تبلیغات
پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی - فوائد امام غائب

فوائد امام غائب

امام زمان



فوائد امام غائب


در ابتدا لازم است به چند نكته اشاره كنیم:
1ـ مفهوم غایب بودن امام به این معنا نیست كه وجود ناپیدا و رؤیایی دارد! بلكه آن حضرت مانند سایر انسآنها از یك زندگی طبیعی، عینی و خارجی برخوردار است، به طوری كه آن حضرت در میان مردم و در دل جامعه رفت و آمد دارد و گفتار مردم را میشنود و بر اجتماعات آنها وارد میشود و سلام میكند. او مردم را میبیند، ولی این مردمند كه نمیتوانند جمال مبارك آن حضرت را ببینند. به عبارتی دیگر هر چند امام مهدی ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ ظهور ندارند ولی حضور دارند. به یك معنا این مردمند كه از امام خویش غایبند.
چنانكه مولای متقیان امام علی (ع) در این باره میفرماید:
هنگامیكه امام غایب از نسل من، از دیده‌ها پنهان شود و مردم با غیبت او از حدود شروع بیرون روند، و توده مردم خیال كنند كه حجت خدا از بین رفته و امامت باطل شده است! سوگند به خدای علی (ع) د رچنین روزی حجت خدا در میان آنهاست، در كوچه و بازار آنها گام بر میدارد، و در خانه‌های آنها وارد میشود، و در شرق و غرب جهان به سیاحت می‌پردازد و گفتار مردم را میشنود، و بر اجتماعات آنها وارد میشود، و سلام میكند، او مردم را میبیند، ولی مردم تا روز معین و وقت معین او را نمی‌بینند، تا جبرئیل میان آسمان و زمین بانگ برآورده و ظهور را اعلام كند[1].
آیا می‍توان سندی گویاتر از امیر المؤمنین (ع) پیدا كرد؟ ما با در دست داشتن این گونه اسناد محكم كه همه آن را قبول دارند می‌گوییم: امام (ع) در میان مردم و با مردم است و بر امورات آنها نظارت دارد.
2ـ از آنجا كه بشر دارای علم محدودی است لذا نمیتواند به اسرار خداوند پی ببرد و عجولانه در مورد قضایای الهی قضاوت نماید. چنانكه میفرماید: (... وما اوتیتم من العلم الاّ قلیلا)[2] از دانش جز اندكی به شما داده نشده است.
این آیه نشان میدهد كه مجهولات بشر به مراتب بیشتر از معلومات او میباشد. بنابراین اگر علم هزارها بلكه میلیونها سال دیگر هم جلو برود هنوز معلومات او در برابر مجهولاتش بسیار مختصر و ناچیز است و تنها خداوند است كه به همه چیز علم دارد و علم او ذاتی بوده و بینهایت است. لذا كسی نمیتواند نسبت به وجود امری (مانند: غیبت امام زمان (عج) به علت عدم كشف سرّ این امر به آن اعتراض كند و آن را بیفایده و بیمصلحت بداند.
3ـ غیبت امام زمان (عج) یك امر اتفاقی و بی سابقه نیست بلكه غیبت حجتهای الهی در مقطعی از زمان در سنت الهی یك امر معمولی بوده است چنانكه گروهی از اولیای الهی (مانند حضرت خضر، موسی، یونس، غُزیر، ابراهیم، صالح، ذوالقرنین و...) از دیدگان پنهان بوده اند ولی هرگز از حوادث و اوضاع زمان غفلت نداشتند به جهت ولایت و اختیاراتی كه از جانب خدا به آنها داده شده بود پیوسته در اموال و نفوس تصرف میكرد و اوضاع را طبق مصالحی رهبری مینمودند. اگرچه تصرفات آنها نیز از دیدگان مردم عادی پنهان بود.
4ـ و در ضمن این سؤال تازگی نداشته و تنها در عصر ما مطرح نشده است، بلكه از روایات اسلامی برمیآید كه حتی پیش از تولد حضرت مهدی (عج) نیز این سؤال مطرح بوده و هنگامی كه پیامبر اسلام و ائمه پیشین (ع) از مهدی و غیبت طولانی آن حضرت سخن به میان میآوردند، با چنین سؤالی روبرو میشدند و به آن پاسخ میگفتند. به عنوان نمونه:
الف) پیامبر اسلام در پاسخ این پرسش كه آیا شیعه در زمان غیبت، از وجود قائم فائدهای میبرد؟ فرمود: بلی، سوگند به پروردگاری كه مرا به پیامبری برانگیخت، در زمان غیبتش از او نفع میبرند و از نور ولایتش بهره میگیرند، همانگونه كه از خورشید به هنگام قرار گرفتن در پشت ابرها استفاده میكنند.[3]
ب) امام صادق (ع) فرمود: از روزی كه خداوند حضرت آدم را آفریده تا روز رستاخیز، زمین هیچگاه خالی از حجت نبوده و نخواهد بود، یا حجت ظاهر و آشكار و یا غایب و پنهان، و اگر حجت خدا نباشد، خدا ستایش نمیشود.
روای پرسید: مردم چگونه از امام غایب و پنهان استفاده میكنند؟ حضرت فرمود: آن چنان كه از خورشید پشت ابر استفاده می‌كنند[4].
ج) خود حضرت مهدی (عج) نیز روی این معنا تكیه كرده است. در توقیعی كه آن حضرت در پاسخ به سؤالات (اسحاق بن یعقوب) صادر فرمود و توسط محمد بن عثمان تحویل اسحاق گردید، چنین نوشت: اما چگونگی استفاده مردم از من همچون استفاده آنهاست از خورشید، هنگامی كه در پشت ابرها پنهان می‌شود[5].
با توجه به مقدمه فوق اینك برخی از فواید وجود امام (ع) در عصر غیبت را به اختصار مورد بررسی قرار می‌دهیم:
1ـ امام قلب عالم امكان و واسطه فیض الهی
طبق احادیث فراوانی كه در موضوع امامت وارد شده، و بر اساس دلائلی كه دانشمندان ارائه كرده اند، در بینش اسلامی امام، جان جهان است و جهان به وجود او وابستگی دارد. امام قلب عالم وجود، هسته مركزی جهان هستی و (واسطه فیض) بین عالم و آفریدگار عالم است و از این جهت حضور و غیبت او تفاوتی ندارد. و اگر او ـ ولو به صورت ناشناس ـ در جهان نباشد، جهان هستی در هم فرو می‍ریزد. چنانكه امام صادق (ع) فرمود: اگر زمین بدون وجود امام بماند، ساكنان خود را در كام خود فرو می‌برد[6].
امام چهارم فرمود: در پرتو وجود ماست كه خداوند آسمان را از فروپاشی ـ جز به اذن او ـ نگه میدارد. در پرتو وجود ماست كه خداوند زمین را از لرزش و سلب آرامش ساكنانش، نگه میدارد، به واسطه ماست كه خداوند باران نازل میكند و رحمت خود را میگستراند و بركات و نعمتهای زمین را بیرون میآورد. و اگر آن كس از ما كه در زمین است نبود، زمین اهل خود را فرو می‌برد[7].
2ـ پاسداری از آیین خدا
امیر مؤمنان (ع) در یكی از سخنان خود در مورد لزوم وجود رهبران الهی در هر عصر و زمان می‌گوید:
خدایا چنین است، هرگز روی زمین از قیام كنندهای با حجت و دلیل، خالی نمیماند، خواه ظاهر و آشكار باشد و خواه بیمناك و پنهان، تا دلائل و اسناد روشن الهی از بین نرود و به فراموشی نگراید...[8]
با گذشت زمان و آمیزش سلیقه‌ها و افكار شخصی به مسائل مذهبی و دراز شدن دست مفسده جویان به سوی تعالیم آسمانی، اصالت پارهای از قوانین الهی از دست میرود و دین دستخوش تغییرات زیانبخش میگردد.
برای آنكه اصالت آیین الهی حفظ گردد و جلوی تحریفات و تغییرها و خرافات گرفته شود، باید این رشته به وسیله یك پیشوای معصوم ادامه یابد خواه آشكار و مشهود و خواه پنهان و ناشناس. در هر مؤسسه مهم، (صندوق آسیب ناپذیری) وجود دارد كه اسناد مهم آن مؤسسه را در آن نگهداری می‌كنند تا از دستبرد دزدان یا خطر آتش سوزی و امثال اینها محفوظ بماند.
سینه امام و روح بلندش نیز صندوق آسیب ناپذیر حفظ اسناد آیین الهی است تا همه اصالتهای نخستین و ویژگیهای آسمانی این تعالیم را در خود نگهداری كند[9].
ابن حجر عسقلانی پس از نقل احادیثی حاكی از نزول حضرت عیسی (ع) به زمین هنگامی ظهور حضرت مهدی (عج) و اقتدای او به آن حضرت مینویسد:
اینكه عیسی (ع) در آخر الزمان و نزدیك قیامت، به مردی از این امت اقتدا میكند و پشت سر او نماز میخواند، دلیل بر نظریه صحیح در میان دانشمندان اسلامی است كه: زمین هرگز از وجود حجت كه با دلائل و براهین آشكار، برای خدا قیام میكند، خالی نمیماند.[10]
3ـ امید بخشی
در میدآنهای نبرد، تمام كوشش سربازان زبده و فداكار معطوف این امر است كه پرچم سپاه، در برابر حملات دشمن همچنان در اهتزاز باشد، و متقابلاً سربازان دشمن دائماً میكوشند پرچم آنها را سرنگون سازند، چرا كه برقرار بودن پرچم، مایه دلگرمی سربازان و تلاش و كوشش مستمر آنها است.
همچنین وجود فرمانده لشكر در مقرّ فرماندهی ـ هرچند ظاهراً خاموش و ساكت باشد ـ خونگرمی و پر حرارتی در عروق سربازان به گردش در میآورد و آنها را به تلاش بیشتر وا میدارد كه فرمانده ما زنده است و پرچممان در اهتزاز!
اما هرگاه خبر قتل فرمانده در میان سپاه پخش شود، یك لشكر عظیم با كارآیی فوق العاده، یك مرتبه روحیه خود را میبازد و متلاشی میگردد.
رئیس یك جمعیت یا یك لشكر، مادام كه زنده است. هر چند مثلاً در سفر یا فرضاً در بستر بیماری باشد، مایه حیات و حركت و نظم و آرامش آنهاست، ولی شنیدن خبر از دست رفتن او گرد و غبار یأس و نومیدی را بر سر همه می‌پاشد.
جمعیت شیعه طبق عقیده ای كه به وجود امام زنده دارد، هر چند او را در میان خود نمیبیند، اما خود را تنها نمیداند، و اثر روانی این عقیده در روشن نگهداشتن چراغ امید در دلها و وادار ساختن افراد به خودسازی و آمادگی برای آن قیام بزرگ جهانی، كاملاً قابل درك است[11].
پرفسور(هانری كربن) استاد فلسفه در دانشگاه سوربن (فرانسه) و مستشرق نامدار فرانسوی میگوید:
به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است كه رابطه هدایت الهی را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته است و به طور مستمر و پیوسته، ولایت را زنده و پا برجا می‌دارد.
مذهب یهود، نبوت را كه رابطه‌ای است واقعی میان خدا و عالم انسانی، در حضرت كلیم ختم كرده و پس از آن به نبوت حضرت مسیح و حضرت محمد (ص) اذعان ننموده و رابطه مزبور را قطع می‌كند. همچنین مسیحیان در حضرت مسیح متوقف شده‌اند. اهل سنت از مسلمانان نیز در حضرت محمد توقف كرده و با ختم نبوت در ایشان، دیگر رابطه ای میان خالق و مخلوق، موجود نمی‌دانند. تنها مذهب تشیع است كه نبوت را با حضرت محمد (ص) ختم شده می‌داند، ولی ولایت را كه همان رابطه هدایت و تكمیل می باشد، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده می‌داند[12].

[1] . «حتی اذا غاب المتغیّب من ولدی عن عیون الناس، و باح النّاس بفقده و اجمعوا علی انّ حتّی الحجّه ذاهبه و الامامه باطله... فوربّ علیٍّ انّ حجتها علیها قائمه، ماشیه فی طرقاتها، داخله فی دورها و قصورها، جوّاله فی شرق الأرض و غربها، تسمع الكلام و تسلّم علی الجماعه تری ولا تری الی الوقت والوعد و نداء المنادی من السّماء" یوم الخلاص، ط4، ص139.
[2] . اسراء/85.
[3] . عن جابر الأنصاری أنّه سأل النبی (ص) هل ینتفع الشیعه بالقائم (عج) فی غیبته؟ فقال (ص): إی والّذی بعثنی بالنبوّه إنهم لیفتنعون له و یستفیدون بنور ولایته فی غیبته كانتفاع الناس بالشمس و إنّ جلّلها بالسّحاب ـ مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص92.
[4] . بحار الانوار، ص92، ح6.
[5] . طوسی، الغیبه، ص177 - بحار الانوار، همان كتاب، ص92 ـ إربلی، علی بن عیسی، كشف الغمه ،ج3، ص322.
[6] . لو بقیت الأرض بغیر إمام ساعه لساخت صدوق، كمال الدین (قم، مؤسسه النشر الإسلامی (التابعه) لجماعه المدرسین بقم المشرفه، 1405 هـ ق) ج201ـ210، باب 21.
[7] . صدوق، أمالی، ص112، مجلس 35 ـ صدوق، كمال الدین ،ص207، باب 21، ح22 ـ جوینی خراسانی، فرائد السمطین، ط1، ص45ـ46.
[8] . اللهم بلی لا تخلوا الأرض من قائم لله بحجه إما ظاهراً مشهوراً مغموراً لئلاّ تبطل حجج الله و بیّناته" شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید ، ج18، ص147.
[9] . آیهالله ناصر مكارم شیرازی، مهدی ا نقلابی دیگر ، ص258ـ259.
[10] . و فی صلاه عیسی خلف رجل من هذه الأمه مع كونه فی آخر الزمان و قرب قیامه الساعه، دلاله للصحیح من الاقوال أن الأرض لا تخلو عن قائم لله بحجته. احمد بن علی بن حجر العسقلانی فتح الباری، شرح صحیح البخاری ، ج6، ص494.
[11] . آیهالله مكارم، ص255ـ256.
[12] . سـالـنـامه 2 مكتب تشیع، مصاحبات استاد علامه طباطبایی با پروفسور هانری كربن دربارهی شیعه (1339 هـ ش) ص20.




موضوع: اسلام دین زیباییها، برچسب ها: امام زمان، غیبت، فایده غیبت،
[ چهارشنبه 18 آذر 1394 ] [ 09:57 ق.ظ ] [ م. ج. مهران منزه ]