پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی

هر آنچه برای رسیدن به خوشبختی می خواهید

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

تورات




دلیل تحریف تورات و انجیل



تحریف تورات از نظر تاریخى و علمى قطعى است، بر این مسأله دلایل بسیارى وجود دارد. برخى از آنها در لابلاى مطالب مرتبط به تحریف متون مقدس مسیحیت از نظر خواهد گذشت، زیرا عهد عتیق مسیحیان همان كتاب مقدس یهودیان است كه مشتمل بر تورات نیز مى‏باشد. افزون بر آن دلایل مستقلى بر تحریف یا بشرى بودن تورات كنونى وجود دارد كه برخى از آنها از قرار زیر مى‏باشد: یك. وفات و دفن موسى‏ در باب 34 سفر تثنیه و نیز باب 36 سفر پیدایش شرح وفات و دفن حضرت موسى آمده است، معلوم مى‏شود این مطالب پس از رحلت حضرت موسى(ع) به تورات اضافه شده است. دو. اختلاف در نسخه‏هاى تورات‏ در میان فرقه‏هاى مختلف یهودى تفاوت‏هایى در رابطه با تورات وجود دارد. در مَثَل فرقه سامرى تنها پنج سفر تورات را مى‏پذیرد و 34 كتاب دیگر عهد عتیق را رد مى‏كند. همچنین سامریان نسخه ویژه‏اى از كتاب یوشع دارند كه با كتاب یوشع رایج تفاوت دارد. تورات ایشان نیز با بنگرید : حسین توفیقى، آشنایى با ادیان بزرگ، ص 117، قم، طه، سمت، چاپ هفتم، 1384. تورات رایج اندكى اختلاف دارد. سه. اشكالات ابن عزراء برخى از عالمان، مفسران و اندیشمندان از قدماى یهود مانند ابراهیم‏بن عزراء(1164-1089م)، انتساب تورات موجود به حضرت موسى(ع) را قبول نداشته و ادله‏اى رمزگونه براى این سخن آورده است. او در كتاب خود، تفسیر سفر تثنیه، شش دلیل به صورت رمز آورده و «باروخ اسپینوزا» (1677-1632م) سعى كرده است كه رمزهاى ابن عزراء را بگشاید. او از آنها استفاده مى‏كند كه در درون خود تورات، شواهد متعددى وجود دارد كه نویسنده تورات حضرت موسى(ع) نیست، و شخص دیگرى قرن‏ها بعد آن را نگاشته است. سخنان ابن عزراء در تفسیرش بر «سفر تثنیه» به شرح ذیل است: «آن طرف اردن، و... اگر چنان باشد كه رمز دوازده را بدانى... علاوه موسى تورات را نوشته... در آن وقت، كنعانیان در آن زمین بودند... در كوه خدا، به او وحى مى‏شود. سپس تخت خواب او تخت آهنین او را نظاره كن. بنابراین، تو این حقیقت را خواهى دانست». ابن عزراء در این چند كلمه، به صورت رمزوار اشاره مى‏كند كه نویسنده اسفار پنچ گانه (تورات) موسى(ع) نبوده، بلكه شخص دیگرى بوده كه مدت‏هاى طولانى پس از موسى(ع) مى‏زیسته است. به علاوه، كتابى كه موسى(ع) نوشته، با كتاب‏هاى باقیمانده تفاوت دارد. بنگرید : الف. باروخ اسپینوزا، مصنف واقعى اسفار پنجگانه، ترجمه : علیرضا آل بویه، فصلنامه هفت آسمان، ش 1، بهار 1378 (این مقاله ترجمه‏اى است از فصل هشتم كتاب : Transloted From The Latin With An Introductionby R.H.M. Francesco Cordasco. Works Of Spinooza; A Theo Logico - Political Treatise and A Political Treatise, The Chief ب. عبدالرحیم سلیم بن اردستانى، كتاب مقدس، صص 56 - 67، قم : آیت عشق، دوم، 1385. اسپینوزا شش رمز ابن عزراء را چنین مى‏گشاید: 3-1. «آن طرف اردن» اشاره است به سفر «تثنیه»، 1:1 كه در آن آمده است: «این سخنانى كه موسى به آن طرف اردن در بیابان عربه... با تمامى اسرائیل گفت». از این جمله بر مى‏آید كه نویسنده آن از رود اردن عبور كرده است، ولى حضرت موسى(ع) از رود اردن عبور نكرد. در همین سفر از قول موسى(ع) آمده است: «خداوند به من گفته است كه از این اردن عبور نخواهى كرد تثنیه، 31 :2. . 3-2. «اگر چنان باشد كه رمز دوازده را بدانى»: در سفر «تثنیه»، 27:1، حضرت موسى(ع) به بنى‏اسرائیل دستور مى‏دهد كه وقتى از رود اردن عبور كردید، مذبحى بسازید و تمامى كتاب شریعت را روى سنگ‏هایى نوشته، اطراف آن بگذارید. در «صحیفه یوشع» ،32-30:8 آمده است كه یوشع(ع) به وصیت موسى(ع) عمل كرد و مذبحى از سنگ‏هاى نتراشیده بنا كرد و بر آنها تمامى تورات حضرت موسى(ع) را نوشت. ربیان یهود گفته‏اند: تعداد این سنگ‏ها دوازده عدد بوده است. حال آیا ممكن است تورات را با این حجم بر روى دوازده سنگ نوشت؟ پس تورات موسى(ع) بسیار كوچك‏تر از كتاب موجود بوده است. 3-3. «علاوه موسى تورات را نوشته»: در سفر «تثنیه» 31:9 آمده است و موسى(ع) این تورات را نوشته. این عبارت نمى‏تواند نوشته خود حضرت موسى(ع) باشد، بلكه باید دیگرى آن را نوشته باشد. 3-4. «در آن وقت كنعانیان در آن زمین بودند»: در سفر «پیدایش»، باب دوازدهم، سخن از مهاجرت حضرت ابراهیم(ع) به كنعان است و مى‏گوید: «در آن وقت، كنعانیان در آن زمین بودند». از این عبارت بر مى‏آید كه نویسنده زمانى این عبارت را نوشته كه كنعانیان دیگر در آن زمین نبوده‏اند و چون سرزمین كنعان پس از حضرت موسى(ع) فتح شد و بقایاى اقوام آن سرزمین تا زمان داود و سلیمان(ع) در آنجا بودند، پس موسى(ع) نمى‏تواند نویسنده این فقره باشد. 3-5. «در كوه خدا به او وحى مى‏شود»: در سفر «پیدایش»، 22:14، كوه اوریا، كه بر آن ماجراى ذبح فرزند توسط حضرت ابراهیم(ع) رخ داد «كوه خدا» نامیده شده است. این در حالى است كه حضرت موسى(ع) وعده این نامگذارى را مى‏دهد و پس از ساخته شدن معبد در زمان سلیمان(ع) این مكان «كوه خدا» نامیده مى‏شود. پس حضرت موسى(ع) نمى‏تواند این فقره را نوشته باشد. 3-6. «سپس تخت خواب او، تخت آهنین او را نظاره كن»: در سفر «تثنیه»، 3:11 آمده است: «زیرا كه عوج ملك باشان از بقیه رفائیان تنها باقى مانده بود. اینك تخت‏خواب او تخت آهنین است. آیا آن در رَبَت بنى عمّون نیست و طولش نه ذراع و عرضش چهار ذراع بر حسب ذراع آدمى است؟ این در حالى است كه حضرت داود(ع) به شهر «ربه» غلبه كرد و این تخت را كشف كردكتاب دوم سموئیل، 29-12 :28. و این قرن‏ها پس از موسى بود. چهار. اشكالات اسپینوزا اسپینوزا پس از باز كردن رموز ابن عزراء مى‏گوید: موارد مهم‏ترى در تورات وجود دارند كه ابن عزراء به آنها توجه نكرده است: 4-1. در موارد متعددى، در تورات از موسى(ع) به صورت سوم شخص سخن گفته شده و افزون بر آن به جزئیات زندگى او پرداخته شده است مثل: «موسى با خدا سخن گفت» (خروج، 33:9)؛ «موسى مردى بسیار حلیم بود، بیشتر از جمیع مردمانى كه بر روى زمین‏اند» (اعداد، 12:2)؛ «موسى؛ مرد خدا... س موسى، بنده خداوند، . در آنجا به زمین موآب بر حسب قول خداوند، رحلت نمود»تثنیه، 33 :1. . «پیامبرى مثل موسى تا به حال در اسرائیل برنخاسته است» كه خداوند او را رو به رو شناخته باشد»تثنیه، 36 :10. 4-2. در باب آخر سفر «تثنیه»، وفات و دفن حضرت موسى(ع) و عزادارى بنى‏اسرائیل براى او همراه با جملاتى از قبیل «پیامبرى مثل موسى تا به حال در اسرائیل برنخاسته» و «احدى قبر او را تا امروز ندانسته است» نقل شده است. 4-3. برخى از نام‏ها در تورات آمده‏اند كه مدت‏ها، پس از حضرت موسى(ع) از آنها استفاده شده است. براى مثال، در سفر «پیدایش»، 14:14 آمده است كه «ابراهیم دشمنان خود را تا «دان» تعقیب . كرد»، در حالى كه مدت‏ها پس از مرگ یوشع(ع) و در زمان داوران، نام «دان» بر این شهر نهاده شد: «و شهر را به اسم پدر خود، كه براى اسرائیل زاییده شد، «دان» نامید؛ اما اسم شهر قبل ازداوران، 18 :29. آن «لارش» بود» 4-4. برخى از ماجراها در تورات آمده‏اند كه تا پس از وفات حضرت موسى(ع) ادامه داشته‏اند. در سفر «خروج»، 6:35 آمده است: «و بنى‏اسرائیل مدت چهل سال منّ مى‏خوردند تا به زمین آباد رسیدند؛ یعنى تا به سر حد كنعان داخل شدند، خوراك ایشان منّ بود». و «و بنى‏اسرائیل در زمان یوشع‏بن نون(ع) وارد كنعان شدند»یوشع، 5 :12. . همچنین در سفر «پیدایش» آمده است: «اینانند پادشاهانى كه در زمین ادوم سلطنت كردند، قبل از آنكه پادشاهى بر بنى‏اسرائیل سلطنت كند»همان، ص‏95-94. . 4-5. با وضوح تمام از آنچه ذكر خواهد شد، به دست مى‏آید كه موسى نویسنده اسفار پنجگانه نیست، زیرا پس از عبارت سفر تثنیه كه «موسى این تورات را نوشت»، مورخ مى‏افزاید: «موسى آن را به احبار داد و از آنان خواست در اوقات معلومى آن را براى تمامى مردم قرائت كنند». این عبارت نشان مى‏دهد كه تورات مى‏بایست حجمى خیلى كمتر از اسفار پنج گانه داشته باشد تا آنان بتوانند تمامى آن را در یك مجلس بخوانند، به صورتى كه همه آنان نیز آن را بفهمند»همان، ص‏97-95. . اسپینوزا در پایان نتیجه مى‏گیرد كه اسفار پنج گانه پس از تبعید بابلى و به احتمال قوى به دست عزراء نوشته شده‏اندهمان، ص‏101. . پنج. نقد تاریخى‏ با پیدایش جریان نقد تاریخى كتاب مقدس، مطالعات گسترده‏اى درباره این كتاب آغاز گشت. نظریه‏اى كه در این دوره درباره تورات مطرح شد و به تدریج به صورت امرى مسلم درآمد، نظریه «منابع تورات»است. اسفار پنج گانه تورات از چهار منبع، كه در زمان‏هاى گوناگون به وجود آمده‏اند، تركیب شده‏اند. این چهار منبع عبارتند از: منبع «یهوه‏اى» (Jahwist) منبع الوهیمى (Elohist) منبع كاهنى (Pristly) منبع تثنیه‏اى (Deuteronomy). در دو منبع نخست، نام خدا به ترتیب، به صورت «یهوه» و «الوهیم» آمده و از همین رو به این نام‏ها نامیده شده‏اند. منبع كاهنى بر احكام كاهنان و معبد متمركز است و منبع تثنیه اى منبع سفر «تثنیه» است. «نظریه منابع» به حل برخى از مشكلات تورات كمك مى‏كند. به وسیله این منابع، معلوم مى‏شود كه دلیل برخى از تكرارها یا تناقضات موجود در این كتاب چیست. نویسنده اى یهودى برخى از این موارد را بر شمرده است: دو بار رانده شدن هاجر (پیدایش، 16 و 21-21:19)؛ دو بار ربوده شدن ساره (پیدایش، 20-12:10 و 20)؛ ثروتمند شدن یعقوب از یك سو با حیله و نیرنگ خود او (پیدایش، 30، 43-25)، و از سوى دیگر، با راهنمایى یك فرشته در خواب (پیدایش، 31:9 و شماره‏هاى بعد) در یكجا روبین باعث نجات یوسف مى‏شود به اینكه پیشنهاد مى‏دهد او را در چاه بیندازند و بعد مدیانیان او را از چاه بیرون .Thougt Ed. Arthur A. Cohen and Paul Mendes - Flohr, New York, 7891. P.63. Cjrt, Contemporary Jewish Religious مى‏آورند. (پیدایش، 24-37:20 و 30-28) و در جاى دیگر، یهودا او را نجات مى‏دهد و او را به اسماعیلیان فروشندپیدایش، 37 : 25 - 28. بر خلاف سفر «پیدایش»، در سه سفر بعدى كه در آنها از سه منبع (یهوه‏اى، الوهیمى و كاهنى) استفاده شده، تمییز بین دو منبع اول آسان نیست و برخى از مطالب تركیبى هستند. از این رو، محققان منبع (یهوه‏اى - الوهیمى) را در نظر گرفته‏اند. بنابراین در سه سفر «خروج»، «لاویان» و «اعداد»، از چهار منبع استفاده شده است كه منبع چهارم تركیبى از دو منبع اول است. اندیشه‏هاى دینى دو منبع یهوه‏اى و الوهیمى متفاوتند. منبع یهوه‏اى بر ارتباط مستقیم بین خدا و مشایخ تأكید مى‏كند، در حالى كه منبع الوهیمى سعى دارد این نظریه را با در نظر گرفتن یك رؤیا یا یك فرشته به عنوان واسطه تعدیل كند. منبع كاهنى با موضوعاتى خاص از قبیل تقدس و مراسم دینى، مانند قربانى‏ها، نجاست و طهارت، احكام كاهنان، موسم‏هاى مقدس و مانند اینها سرو كار دارد و برخلاف سه منبع دیگر، چیزى درباره وحى در سینا نمى‏گوید، بلكه بیشتر بر تجلى خدا در خیمه عبادت متمركز است. خود یك ساختار نظام‏مند است كه منبع سفر «تثنیه» است. Ibid P.63 - 73; Eb, The New Encyclopedia منبع چهارم، یعنى منبع «تثنیه‏اى» (D)صورت یك سخنرانى و داعى و به شكل یك زندگى نامه خویش نویس است‏ از میان این چهار منبع، منبع یهوه‏اى از همه قدیمى‏تر است كه در زمان داود(ع) (1015-975 ق.م) و سلیمان(ع) (975-933 ق.م) نوشته شده است. منبع الوهیمى پس از حضرت سلیمان(ع) و تجزیه كشور به شمال و جنوب در بخش شمالى نوشته شده است. منبع تثنیه‏اى در «یوشیّا» (640-609 ق.م) نوشته شده است. آخرین منبع به لحاظ تاریخى، منبع كاهنى است كه در دوره اسارت بابلى نوشته شده است. بنابراین، نویسنده نهایى تورات پس از دوره اسارت بابلى، یعنى پس از سال 538 ق.م از تركیب این منابع تورات كنونى را به وجود آورده‏الخورى بولس الفعالى، المدخل الى الكتاب المقدس، ج‏2، ص 16 - 39. . است‏ امروزه حتى بیشتر سنتى‏هاى یهودى و مسیحى این را قبول كرده‏اند كه نویسنده تورات نمى‏تواند حضرت موسى(ع) باشد. توماس میشل، كه از فرقه سنت‏گراى «ژزوئیت» مسیحى است، مى‏گوید: «تورات پنج قرن قبل از میلاد و به دست نویسنده‏اى ناشناس نوشته شده، اما به هر حال، این عمل با الهام الهى بوده است». در قدیم، مردم معتقد بودند كه موسى تورات را نوشته است، اما مطالعات جدید كتاب مقدس نشان مى‏دهد كه پاسخ به مسأله اصل و منشأ اسفار تورات از آنچه در ابتدا تصور مى‏شود، دشوارتر است. تورات در طول نسل‏ها پدید آمده است؛ در ابتدا روایت‏هایى وجود داشت كه قوم یهود آنها را به یكدیگر منتقل مى‏كردند. سپس روایات مذكور در چند مجموعه نوشته شد كه برخى از آنها در باب تاریخ و برخى در باب احكام بود. سرانجام، در قرن پنجم قبل از میلاد، این مجموعه‏ها در یك كتاب گرد آمد. كسانى كه در این كار طولانى و پیچیده شركت كردند، بسیار بودند و نام اكثریت قاطع آنان را تاریخ فراموش كرده است. به عقیده یهودیان و مسیحیان، الهام الهى در همه مراحل تألیف تورات، همراه و پشتیبان بوده است‏توماس میشل، كلام مسیحى، ترجمه حسین توفیقى، ص‏32. . شش. ناپدیدشدن تورات و باز پیدایى آن‏ از عهد قدیم (كتاب دوم تاریخ ایام باب 34) بر مى‏آید كه در زمان‏هایى تورات ناپدیده شده و بعدها كسانى مدعى شده‏اند كه آن را یافته‏اند. «یك روز حلقیا، كاهن اعظم، نزد شافان منشى دربار رفت و گفت: «در خانه خداوند كتاب تورات را پیدا كرده‏ام». سپس كتاب را به شافان نشان داد تا آن را بخواند. وقتى گزارش كار ساختمان خانه خداوند را به پادشاه مى‏داد در مورد كتابى نیز كه حلقیا، كاهن اعظم در خانه خداوند پیدا كرده بود با او صحبت كرد. سپس شافان آن را براى پادشاه خواند. وقتى پادشاه كلمات تورات را شنید، از شدت ناراحتى لباس خود را پاره كرد و به حلقیا، كاهن اعظم، شافان منشى، عسایا (ملتزم پادشاه)، اخیقام (پسر شافان) و عكبور (پسر میكایا) گفت: «از خداوند بپرسید كه من و قومم چه باید بكنیم. بدون شك خداوند از ما خشمگین است، چون اجداد ما مطابق دستورات او كه در این كتاب نوشته شده است رفتار نكرده‏اند...». پادشاه تمام بزرگان یهودا و اورشلیم را احضار كرد و همگى، در حالى كه كاهنان و انبیاء و مردم یهودا و اورشلیم از كوچك تا بزرگ به دنبال آنها مى‏آمدند، به خانه خداوند رفتند. در آنجا پادشاه تمام دستورات كتاب عهد را كه در خانه خداوند پیدا شده بود، براى آنها خواند. پادشاه نزد ستونى كه در برابر جمعیت قرار داشت، ایستاد و با خداوند عهد بست كه با دل و جان از دستورات و احكام او پیروى كند و مطابق آنچه كه در آن كتاب نوشته شده است، رفتار نماید. تمام . جماعت نیز قول دادند این كار را بكنندكتاب دوم پادشاهان، 23 :4-22 :8. در جاى دیگرى از عهد قدیم آمده است كه پس از تبعید بابلى بنى اسرائیل، از عزراى كاهن خواستند كه تورات موسى را براى قوم بخواند. عزرا و دیگر كاهنان، كتاب تورات را هر روز براى مردم مى‏خواندند تا اینكه در روز هفتم، قرائت تورات به پایان رسیدكتاب نحمیا، باب هشتم. . برخى به صورت جدى در این تردید كرده‏اند كه توراتى را كه عزرا خواند همان كتابى باشد كه در زمان یوشیّا خوانده شد: «آیا آن «كتاب شریعت موسى» چه بوده است؟ این كتاب درست همان كتاب عهد، كه یوشیّا پیش از آن بر مردم خوانده بود نیست. چه در كتاب عهد، تصریح شده است كه آن را در مدت یك روز دو بار بر یهودیان فرو خواندند، در صورتى كه خواندن كتاب دیگر محتاج یك هفته تمام‏ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج‏1، ص‏382. به نقل از : عبدالرحیم سلیمانى اردستانى، كتاب مقدس، صص‏67-56؛ قم : آیت عشق، چاپ دوم تا 1385. . وقت بود دلیل تحریف ناپذیری قرآن: به طور كلى در رابطه با تحریف ناپذیرى قرآن، دلایل متعددى اقامه شده است كه از جمله آنها «گواهى تاریخ» است. پژوهش‏هاى تاریخى و مقایسه بین قرآن‏هاى موجود و قرآن‏هاى صدر اسلام، نشان مى‏دهد كه حتى یك كلمه از این كتاب الهى، كم یا زیاد نشده است. اینجا به بیان بخشى از آنها به طور اختصار اكتفا مى‏كنیم: 1. برهان حكمت‏؛ قرآن شناسى، ج 1، ص 216. خداوند آخرین كتاب آسمانى خود را به نام قرآن، براى هدایت بشر فرستاده است. خداوند دیگر نه كتابى مى‏فرستد و نه پیامبرى؛ بنابراین قرآن اولین و آخرین منبع هدایت بشر تلقى مى‏شود. تحریف چنین كتابى برابر با عدم حفظ خداوند و مساوى با گمراهى بشر است و این با حمید و حكیم بودن خداوند سازگار نیست. بنابراین خداوند خود به مقتضاى حكیم بودنش این كتاب را حفظ مى‏كند. 2. برهان اعجاز این دلیل به تعبیر علامه طباطبایى‏سید محمد حسین طباطبایى، قرآن در اسلام، ص 117. بهترین و متقن ترین دلیل براى صیانت قرآن در زمان كنونى به شمار مى‏رود. تقریرش این است كه همان وجوه اعجازى كه براى قرآن زمان رسول‏اللَّه وجود داشت (مثل تحدى، فصاحت و بلاغت و زیبایى الفاظ آن، روحانى و معنوى بودن آن، هدایت انسان به سوى حق، صدق مطلق مطالب آن و بالاخره خیلى از اوصاف دیگر) بر همین قرآن كنونى منطبق و یافت مى‏شود. بى‏تردید در صورتى كه بین این فاصله زمانى كمترین نقصان و یا اضافه‏اى در آن به وقوع مى‏پیوست، به طور یقین دیگر از آن اوصاف خبرى نمى‏ماند و حال آنكه همه آنها در قرآن كنونى باز هم یافت مى‏شود. 3. برهان خاتمیت‏ قرآن از طرفى، در چندین جا تصریح مى‏كند كه كلام خدا و سند نبوت است و كتاب اسلام به شمار مى‏آیدمانند آیه 34 سوره طور و آیه 88 سوره اسراء(17). و از طرف دیگر، دین اسلام را دین خاتم معرفى مى‏كندمانند آیه 85 سوره آل عمران و آیه 40 سوره احزاب.. روشن است كه معناى خاتمیت، مصونیت از تحریف است. اما سخن در این است كه چه چیزى از دین باید مصون از تحریف باشد؟ یقیناً آنچه به نام دین و مجموعه هدایت الهى براى یك پیامبر نازل گشته است؛ یعنى، كتاب او باید مصون از تحریف باشد و این شرط لازم مصونیت دین از تحریف است‏همان، ص 66 و درباره خاتمیت ر.ك : مجموعه آثار استاد مطهرى، ج 2، ص 183 و ج 3، ص 153).. 4. برهان تحدى دائمى‏ قرآن در همه زمان‏ها و مكان‏ها و حتى در زمان حاضر، توان و قدرت فكرى و ذهنى بشر را براى همانندسازى به مبارزه فرا مى‏خواند. اما بشر حاضر مثل انسان‏هاى گذشته، عاجزانه در مقابل آن شكست را پذیرا مى‏شود. از این ناتوانى موجود به راحتى مى‏توان پى برد كه حتى قرآن كنونى به تحریف دچار نشده است. 5. برهان جامعیت‏ قرآن در راستاى هدایت و راهنمایى بشر، از بیان چیزى كه لازمه بشر در امر سعادت باشد، فروگذارى نكرده است. قرآن حاضر همانند قرآن موجود در گذشته‏ها داراى این صفت است. حال اگر قرآن در زمان حاضر به چنین صفتى است، چگونه مى‏توان احتمال نقصان یا زیادت را در آن داد؟ بنابراین قرآن كنونى از هر گونه تغییرى مصون است. 6. برهان تواتر تمام آیات و سوره‏هاى كنونى قرآن مجید، همانند قرآن گذشته، دست به دست و سینه به سینه به طور همگانى توسط مسلمانان نقل گردیده است. این تواتر منطقى، دلالت مى‏كند هیچ كلمه و آیه یا سوره‏اى، نه از قرآن كاسته شده و نه بر آن افزوده شده است. بنابراین قرآن كنونى با توجه بر واجد بودن صفت تواتر، از هرگونه تحریفى سالم است. 7. شیوه وحیانى قرآن‏ این برهان مبتنى بر نوع نگرش مسلمانان بر مسئله وحى و تمایز مسیحیان از آن است. مسلمانان معتقدند وحى در واقع تكلم و گفتار لفظى خداوند است كه به وسیله جبرئیل به پیامبرصلى الله علیه وآله مى‏رسید و پیامبرصلى الله علیه وآله موظف بود عین همان الفاظ را بر مردم برساند. اما مسیحیان بر این باورند كه وحى در حقیقت انكشاف خدا و تجربه انسان است كه در بشر تجلى مى‏كند و این عامل انسانى است كه آن را در مقام بازگو تعبیر مى‏كند و لذا ممكن است در تعبیر آن مرتكب اشتباه هم بشود. روشن است كه طبق نگرش اول به یقین الفاظ قرآن نمى‏تواند از نقش عامل انسانى متأثر شود. از این رو، چاره‏اى جز پذیرفتن تحریف ناپذیرى قرآن بر اساس دیدگاه مسلمانان در بین نمى‏ماند. 8. شیوه بیانى قرآن‏ قرآن در جهت تعارض با منافع زورمندان و سلطه جویان، بیش از آنكه به نام اشخاص بپردازد به بیان شاخص‏ها توجه كرده است و به استثناى تصریح نام ابولهب و همسرش، به موارد جزئى نپرداخته است. و این یكى از تمهیدات الهى در مصونیت قرآن است كه به نوبه خود باعث گردیده، براى كسى انگیزه كتمان یا تحریف آیات پیش نیاید و بهانه‏اى براى دسیسه حاكمان به طور آشكار نباشد. 9. شیوه نزول قرآن‏؛ كیهان اندیشه، شماره 28، مقاله تحریف ناپذیرى قرآن، علامه مرتضى عسكرى. یكى از تمهیدات الهى براى مصون ماندن قرآن، نزول تدریجى آن، آن هم با سبك و برنامه‏اى ویژه است. در مدت تقریباً 23 سال، آیات قرآن به دو شكل نازل شده است. آیاتى كه در آغاز بعثت در مكه نازل گردیده، آیاتش كوتاه و موزون است؛ مانند «وَ الضُّحى‏ وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى‏ ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى‏...» و یا «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ...». این مقاطع كوتاه و موزون در حفظ آیات، تأثیر بى‏شائبه‏اى داشته است، آن هم در میان مردم روزگارى كه امى بوده‏اند. اما در سال‏هاى بعد، آیات و سوره‏هاى بزرگ‏ترى در مدینه نازل شده است؛ زیرا در مدینه، هم آرامش بیشترى براى مسلمانان بوده و هم امكانات نوشتن و ثبت آیات وجود داشته است. بالاخره، نزول تدریجى قرآن، این نتیجه را داشت كه وقتى حتى چند آیه نازل مى‏شد، پیامبر آن را براى مسلمان‏ها مى‏خواند (و آنان نیز حفظ مى‏كردند) و بعد آیه‏اى دیگر نازل مى‏گشت. 10. شیوه تعلیم قرآن‏ در تاریخ قرآن مهم است بدانیم كه پیامبرصلى الله علیه وآله چگونه آیات را به مردم مى‏خوانده و آنها را تعلیم مى‏داد؟ راوى مى‏گوید: پیامبرصلى الله علیه وآله در مدینه هر بار ده آیه به ما مى آموخت. ما ده آیه را یاد مى‏گرفتیم، سپس ده آیه دیگر و... براى مثال، یكى از صحابه در مسجد دمشق 1600 شاگرد را تعلیم قرآن مى‏داده است. به این شكل كه آنها را به گروه‏هاى ده نفرى تقسیم كرده بود و هر ده نفر یك ناظر داشته اند كه مجموع این ناظران و سرگروه‏ها 160 نفر مى‏شدند. افزون بر آن‏ابو عبدالله زنجانى، تاریخ القرآن، ص 42، موسسه الاعلمى، بیروت. به شهادت تاریخ، در صدر اسلام عده زیادى از مسلمانان - كه تعداد آنان را تا 43 نفر نوشته‏اند به دستور پیامبرصلى الله علیه وآله هر آیه و یا سوره‏اى كه نازل مى‏شد، بلافاصله مى‏نوشتند؛ از جمله معروف‏ترین اصحاب پیامبر كه به نوشتن قرآن اهتمام خاصى مى‏ورزیدند، حضرت على‏علیه السلام و زید بن ثابت بودند. 11. اهتمام مسلمانان‏ بى‏شك از اهتمام پیامبرصلى الله علیه وآله بر قرائت قرآن و تحفیظ آن بر مسلمانان‏جامعه آن روز فضیلت بزرگى براى حفظ قرآن قائل شده بود. مؤمن و منافق در این جهت بر یكدیگر سبقت مى‏گرفتند. معاشرت و انس با قرآن، جزو آداب و رسوم مردم در آمده بود و در مسائل و مشكلات خود به آن مراجعه مى‏كردند. تقدّس و فضیلت یافتن قرآن نزد مسلمانان، این نتیجه را به دنبال داشت كه كسى نمى‏توانست ایده تغییر قرآن را در سر بپروراندمحمدتقى مصباح یزدى، قرآن شناسى، ج 1، ص 215، (نشر مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى).. اهتمام به نگه‏دارى و حفظ قرآن كریم در میان مسلمانان به اندازه‏اى بود كه پس از نبى اكرم و در زمان خلافت ابوبكر، وقتى در جنگ یمامه تعدادى از حافظان قرآن كشته شدند، مسلمانان تصمیم گرفتند توجه بیشترى در حفظ قرآن به خرج دهند و به این منظور همه نسخه‏هاى قرآن را در یك جا جمع‏آورى كرده و از اینكه نقصانى در آنها واقع شود، جلوگیرى نمودند. حفظ این نسخه‏ها به شدت مورد توجه قرار گرفت و همین طور نسل بعد، قرآن را سینه به سینه حفظ مى كردند و به نسل بعد انتقال مى دادندسید محمد حسین طباطبایى، ترجمه المیزان، ج 12، ص 167 - 161، مركز نشر فرهنگى رجا. . 12. تكامل خط و كتابت‏ براى حفظ یك متن به صورت اصلى، باید شرایط طبیعى چنین امرى فراهم باشد. در عصرهاى گذشته تكامل خط و پیشرفت كتابت به آن میزان نبوده است كه بتواند متنى را در بستر خویش و به صورت كامل حفظ كند. البته با رشد تمدن بشرى، زمینه‏هاى لازم براى چنین امرى پدیدار مى‏شد؛ چنان كه به نظر برخى‏علامه خوئى، ترجمه البیان، ج 1، ص 309، (نشر مجمع ذخائر اسلامى - قم، 1360 ش). در زمان رسول‏اللَّه شرایط و موقعیت حصول چنین كارى مهیا شد و زمینه را براى حفظ و صیانت قرآن فراهم آورد. براى مطالعه بیشتر ر.ك: الف. محمد هادى معرفت، تاریخ قرآن، (تهران: سمت، چاپ دوم 1377)، صص 167 - 154؛ ب. محمدتقى مصباح یزدى، قرآن‏شناسى، (قم: مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، چاپ اول، 1376)؛ پ. حسن حسن‏زاده آملى، قرآن هرگز تحریف نشده است؛ ت. محمد هادى معرفت، التحقیق فى نفى التحریف عن القرآن. برای اثبات مصونیت قرآن كریم از تحریف ادله متعددی كه از زوایای گوناگون این مطلب را مورد توجه قرار داده اند، ذكر شده است كه به اختصار بیان می كنیم و تفصیل آن را به كتبی كه در این زمینه تألیف شده واگذار می كنیم: الف) شواهد تاریخی: 1- دستورها و توصیه ها و اهتمام ویژه پیامبر اكرم در مورد تلاوت و حفظ و كتابت قرآن كریم كه سبب توجه و عنایت خاص مسلمانان به این امر به عنوان یكی از وظایف مهم دینی گردید. 2- علاقه زایدالوصف عرب معاصر قرآن نسبت به قرآن كریم به جهت فصاحت و بلاغت و آهنگ معجزه آسای آن، در كنار توصیه های نبی اكرم، عامل مضاعفی در انس هر چه بیشتر آنان با قرآن و اهتمام به تلاوت و حفظ آن می گردید. 3- با توجه به مبارزه طلبی قرآن مبنی بر این كه اگر قادرید «یك آیه مثل آیات قرآن بیاورید» اگر دست جعل و تحریف در قرآن راه پیدا می كرد به عنوان دستاویز كافران چه از اهل كتاب (یهود و نصارا) و چه غیر آنان مورد تمسك قرار می گرفت و به تواتر تاریخی نقل می شد. چون انگیزه برای نقل آن قوی بود و می توانست مهم ترین دستاویز علیه اسلام باشد. 4- حساسیت ویژه مسلمانان نسبت به هر گونه تغییر در قرآن كریم. با توجه به توصیه های پیامبر اكرم و اهتمام و انس مسلمانان به تلاوت و حفظ و كتابت قرآن كریم و با توجه به مقدس و احترام ویژه ای كه برای قرآن كریم به عنوان منبع و مرجع اصلی و قانون مدون برای تمام شؤون حیات فردی و اجتماعی خویش قائل بودند براساس شواهد تاریخی مسلمانان حساسیت ویژه ای نسبت به حفظ و صیانت قرآن از هرگونه تغییری از خود نشان می دادند. به گونه ای كه حتی نسبت به حذف یك «واو» از قرآن كریم شدیدترین عكس العمل ها را نشان می دادند و شمشیر را از نیام بیرون می كشیدند (همچنان كه در مورد واو «والذین یكنزون الذهب» نقل شده است .رك: الدر المنثور، ج 3، ص 232 - دراسات و بحوث فی التاریخ والاسلام، ج 1 ، ص 94 - المیزان، ج 9، ص 256) 5- اگر به هر شكل دست جعل و تحریف به قرآن راه می یافت به تواتر نقل می شد. زیرا انگیزه برای نقل آن قوی بود. چرا كه می توانست به عنوان مهم ترین دستاویز كفار اعم از اهل كتاب (یهود و نصارا) و غیر آنان، علیه اسلام به كار گرفته شود. به ویژه تحریف به زیاد كردن واضافه كردن به قرآن، با توجه به تحدی و مبارزه طلبی قرآن و این كه اگر می توانید یك آیه مانند قرآن بیاورید، در دورانی كه عرب از سخنوران و شاعرانی در اوج فصاحت و بلاغت بهره می برد هرگز نتوانست جز اظهار عجز پاسخی دهد و هرگونه تلاشی در این زمینه شكست خورد. چرا كه آیات قرآن از نظر بلندی و اوج محتوایی و استحكام آن از نظر فصاحت و بلاغت و نثر موزون و آهنگین، آن چنان بود كه هیچ سخنی توان برابری با آن را نمی توانست داشته باشد و همچنان این گونه است به طوری كه به آسانی كلام بزرگان دین چون امیر بیان علی(ع) نیز از آیات قرآنی متمایز وجه است. 6- در هیچ مقطعی از تاریخ، قرآن مفقود نشده است و همچنین هیچ گاه كسانی به جای قرآن رایج، ادعای وجود قرآنی دیگر به عنوان قرآن اصلی، نكرده اند و یا هیچ گاه نزاعی و دعوایی بر سر تغییر، حذف یا زیادت آیات قرآن در میان مسلمانان رخ نداده است. با توجه به انشعابات و فرقه های فراوانی كه در بین مسلمانان پیدا شده با همه اختلافاتی كه با یكدیگر دارند هیچ كدام بر سر قرآن كریم و این كه این قرآن، قرآن نازل شده بر پیامبر اكرم است كوچك ترین اختلافی ندارند. بلكه همواره در تمام استدلال های خود به قرآن به عنوان منبع و مرجع اصلی استدلال می كرده اند. و در طول تاریخ، بالاتفاق سینه به سینه و نسل به نسل قرآن رایج را حفظ و منتقل كرده اند. اگر كوچك ترین تغییر و تحریفی صورت می گرفت. با توجه به اهتمام مسلمین به حفظ قرآن، منشأ نزاع و خونریزی می گردید و به تبع اگر هر یك از امور فوق رخ می داد با توجه به انگیزه كفار و این كه می توانست دستاویز خوبی برای آنان باشد، آن را نقل می كردند. در حالی كه هیچ یك از امور فوق حتی توسط مشركین و كفار و یهود و نصارا نقل نشده است. 7- كتابت قرآن در زمان حیات رسول گرامی اسلام. یكی از عواملی كه موجب حفظ و مصونیت قرآن كریم از تحریف شد، این بود كه با اهتمام نبی اكرم، عین الفاظ وحی در زمان خود حضرت نوشته شد (القرآن و دعاوی التحریف، رسول جعفریان، فصل سوم، ص 29) كتابت قرآن كریم در زمان نبی اكرم از عوامل مهم و اساسی بود كه مانع شد قرآن همانند تورات و انجیل دستخوش تحریف شود.





طبقه بندی: دین شناسی،
برچسب ها:تحریف، تورات، انجیل،

[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 09:20 ق.ظ ] [ م. ج. مهران منزه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic