تبلیغات
پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی - خداشناسی در سبک زندگی رضوی (ع)

پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی

هر آنچه برای رسیدن به خوشبختی می خواهید

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

undefined






خداشناسی در سبک زندگی رضوی (ع)  1

اهمیت خداشناسی را می‌توان از جهت آثار آن در زندگی فردی، جمعی و معنوی انسان مورد توجه قرار داد. تردیدی نیست که زندگی انسان خداشناس با حیات ملحدانه ی فردی که خدا را باور ندارد تفاوت بنیادینی دارد. باورِ آدمی به خدا و برداشتی که از اوصاف او دارد، در جنبه‌های مختلف زندگی وی و در انگیزه ها، نیّت ها، داوری ها و کردارهای او نقش اساسی ایفا می‌کند. در یک کلام، معنا و مفهوم خاصی به زندگی او می‌بخشد و شخصیت و هویت ویژه‌ای برای او به ارمغان می‌آورد. امام رضا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اولین عبادت خدا، معرفت و شناخت اوست. (1)

1) چرا باید خدا را شناخت؟

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
عبادت به زیادی نماز و روزه نیست بلکه همانا عبادت تفکّر در امر خداوند بلندمرتبه است. (2)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ایمان اعتراف به زبان و معرفت به دل و عمل با اعضا است. (3)
یکی از منکران وجود خدا نزد امام رضا (علیه السلام) آمد، در حالی که گروهی در محضر آن حضرت بودند، امام به او فرمود:
اگر حقّ با شما باشد – که نیست – و خدایی وجود نداشته باشد، در این صورت ما و شما برابریم و نماز و روزه و زکات و ایمان ما به ما زیان نخواهد رساند ولی اگر حقّ با ما باشد – که هست – در این صورت ما رستگار و شما زیان کار و در هلاکت و خسران خواهید بود. (4)

2) چیستی ایمان

از امام رضا (علیه السلام) درباره اولین واجبی که خداوند بر گردن بندگان نهاده است، سؤال شد. حضرت فرمود:
اقرار و ایمان به خدا و به پیامبر خدا و به حجّت خدا و هر چه از نزد خدای بزرگ آمده است. (5)
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
بنده به حقیقت ایمان دست نمی‌یابد مگر هنگامی که از سه خصلت برخوردار باشد؛ تفقّه در دین، اندازه نگه داشتن نیکو در معیشت و صبر بر بلاها. (6)

یک) ایمان و تعقّل

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
کسی که به خدای بزرگ، ایمان نداشته باشد از معصیت ها اجتناب نمی‌کند، از ارتکاب گناهان بزرگ دست برنمی‌دارد، به هر فساد و ستمی که دلش بخواهد دست می‌یازد. اگر چنین شد و هر کس هر چه دلش خواست، کرد و از احدی هراسی نداشت، زندگی خلق، سراسر تباه می‌شود و هر کس بر دوش دیگری سوار می‌شود و اموال و نوامیس، مورد تجاوز قرار می‌گیرد و خون ها ریخته و حرمت ها دریده می‌شود و هر کس دیگری را بدون حقّی یا جرمی می‌کشد واین چگونگی، سبب ویرانی جهان و از بین رفتن مردمان و نابودی آبادی ها و نسل ها خواهد شد. (7)

دو) ایمان و عمل

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ایمان گفتاری است که بر زبان رانده شود، شناختی است که با قلب صورت پذیرد و عملی است که با اعضا و جوارح صورت بندد. (8)

سه) آثار ایمان

از امام رضا (علیه السلام) درباره ی حدّ توکّل سؤال شد حضرت فرمود:
با وجود خدا از هیچ کس هراس به دل راه ندهی. (9)

الف) آرامش

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
موسی (علیه السلام) در یکی از مناجات‌هایش به خدا می‌گوید:‌ای پروردگارم! آیا از من دوری که تو را با صدای بلند بخوانم یا نزدیکی که با تو نجوا کنم؟ خداوند اینگونه وحی فرستاد: من همنشین کسی هستم که مرا یاد می‌کند. (10)
شخصی به محضر امام رضا (علیه السلام) شرفیاب شد و از شک خود در انتخاب مسیر سفر گفت که راه خشکی در پیش گیرد یا از دریا عبور کند؛ چرا که هر دو بسیار ترسناک و پرمخاطره است. حضرت رضا (علیه السلام) برای رفع ترس و دودلی مرد، نسخه‌ای پیچید که در آن، دو داروی اصلی وجود داشت: اول اینکه دو رکعت نماز در مسجد رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) به جای آورد و خداوند را طرف مشورت خود قرار دهد و استخاره کند و دوم اینکه وقتی بر کشتی سوار شد، این گونه با خدای خویش نجوا کند:
وَ قَالَ ارکَبُوا فِیهَا بِسمِ اللهِ مَجراهَا وش مُرسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَّحیم؛ و [نوح] گفت: در آن سوار شوید. به نام خداست روان شدنش و لنگر انداختنش، بی گمان پروردگار من آمرزنده مهربان است. (11)
پس حضرت، احتمال دیگری نیز بیان می‌کند که اگر بازهم دریا خروشان شد، به سمت راست کشتی تکیه کن و این دعا را بخوان:
بِسمِ اللهِ اسکُن بِسَکینَ^ِ اللهِ و قِربِوَقَارِ اللهِ وَ اهدَأ بِإِذنِ اللهِ وَ لَآ حَولَ وَ لَا قُوَّ^َ إِلَّا بِاللهِ؛ با نام خدا با سکینه الهی آرام گیر و با وقار خداوند قرار گیر، به اذن و اراده الهی هدایت شو؛ چرا که هیچ نیرویی و توانی نیست؛ مگر از جانب خداوند. (12)

ب) سامان دهی زندگی اجتماعی

از امام رضا (علیه السلام) سؤال شد چرا مردم مأمور شدند به وجود خدا اعتراف کنند؟ حضرت در پاسخ چند دلیل را بیان فرمود:
اول اینکه هر کس به خدای بزرگ معترف نباشد، از گناهان دوری نمی‌ کند و از ارتکاب گناهان بزرگ پرهیز نخواهد کرد. کسی که خدا را نشناسد در ستم کردن و تباهی ورزیدنی که دلخواهش باشد و از آن لذّت ببرد، پروایی ندارد و اگر مردمان چنین باشند و هر کس هر آن چه دلخواهش باشد عمل کند، همگان تباه می‌شوند، ناموس ها و اموال غصب می‌شود، خون ها و زن ها از حرمت می‌افتد. پس منع از فساد و تباهی و امر به صلاح و نیکی و بازداشتن از کارهای زشت و ناپسند تنها از رهگذر اعتراف به خدای بزرگ ممکن خواهد بود؛ چرا که اگر مردمان بدون اعتراف به خدای بزرگ رها شوند، امر به معروف و نهی از منکر پا نخواهد گرفت؛ زیرا که امر کننده و نهی کننده‌ای وجود ندارد.
دوم اینکه ممکن است مردم به سبب انجام دادن کارهایی در خفا و پوشیده از چشم مردم فاسد گردند. پس اگر اعتراف به خدا و ترس درونی از او نباشد، کسانی که می‌بینند در خلوت می‌توانند به خواست و شهوت خود برسند دیگر پروا نمی‌ کنند و از انجام دادن حرام و پرداختن به گناه دوری نمی‌ گزینند؛ چرا که می‌بینند کارشان از دیده ها پوشیده است و هیچ کس ناظر کردار آنان نیست و این عنان رهایی می‌تواند تباهی و هلاکت همگان را در پی داشته باشد. بنابراین استقامت خلق و صلاح جان آنان بسته به اعتقاد به خدایی است دانا و آگاه که از پنهان و آشکار با خبر است و به صلاح و درستی فرمان می‌دهد و از بدی و زشتی نهی می‌کند، هیچ چیز بر او پوشیده و پنهان نمی‌ ماند و این اعتراف و اعتقاد خود سبب دوری جستن مردمان از انواع گوناگون فساد خواهد بود.
بنابراین باور به خدا نه تنها ظاهر زندگی اجتماعی انسان ها را اصلاح می‌کند بلکه باطن و درون آن را نیز پاک و پاکیزه می‌گرداند، اعتقاد به وجود مدبّری که تمام ساحت‌های زندگی انسان را می‌بیند. پنهان ها هم برای او پیدا بوده و هیچ چیز از نگاه تیزبین او به دور نیست، عامل مهمی برای اصلاح زندگی فردی و اجتماعی بشر به شمار می‌آید. (13)

ج) وحدت و همدلی

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
اگر گوینده بگوید: پس چرا اولی الامر قرار داده شده و به اطاعت ایشان فرمان رفته است؟ در جواب او گفته می‌شود: به سبب‌های فراوان: از جمله این که چون آفریدگان بر حدّ محدودی قرار گرفته و فرمان یافته اند که از این حدّ در نگذرند تا کارشان تباه نشود، این کار جز به آن میسر نمی‌ شود که برایشان امینی بگمارند تا آنان را از تجاوز از حدب و درآمدن به ناحیه‌ای که برای ایشان ایجاد خطر می‌کند بازدارد، چه اگر چنین نمی‌ بود، هیچ کس لذّت جویی و سودمندی خود را به خاطر جلوگیری از تباه شدن دیگران فرونمی گذاشت، پس برای مردمان سرپرستی قرار داده شد تا از فساد و تباهی بازشان دارد، و حدود و احکام را در میان ایشان اقامه کند. دیگر اینکه هیچ فرقه‌ای از فرقه ها و هیچ ملّتی از ملّت ها را نمی‌ یابیم که جز با داشتن سرپرست و رئیسی، که به امر دین و دنیای ایشان رسیدگی کند، باقی مانده باشد. پس در حکمت حکیم جایز نیست که خلق را از داشتن چیزی که ناگزیر باید داشته باشند و دوام و قوام ایشان جز به آن میسر نیست محروم سازد، کسی که به راهنمایی او با دشمنان خود می‌جنگند، و غنایم را تقسیم می‌کنند، و او نماز جمعه و جماعت آنان را برپا می‌دارد، و از تعدّی ستمگران بر دیگران جلوگیری می‌کند. (14)



[ پنجشنبه 19 مرداد 1396 ] [ 12:01 ب.ظ ] [ م. ج. مهران منزه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه