پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی

هر آنچه برای رسیدن به خوشبختی می خواهید

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.






 کودکمان را دیندار کنیم
 

 
 نویسنده: محمد کاوه
انجام اقدامات زیر در گرایش کودکان، نوجوانان و جوانان به باورهای دینی و جلوگیری از دین گریزی آنها نقش مهمی ایفا می کند:
الف- تقویت ارزش های دینی و تربیت دینی کودکان:
تعالیم و باورهای دینی قادر هستند افراد را به سوی کمال، رشد و در نتیجه سلامت روان هدایت کنند. ایمان به خدا چنان توانی را در افراد ایجاد می کند که زمینه های بروز اضطراب و افسردگی را در آنها از بین می برد. لذا با توجه به اهمیت بهداشت روانی، باید برنامه هایی را در جهت تقویت ارزش های دینی اجرا کرد (بیانی و همکاران، 1387: 213). مهمترین نهاد مسئول در زمینه تقویت این ارزش ها و تربیت دینی کودکان، خانواده است که بسترهای تربیتی را برای نهادهای دیگری چون مدرسه و صدا و سیما فراهم می کند. خانواده مهمترین بستر نقش پذیری و اولین مکانی است که دین و مفاهیم دینی در آن اشاعه می یابد و به همین دلیل مهم ترین جایگاه برای ارتقاء و تعالی بشر محسوب می شود. بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند که پس از خانواده، مدرسه بیش ترین نقش را در تربیت دینی و شکوفایی معنوی کودکان بر عهده دارد. به باور این گروه، معلم و محیط آموزشی به اندازه و حتی در برخی موارد بیش از خانواده در سازندگی فکر و روح کودکان نقش دارند. در واقع مدرسه نقش تکمیل کننده تربیت فرزندان را برعهده داشته و می تواند با عملکرد و برنامه ریزی دقیق، صحیح و کارشناسی شده به منظور ارتقای باورها و اعتقادات دینی، در کنار آموزش های دینی فعالیت مثبت و مؤثری داشته باشد. به طور طبیعی، کودکان به هنگام حضور در کلاس درس، تأثیرپذیری بسیاری از آموزگاران خود دارند. در واقع، رفتار،‌ اعمال و گفتار آنها بر دانش آموز بسیار تأثیرگذار است. البته تربیت دینی کودک امری بدیهی است که اگر در زمان خود صورت نگیرد، راه را برای هرگونه شکل گیری نادرست و قبول باورهای غلط باز خواهد کرد. چنانچه تربیت دینی از سنین کودکی آغاز شود، در عمق جان کودک نفوذ کرده و در فراز و نشیب های زندگی و همچنین مواجهه با تلقینات نادرست، کودک منحرف نخواهد شد. بعد از والدین و مدرسه، محیط بیرون از منزل، تلویزیون، سینما و دیگر محیط های اجتماعی و افرادی که با کودکان ارتباط برقرار می کنند در اعتقادات آنها تأثیر خواهند داشت. در این میان، صدا و سیما یکی از رسانه های فراگیر و بسیار تأثیرگذار است. این رسانه برای تأثیرگذاری مطلوب و فعالیت مناسب در راستای اهدافی که برای آن متصور است، باید با برنامه ریزی دقیق در امور مختلف به ویژه ارائه مباحث و برنامه های مطلوب و مناسب برای تربیت دینی کودکان فعالیت داشته باشد (ماه نامه مسجد، 1384: 29-26). برخی بررسی ها نشان می دهند که نوجوانان بیشتر از جوانان علاقه به مذهب دارند و هرچه طبقه اجتماعی فرد بالا می رود عقیده مذهبی سست تر می شود. دلیل این امر را می توان در عدم توجه والدین یا عدم اعتقادات آنها به مذهب دانست (اکبری، 1385: 347). تقویت باورهای مذهبی، باور به آفریننده حکیم، هدف دار بودن هستی، باور به روز جزا، توکل به خدا، رضا و قضای الهی، نوع دوستی و خیرخواهی برای بندگان خدا، زمینه هرگونه جرم و گناه را می خشکاند و موجب به وجود آمدن احساس آرامش و امنیت در جامعه می شود. تذکر آخرت و یادآوری روزی که هر کسی ثمره نیک و بد اَعمالش را می بیند، انسان را به صیانت از خویشتن و مراقبت از اعمال خود وامی دارد (معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم، 1383: 266).
ب- آشنا کردن کودکان و نوجوانان با اصول دینی:
از ضروری ترین نیازهای آدمی، نیاز به مذهب است که ریشه آن در فطرت انسان جای دارد. می توان گفت از وظایف مهم والدین این است که حس مذهبی و دینی فرزندان نوجوان خود را روشن و آماده کنند. این وظیفه مهم از دوره کودکی با مشاهده اَعمال و رفتار مذهبی والدین شکل می گیرد و فرد با آنها آشنا می شود. به بیان دیگر، الگوی مذهبی فرزند، اولیای وی هستند. اما در هر دوره از زندگی فرزند، نحوه برخورد با او متفاوت است. در دوره نوجوانی و جوانی نمی توان یک باره ایمان و اعتقاد را در جان و روان فرد تزریق کرد؛ بلکه نیاز به انگیزه درونی دارد تا آن اعمال با کیفیت مطلوبی انجام شود. هنگامی که فرد به چیزی معتقد شود، هرگز از انجام دستورات آن احساس ناراحتی و دل تنگی نمی کند. لذا پدران و مادران به جای توسل به زور باید بکوشند از دوره خردسالی فرزندان را با اصول زیر بنایی و اعتقادی دین آشنا کنند (اکبری، 1385: 349). آنها باید اعتقاد به خدا، مذهب و تعالیم آن را به گونه ای در کودک به وجود آورند که روح مذهب در آنها به صورتی صحیح استوار شود. همچنین مسائل و مباحث آموخته شده به صورتی باشند که کودک در زمان حال و آینده، آنها را منافی با حق و حقیقت نبیند (سلمان نژاد، 1387: 72).
پ- تشویق به خواندن نماز:
اعتقاد به خداوند می تواند به عنوان عامل حل مشکلات برای رسیدن به آرامش در هنگام بحران باشد. در مقابل، بی اعتقادی و عدم برقراری ارتباط با او منجر به طغیان و سرکشی روح عصیان گر آدمی در برابر مشکلات می شود. پس اهمیت شکل گیری صحیح این اعتقاد در هر فرد از همان دوران کودکی منجر به تأثیرگذاری دستورات مذهبی در او می شود و زندگی فردی و اجتماعی اش را همواره تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. به طوری که بی توجهی یک نوجوان یا جوان به خواندن نماز می تواند در شکل گیری اَعمال نابهنجار اجتماعی او در آینده مؤثر باشد. در یک جامعه اسلامی، کودکان و نوجوانان باید از نگرشی مثبت نسبت به اماکن مقدس هم چون: مساجد و نمازخانه ها برخوردار باشند و مساجد و نمازخانه ها باید خاطرات زیبا و به یاد ماندنی را برای نوجوانان و جوانان تداعی کنند (سجادی، 1387: 11). از آن جا که نماز نقش بسیار مهمی در دوری انسان از فساد و تباهی دارد، قطعاً اگر جوانان با مساجد و خواندن نماز انس بگیرند و لذت ارتباط با خدا را درک کنند، هیچ گاه حاضر نمی شوند خود را به لذت های حرام آلوده سازند. نماز انسان را می سازد؛ روح را تزکیه می کند؛ قباحت منکرها را آن گونه که هست به آدمی نشان می دهد؛ موجب رحمت و هدایت روح می شود؛ آدمی را از فساد و زشتی ها باز می دارد؛ نقشه های شیطان را نقش بر آب می کند و انسان را بر هواهای نفسانی مسلط می کند. همان طور که خداوند در آیه (45) سوره عنکبوت فرموده است: «همانا نماز انسان را از فحشا و زشتی ها باز می دارد» (سهراب پور، 1386: 156 و 155).
ت- تقویت ایمان مذهبی:
وجود ایمان مذهبی علتی است که معلول آن جامعه سالم است. اگر در جامعه ای ایمان مذهبی حاکم شود، خود به خود تمام مفاسد از بین می رود. ایمان مذهبی از جنبه های مختلف می تواند جلوی جرائم و تبهکاری ها را بگیرد که برخی از آن جهات در زیر ذکر می شوند:
1- کسی که ایمان مذهبی دارد خود را در محضر خدا می بیند و عقیده دارد که تمام اعمال خلاف او محاسبه می شود و به کیفر اعمال شر خود در این دنیا یا جهان دیگر خواهد رسید. لذا سعی می کند که نزدیک مفاسد نشود.
2- بر اثر عبودیت الهی، به انسان حالتی دست می دهد که او را بر هواهای نفسانی و تمایلات شیطانی مسلط می کند و جلوی طغیان غرایز را که ریشه تبهکاری هاست، می گیرد.
3- انسانی که دارای ایمان مذهبی است، کمال خود را در تقرب به خدا می داند. لذا مرتکب مفاسد که سد محکمی در راه رسیدن به قرب الهی است نمی شود.
4- ایمان مذهبی به انسان، عزت، ارزش و شرافت می بخشد. شخص با ایمان هیچ گاه تسلیم مفاسد که چیزی جز ذلت نفس و اسارت در دام شیطان نیست، نمی شود.
از مجموع آنچه گفته شد می توان چنین نتیجه گرفت که ایمان مذهبی، نقش پیشگیری بسیار قوی نسبت به جرایم و مفاسد دارد. لذا کسانی که می خواهند در مسیر فساد و جاده انحرافات قرار نگیرند، باید در تقویت ایمان مذهبی خود تلاش کنند (همان، 105 و 104).
منبع :کاوه، محمد، (1391)، آسیب شناسی بیماری های اجتماعی (جلد اول)، تهران: نشر جامعه شناسان، چاپ اول 1391.
 




طبقه بندی: كودك و نوجوان،

[ پنجشنبه 8 خرداد 1393 ] [ 09:29 ق.ظ ] [ م. ج. مهران منزه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات