه خاصّى دارد.
اگر ساختن بنا بر قبور انبیاء و اولیاء نشانه شرك بود، جا داشت تا فاتحان منصوب از سوى خلفاء به تخریب و نابودى آن ابنیه مى پرداختند.
بررسى كتب تاریخى و سفرنامه ها گواه وجود صدها آرامگاه و مرقد با شكوه در سرزمین وحى و كشورهاى اسلامى است.
مسعودى (متوفّاى 345) مورّخ معروف، مشخّصات كامل قبور ائمّه بقیع و اهل بیت(علیهم السلام) را بیان نموده است(30)، و «ابن جبیر» آندلسى جهانگرد معروف اواخر قرن ششم كه مشرق زمین را سه بار زیر پا نهاده است، در سفر نامه خود در باره مشاهد انبیاء و صالحان و ائمّه اهل بیت را در مصر، مكه، مدینه، عراق، و شام به تفصیل سخن گفته و ویژگیهاى روضه ائمّه بقیع و خصوصیّات ضریح آنها را بیان نموده است(31).

7 - تخریب آثار بزرگان در مكه

وهّابیون در سال 1218 پس از مسلط شدن بر مكّه تمام آثار بزرگان دین را تخریب نمودند.
آنان در «مُعَلّى» قبّه زادگاه پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) را، و همچنین قبّه زادگاه على بن أبی طالب (علیه السلام)، و حضرت خدیجه، و حتى ابوبكر را ویران و باخاك یكسان كردند.
آثار باستانى كه در اطراف خانه خدا و بر روى زمزم بود تخریب كرده و در تمام مناطقى كه مسلط مى شدند آثار صالحین را نابود مى كردند، و هنگام تخریب طبل مى زدند و به رقص و آواز خوانى مى پرداختند(32).
بلكه اینان شقاوت را به جایى رساندند كه خانه حضرت خدیجه را كه مدّتى مهبط وحى الهى بود خراب كرده و به توالت تبدیل كردند(33).
زادگاه رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) را ویران ساخته وبه محل خرید وفروش حیوانات در آمد كه با تلاش افراد صالح و خیّر، از چنگال وهّابیها در آمد و به كتابخانه مبدّل گردید(34).
رفاعى بعد از این قضیّه مى نویسد: فصرتم یرمون المكان بعیون الشرّ والتهدید والانتقام، وتتربّصون به الدوائر وطالبتم صراحة بهدمه واستعدیتم السلطة وحرضّتموها على ذلك بعد اتّخاذ قرار بذلك من هیئة كبار علمائكم قبل سنوات قلیلة (وعندی شریط صریح بذلك) غیر أنّ خادم الحرمین الشریفین الملك فهد العاقل الحكیم العارف بالعواقب تجاهل طلبكم وجمّده.
فیا سوء الأدب وقلّة الوفاء لهذا النبیّ الكریم الذی أخرجنا اللّه به وإیّاكم والأجداد من الظلمات إلى النور! ویا قلّة الحیاء منه یوم الورود على حوضه الشریف! ویا بؤس وشقاء فرقة تكره نبیّها سواء بالقول أو بالعمل وتحقّره وتسعى لمحو آثاره!(35)
(شما وهّابیان در این سالهاى اخیر تصمیم گرفتید نیّات شوم خود را از طریق تهدید و انتقام پیاده كنید، تمام تلاش خود را جهت نابودى محل ولادت رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)به كار بستید، حتّى از شخصیّتها و علماء بزرگ سعودى مجوّز ویران كردن آن مكان مقدس را گرفتید، ولى ملك فهد، عواقب شوم آن را ملاحظه كرد و شما را از این كار ننگین باز داشت.
این چه كار بى ادبانه اى است كه از شما سر مى زند؟!
این چه بى وفایى است از شما به رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)! كه خداوند به وسیله آن حضرت، ما و شما و اجداد ما را از تاریكیهاى شرك و بد بختى به سوى نور اسلام هدایت فرمود؟!
بدانید كه به هنگام مشاهده رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) در كنار حوض، جز بى حیایى نصیب شما نخواهد شد.
و به یقین بدانید كه نتیجه شقاوت خود را در نابودى آثار پاك آن نبى مكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)كه موجب رنجش گردیده است مشاهده خواهید كرد.
آثار قبور صحابه و امّهات المؤمنین و آل البیت را نابود كرده و قبر آمنه بنت وهب مادر گرامى رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) را با بنزین به آتش كشیدید واثرى از آنها باقى نگذاشتید)(36).

8 - آتش زدن كتابخانه هاى بزرگ

دردناكترین چیزى كه وهّابیّت مرتكب شد و ننگ او براى ابد بر پیشانى آنان باقى است، آتش زدن كتابخانه بزرگ «المكتبة العربیّة» بود كه بیش از 60 هزار عنوان كتاب گرانقدر و كم نظیر، و بیش از 40 هزار نسخه خطّى منحصر به فرد داشت، كه در میان آنها برخى از آثار خطّى دوران جاهلیّت، یهودیان، كفّار قریش، و همچنین آثار خطّى على (علیه السلام)، ابوبكر، عمر، خالد بن ولید، طارق بن زیاد، و برخى از صحابه پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) و قرآن مجید به خطّ «عبد اللّه بن مسعود» وجود داشت.
و نیز در همین كتابخانه انواع سلاحهاى رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)، و بتهایى كه هنگام ظهور اسلام مورد پرستش بود، مانند «لات»، «عُزّى»، «مَناة» و «هُبَل» موجود بود.
«ناصر السعید» از قول یكى از مورّخان نقل مى كند كه هنگام تسلط وهّابیان، این كتابخانه را به بهانه وجود كفریّات در آن به آتش كشیده و به خاكستر تبدیل كردند(37).

تخریب گرانبهاترین آثار اسلامى مدینه

آل سعود در سال 1344 كه تسلط كامل بر حجاز یافت تمام آثار صحابه را در مدینه نابود كرد، مانند زادگاه امام حسن و امام حسین (علیهما السلام)در مدینه، قبور شهداء بدر، بارگاه ائمّه بقیع: امام حسن، امام سجاد، امام باقر و امام صادق(علیهم السلام)، وبیت الأحزانى كه على(علیه السلام) براى حضرت زهراء ساخته بود، و مرقد فاطمه بنت اسد مادر امیر مؤمنان(علیه السلام).

فهرست

وهابیت و تكفیر مسلمین &hellip1
ابن تیمیه و تكفیر مسلمین و قتل آنان &hellip1
محمّد بن عبد الوهّاب و تكفیر مسلمین و جهاد با آنان &hellip1
شهادت به كفر مسلمانان، شرط ورود به آیین وهّابیّت &hellip2
فتوى ابن جبرین در كفر شیعه &hellip3
اعلام رسمى جهاد بر ضدّ شیعة &hellip5
فتواى هیأت عالى افتاى سعودى بر كفر شیعه &hellip5
فتواى زرقاوی بر جهاد بر ضد شیعه &hellip6
نتیجه شوم تكفیر و اعلام جهاد &hellip7
1 - قتل و غارت وهابیون در منطقه نجد &hellip7
چند سؤال ؟ &hellip9
2 - كشتار بى رحمانه شیعیان در كربلا &hellip10
3 - قتل عام مردم طائف &hellip12
4 - كشتار عمومى علماء اهل سنّت &hellip13
5 - خطبه كفر آمیز سعود در مدینه منوّره &hellip14
6 - انهدام میراث فرهنگى &hellip14
7 - تخریب آثار بزرگان در مكه &hellip17
8 - آتش زدن كتابخانه هاى بزرگ &hellip19
تخریب گرانبهاترین آثار اسلامى مدینه &hellip20

پی نوشتها :

(1) زیارة القبور والاستنجاد بالمقبور: 156، قریب منه فی الهدیّة السنیّة: 40، انظر كشف الارتیاب: 214.
(2) كشف الشبهات: 58، ط. دار القلم ـ بیروت، مجموع مؤلّفات الشیخ محمّد بن الوهاب: 6/115، رسالة كشف الشبهات.
(3) الدرر السنیّة: 1/46، الفجر الصادق لجمیل صدقی الزهاوی: 17، كشف الارتیاب: 135 نقلا عن خلاصة الكلام: 229 - 330 لدحلان.
(4) السؤال: ما حكم دفع زكاة أموال أهل السنّة لفقراء الرافضة (الشیعة) وهل تبرأ ذمّة المسلم الموكّل بتفریق الزكاة إذا دفعها للرافضی الفقیر أم لا ؟
الجواب: لقد ذكر العلماء فی مؤلّفاتهم فی باب أهل الزكاة أنهّا لا تدفع لكافر ، ولا مبتدع ، فالرافضة بلا شكّ كفار لأربعة أدلة :
الأول: طعنهم فی القرآن ، وإدّعاؤهم أنّه حذف منه أكثر من ثلثیه ، كما فی كتابهم الذی ألّفه النوری وسمّاه «فصل الخطاب فی إثبات تحریف كتاب ربّ الأرباب» وكما فی كتاب الكافی ، وغیره من كتبهم ، ومن طعن فی القرآن فهو كافر مكذّب لقوله تعالى : «وإنّا له لحافظون».
الثانی: طعنهم فی السنّة وأحادیث الصحیحین ، فلا یعملون بها لأنّها من روایة الصحابة الذین هم كفّار فی اعتقادهم، حیث یعتقدون أنّ الصحابة كفروا بعد موت النبی صلى اللّه علیه وسلم إلاّ علیّ وذرّیته ، وسلمان وعمّار ، ونفر قلیل ، أمّا الخلفاء الثلاثة، وجماهیر الصحابة الذین بایعوهم فقد ارتدّوا ، فهم كفّار ، فلا یقبلون أحادیثهم ، كما فی كتاب الكافی وغیره من كتبهم .
الثالث : تكفیرهم لأهل السنّة ، فهم لا یصلّون معكم ، ومن صلّى خلف السنّی أعاد صلاته بل یعتقدون نجاسة الواحد منّا ، فمتى صافحناهم غسّلوا أیدیهم بعدنا ، ومن كفّر المسلمین فهو أولى بالكفر ، فنحن نكفّرهم كما كفّرونا وأولى .
الرابع : شركهم الصریح بالغلّو فی علیّ وذرّیته ، ودعاؤهم مع اللّه ، وذلك صریح فی كتبهم ، وهكذا غلوّهم ووصفهم له بصفات لا تلیق إلا بربّ العالمین ، وقد سمعنا ذلك فی أشرطتهم.
ثمّ إنّهم لا یشتركون فی جمعیّات أهل السنّة ، ولا یتصدّقون على فقراء أهل السنّة ، ولو فعلوا فمع البغض الدفین ، یفعلون ذلك من باب التقیّة ، فعلى هذا، من دفع إلیهم الزكاة فلیخرج بدلها حیث أعطاها من یستعین بها على الكفر ، وحرب السنّة ، ومن وكلّ فی تفریق الزكاة حرم علیه أن یعطی منها رافضیّاً ، فإن فعل لم تبرأ ذمّته ، وعلیه أن یغرم بدلها ، حیث لم یؤدّ الأمانة إلى أهلها ، ومن شكّ فی ذلك فلیقرأ كتب الردّ علیهم ، ككتاب القفاری فی تفنید مذهبهم ، وكتاب الخطوط العریضة للخطیب وكتاب إحسان إلهی ظهیر وغیرها . واللّه الموفق. اللؤلؤ المكین من فتاوى فضیلة الشیخ ابن جبرین ص39.
(5) سایت المنجد، سؤال شماره 10272.
(6) فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمیّة والإفتاء: 3/373 فتوى رقم 3008.
(7) سایت بازتات «BAZTAB.COM»: مورخ 8/3/1384.
(8) رجوع شود به تاریخ نجد: 95، الفصل الثالث، الغزوات، تاریخ آل سعود: 1/31 و تاریخچه نقد و بررسى وهّابیها: 13 ـ 76.
(9) «سار عبد العزیز رحمه الله تعالى غازیا بجمیع المسلمین وقصد بلد ثادق ونازلهم وحاصرهم ووقع بینهم قتال وقطع شیئا من نخیلهم فأقام على ذلك أیاما ، وقتل من أهل البلد ثمانیة رجال ، وقتل من المسلمین ثمانیة رجال». عنوان المجد ، ص 34 .
(10) «غزا عبد العزیز إلى الخرج فأوقع بأهل الدُلَم وقتل من أهلها ثمانیة رجال ونهبوا بها دكاكین فیها أموال . ثم أغاروا على أهل بلد نَعْجان وقتلوا عودة بن علی ورجع إلى وطنه، ثمّ بعد أیام سار عبد العزیز بجیوشه إلى بلد (ثَرْمَدا) وقتل من أهلها أربعة رجال وأصیب من الغزو مبارك بن مزروع . ثمّ أن عبد العزیز كرّ راجعا وقصد ( الدُلَم ) و ( الخُرْج ) فقاتل أهلها وقتل من فزعهم سبعة رجال وغنم علیهم إبلاً كثیراً . . . غزا عبد العزیز منفوحة وأشعل فی زروعها النار ؟ ! وأخذ كثیرا من حللهم وغنم منهم إبلا كثیرا وقتل من الأعراب عشرة رجال». عنوان المجد ، ص 43.
(11) أتوا بلاد حَرْمة فی اللیل وهم هاجعون . . . فلما انفجر الصبح أمر عبد اللّه على صاحب بُندق یثورها ، فثوروا البنادق دفعة واحدة فارتجت البلد بأهلها وسقط بعض الحوامل ، ففزعوا وإذا البلاد قد ضبطت علیهم ولیس لهم قدرة ولا مخرج . عنوان المجد ، ص 67.
(12) عنوان المجد ، ص 60 - 61 .
(13) أسد الغابة، ج2، ص 284، فتح البارى، ج8، ص 7.
(14) فتح البارى، ج8، ص15، سنن بیهقى، ج9، ص 118.
(15) براى اطلاع بیشتر رجوع شود به «السلفیة بین أهل السنة والإمامیة» ص 324.
(16) تاریخ المملكة السعودیة: 3/73.
(17) عنوان المجد فى تاریخ نجد: 1/121، حوادث سال 1216.
(18) تاریخچه نقد و بررسى وهّابیها: 162.
(19) مسیر طالبى: 408.
(20) ماضی النجف وحاضرها: 1/325.
(21) تاریخ المملكة السعودیّة: 1/92.
(22) الفجر الصادق: 22.
(23) سیف الجبر المسلول على الأعداء: 2، از شاه فضل رسول قادرى.
(24) تاریخ وهّابیان: 33.
(25) همان مصدر: 74.
(26) تاریخ وهّابیان: 107.
(27) بقرة: 248.
(28) نور: 36.
(29) الدرّ المنثور: 6/203.
(30) مروج الذهب: 2/288.
(31) رحلة ابن جبیر: 173، جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به كتاب «وهّابیّت، مبانى فكرى وكارنامه عملى» :149 ـ 179، تألیف دانشمند فرزانه و فقیه توانا حضرت آیت اللّه سبحانى.
(32) كشف الارتیاب: 27 به نقل از تاریخ «الجبرتى».
(33) قال الرفاعی أحد كبار علماء الكویت: رضیتم ولم تعارضوا هدم بیت السیّدة خدیجة الكبرى أمّ المؤمنین والحبیبة الأولى لرسول ربّ العالمین صلى اللّه علیه وآله، المكان الذی هو مهبط الوحی الأوّل علیه من ربّ العزّة والجلال، وسكتم على هذا الهدم راضین أن یكون المكان بعد هدمه دورات میاه وبیوت خلاء ومیضات، فأین الخوف من اللّه؟ وأین الحیاء من رسوله الكریم علیه الصلاة والسلام. نصیحة لإخواننا علماء نجد» ص 59. تألیف: یوسف بن السیّد هاشم الرفاعى، با مقدمه دكتر محمّد سعید رمضان البوطی.
(34) قال الرفاعی: حاولتم ولا زلتم تحاولون وجعلتم دأبكم هدم البقعة الباقیة من آثار رسول اللّه صلى اللّه تعالى علیه وآله وسلم ألا وهی (البقعة الشریفة التی ولد فیها)، التی هُدمت، ثمّ جُعلت سوقاً للبهائم، ثمّ حولها بالحیلة الصالحون إلى مكتبة هی (مكتبة مكّة المكرّمة). نصیحة لإخواننا علماء نجد» ص 60.
(35) نصیحة لإخواننا علماء نجد» ص 60.
(36) هدمتم معالم قبور الصحابة وأمّهات المؤمنین وآل البیت الكرام رضی اللّه عنهم وتركتموها قاعاً صفصفاً وشواهداً حجارة مبعثرة لا یُعلم ولا یُعرف قبر هذا من هذا بل سُكب على بعضها البنزین فلا حول و لاقوّة إلاّ باللّه. ثمّ ذكر فی الهامش: قبر السیدّة آمنة بنت وهب أم الحبیب المصطفى نبیّ هذه الأمّة(صلى الله علیه وآله وسلم). نصیحة لإخواننا علماء نجد: 38.
(37) جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به كتاب تاریخ آل سعود: 1/158، كشف الارتیاب: 55، 187، 324، أعیان الشیعة: 2/7، الصحیح من سیرة النبیّ الأعظم: 1/81 و آل سعود من أین إلى أین: 47.





طبقه بندی: دین شناسی،
برچسب ها:وهابیت، وهابیت از منظر عقل و شرع،

[ جمعه 21 تیر 1392 ] [ 07:05 ق.ظ ] [ م. ج. مهران منزه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic