پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی

هر آنچه برای رسیدن به خوشبختی می خواهید

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.






دوستی اهل بیت از نگاه قرآن


اهل بیت(ع)چراغ هدایت، كشتى نجات، پرچم داران تقوا و پرهیزکاری و عمل كنندگان به قرآن و احكام الهى هستند كه محبت و دوستى آنان، محبان را به پیروى از آنان سوق داده و از گمراهى بیمه مى كند، چنان كه امام صادق (علیه السلام) مى فرماید:«انّ المُحِبْ لِمَنْ یُحِبْ مُطیعٌ»; كسى كه دیگرى را دوست مى دارد، از فرمان او پیروى مى كند. ( الحر العاملی ، وسائل الشیعه، ج 15، ص 308 ، نشر آل البیت )
در باره دوستی اهل بیت(ع) نوشته های فراوانی به چاپ رسیده و این موضوع از جهات گوناگونی مورد تحقیق قرار گرفته است ، اما آن چه در این نوشته در پی آنیم، دوستی اهل بیت(ع) از نگاه قرآن کریم است، چرا که در غالب نوشته های مربوط به این موضوع ، بیشتر به آیه مودت (شوری ، 42/23) اشاره می شود؛ در حالی که علاوه بر آیه مودت، آیات دیگری نیز در باره دوستی اهل بیت(ع) وجود دارد که نشان گر اهمیت این موضوع از نگاه قرآن است؛ از این رو، در این مقاله علاوه بر آیه 23 شوری به تبیین آیات: 89 نمل، 28 رعد ، 46 كهف ، 76 و96 مریم می پردازیم.
آیه اول:

«قُل لا اَسـَلُكُم عَلَیهِ اَجرًا اِلاَّ المَوَدَّه فِى القُربى ». (شورى،42/23 )؛ بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى كنم جز دوست داشتن نزدیكانم.
این آیه به آیه مودت معروف است، (نهج الحق و كشف الصدق، ص 175 نشر دارالهجره) ، برخى نیز از آن با عنوان آیه «قربى» یاد نموده اند. (پیام قرآن، ج 9، ص 225)
تفاوت مودت و محبت

ابن اثیر و فیروز آبادی می گویند: «وُدّ» به معنای محبت است. (النهایه فی غریب الحدیث ، ج 5 ، ص 165 و فیروز آبادی ، قاموس المحیط، ج 1، ص 344)
از موارد استعمال «مودت» استفاده می شود که مودت نوع خاصی از محبت است ، چنان که علامه طباطبایی می گویند: مودت محبتى است كه اثر آن در عمل ظاهر مى گردد، اما محبت اعم از آن است. نسبت مودت و محبت؛ مانند نسبت خضوع و خشوع است، خشوع نوعى تأثر نفسانى است از كبریا و عظمت كه اثر ظاهرى آن در مقام عمل «خضوع» است (المیزان، ج 16، ص 166)؛ به عبارت دیگر مودت آن محبتی است که آثار و پیامدهای آشکاری مانند: الفت ، مراودت (آمد و شد) و احسان به همراه داشته باشد؛ (همان ، ج 10، ص 374)، چنان که در باره محبت بین زوجین واژه « مودت » به کار برده شده است: «وجَعَلَ بَینَكُم مَوَدَّةً ورَحمَةً» (روم،30/21) ؛ زیرا این دوستی با الفت و احسان آنان با یکدیگر همراه است. خداوند نیز خود را « ودود» (دوست دارنده ) معرفی کرده است: «اِنَّ رَبّى رَحیمٌ وَدود»هود،11/ 90)، چون محبت خداوند با نعمت ، احسان و بخشش همراه است.« واِن تَعُدّوا نِعمَةَ اللّهِ لا تُحصوها( نحل،(16/ 18 ) ؛ و اگر نعمت هاى خدا را بشمارید، هرگز نمى توانید آن ها را احصا كنید. »
بنابراین دوستی اهل بیت (ع)نیز باید به گونه ای باشد که دارای اثر عملی و ظاهری باشد.
معنای «قربی»

«قربى» در لغت به معناى نزدیكى در نسب و رحم است. (لسان العرب وصحاح اللغة، واژه «قرب»)فیومى در مصباح «قُرْب»، «قَرابت»، «قُرْبَتْ» و «قُرْبى» را مصدر «قَرُبَ» دانسته و مى گوید: قُرْب در مورد مكان گفته مى شود و قربت در مورد منزلت و قُربى و قرابت در مورد رحم و خویشاوند به كار مى رود. (مصباح المنیر، واژه «قرب»)
از پیامبر اكرم(ص) در باره محبت «آل محمد» روایتى نقل شده كه رسول خدا فرمود: «هر كس با محبت آل محمد بمیرد شهید از دنیا رفته است. آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد (ص)از دنیا رود بخشیده شده است. آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد (ص)از دنیا رود با توبه از دنیا رفته است. آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد (ص) از دنیا برود، مؤمن با ایمان كامل از دنیا رفته است. آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد (ص)از دنیا برود فرشته مرگ او را به بهشت بشارت مى دهد، سپس فرشتگان منكر و نكیر به او بشارت دهند. آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد (ص)از دنیا رود او را با احترام به سوى بهشت مى برند آن چنان كه عروس را به خانه داماد می برند. آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد (ص) از دنیا رود، در قبر او دو در به سوى بهشت گشوده مى شود. آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد (ص) از دنیا برود قبر او را زیارتگاه فرشتگان رحمت قرار مى دهد. آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد (ص) از دنیا برود بر سنت و جماعت اسلام از دنیا رفته است. آگاه باشید هر كس با عداوت آل محمد (ص) از دنیا رود روز قیامت در حالى وارد عرصه محشر مى شود كه در پیشانى او نوشته شده: مایوس از رحمت خدا! آگاه باشید هر كس با بغض آل محمد (ص) از دنیا برود كافر از دنیا رفته است. آگاه باشید هر كس با عداوت آل محمد (ص) از دنیا برود، بوى بهشت را استشمام نخواهد كرد». ( التفسیر الكبیر، ج 27 ، ص 166 ; الكشاف، ج 4 ، ص 220)
فخر رازى پس از بیان این حدیث مى افزاید: آل محمد (ص) كسانى هستند كه بازگشت امرشان به او است، كسانى كه ارتباطشان محكم تر و كامل تر باشد «آل» محسوب مى شوند، و شكى نیست كه فاطمه و على و حسن و حسین محكم ترین پیوند را با رسول خدا داشتند، و این از مسلمات و مستفاد از احادیث متواتر است; بنابراین، لازم است كه آن ها «آل پیامبر» (ص) باشند، سپس مى افزاید: گروهى در مفهوم« آل» اختلاف كرده اند، بعضى آن ها را خویشاوندان نزدیك پیامبر مى دانند، و بعضى گفته اند آن ها امت پیامبرند، پس اگر این واژه را بر معنى اول حمل كنیم تنها آن ها آل پیامبر هستند، و اگر به معنى امت كه دعوت او را پذیرفتند بدانیم باز هم خویشاوندان نزدیك رسول خدا (ص) آل او محسوب مى شوند; بنابراین، به هر تقدیر آن ها آل هستند و اما این که غیر آن ها در لفظ «آل» داخلند یا نه ؟ محل اختلاف است، سپس فخر رازى از صاحب كشاف چنین نقل مى كند: وقتى این آیه نازل شد عرض كردند: اى رسول خدا! خویشاوندان تو كیانند كه مودتشان بر ما واجب است؟ فرمود: على و فاطمه و دو فرزندشان، بنا براین ثابت مى شود كه این چهار تن اقارب پیغمبرند، و هنگامى كه این معنى ثابت شد به دلایل زیر واجب است از احترام فوق العاده اى برخوردار باشند:
1. به دلیل جمله «إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى» كه طرز استدلال به آن بیان شد.
2. شكى نیست كه پیامبر فاطمه را دوست مى داشت و در باره او فرمود:« فاطمة بضعة منى یؤذینى ما یؤذیها»; فاطمه پاره تن من است آن چه او را آزار دهد مرا آزار داده است! و با احادیث متواتر از رسول خدا (ص) ثابت شده كه او على و حسن و حسین را دوست مى داشت، و هنگامى كه این معنى ثابت شد، محبت آن ها بر همه امت واجب است چون خداوند فرموده:«واتَّبِعوهُ لَعَلَّكُم تَهتَدون (اعراف،7/ 158)؛ از رسول خدا پیروى كنید تا هدایت شوید.» و نیز فرموده:«فَلیَحذَرِ الَّذینَ یُخالِفونَ عَن اَمرِهِ(نور،24/ 63)؛ كسانى كه فرمان او را مخالفت مى كنند از عذاب الهى بترسند.» و نیز فرموده:«قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ (آل عمران،3 /31) بگو اگر خدا را دوست مى دارید، از من پیروى كنید تا خدا شما را دوست بدارد.» و نیز فرموده:« لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ( احزاب، 33/ 21)؛ براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیكویى بود.»
3. دعا براى «آل»، افتخار بزرگى است; از این رو، این دعا خاتمه تشهد در نماز قرار داده شده است: «اللهم صل على محمد و على آل محمد، و ارحم محمدا و آل محمد»، و چنین تعظیم و احترامى در حق غیر آل دیده نشده است، بنا براین، همه این ها دلالت مى كند بر این كه محبت آل محمد (ص) واجب است.(التفسیر الكبیر، ج 27، ص 166)
مرحوم كلینى «ره» نیز در كافى با سند صحیحاز عبدالله بن عجلان نقل مى كند كه امام باقر (علیه السلام) در باره «قل لا اسئلكم علیه اجراً الاالمودة فى القربى» فرمود: مقصود از القربى، ائمه(ع)هستند. (الكافى ، ج 1، ص 413)
همچنین كلینى «ره» باسند صحیح از اسماعیل بن عبدالخالق نقل مى كند كه امام صادق(علیه السلام) از «ابى جعفر احول» كه از بصره آمده بود پرسید: اهل بصره در باره آیه «قل لا اسئلكم علیه اجراً الاالمودة فى القربى» چه مى گویند؟ گفت: جانم به فدایت! مى گویند این آیه در باره خویشاوندان رسول خدا(ص) است. امام صادق.(علیه السلام)فرمود: دروغ مى گویند! «همانا این آیه تنها در باره ما نازل شده است، در باره اهل بیت، در باره على و فاطمه و حسن و حسین كه اصحاب كسا هستند. ( الكافى، ج 8، ص 93)
بنابراین با توجه به معناى لغوى «مودت و قربى» و روایاتى كه دراین باره نقل شد روشن شد كه مقصود از «مودت فى القربى» دوستى خویشاوندان پیامبر؛ یعنى حضرت على، فاطمه، حسن و حسین و دیگر امامان معصوم(ع)است. (در تفسیر این آیه اقوال مختلفی ذکر شده است که علامه طباطبائى در تفسیر المیزان آن ها را نقل و نقد نموده است، جهت آگاهى بیش تر به المیزان، ج 18، ص 43-44 مراجعه شود.)
در این جا تنها به دو پرسش، و پاسخ آن ها اشاره می شود:
پرسش اول :

«القربى» در آیه مودت مطلق است و شامل همه خویشاوندان پیامبر مى شود،نه فقط ؛پس چرا باید آیه اختصاص به اهل بیت(ع) داشته باشد؟
پاسخ:

هر چند در آیه، «القربى» به صورت مطلق آمده است، اما اطلاق آن مقصود نیست و با ادله دیگر مقید مى شود؛ زیرا اولا: خویشاوندانى كه با پیامبر دشمن بودند، نه تنها خداوند دستور به مودت آنان نداده، بلكه آنان را نفرین كرده و از دوستى آن ها نهى نموده است، چنان كه مى فرماید: «لا تَجِدُ قَومـًا یُؤمِنونَ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ یوادّونَ مَن حادَّ اللّهَ ورَسولَهُ ولَو كانوا ءاباءَهُم اَو اَبناءَهُم اَو اِخونَهُم اَو عَشیرَتَهُم (مجاله،58/ 22)؛ هیچ قومى را كه ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمى یابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند.»، «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لا تَتَّخِذوا عَدُوّى وعَدُوَّكُم اَولِیاءَ (ممتحنه،60/ 1) ؛ اى كسانى كه ایمان آورده اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید.»
خداوند، ابولهب عموى پیامبر و یكى از نزدیك ترین خویشاوندان پیامبر را نفرین مى كند و مى فرماید:«تَبَّت یَدا اَبى لَهَب وتَبّ (مسد،111/ 1)؛ بریده باد هر دو دست ابولهب.»; بنابراین، مقصود از «مودت فى القربى»، همه خویشاوندان نیست.
ثانیاً
، در روایاتى كه در تفسیر این آیه بیان كردیم، تصریح شده است كه مقصود از آیه دوستى حضرت على، فاطمه، حسن و حسین و دیگر امامان معصوم (ع)است، نه مطلق خویشاوندان پیامبر، به عبارت دیگر از روایاتی که از شیعه و اهل سنت در تفسیر این آیه نقل شده فهمیده می شود که الف و لام در «القربى» برای عهد است و به افرادى كه میان خداوند متعال و پیامبرش معهود و شناخته شده بودند و رسول خدا (ص) آنان را به مسلمانان معرفی کرد، اشاره دارد؛ چنان که حاكم حسكانى در شواهد التنزیل از «سعیدبن جبیر» از «ابن عباس» نقل مى كند: «هنگامى كه آیه قل لااسئلكم علیه اجراً الاالمودة فى القربى نازل شد، اصحاب گفتند: اى رسول خدا! این ها چه كسانی هستند كه خداوند ما را به محبت آن ها امر كرده است؟ فرمود: على و فاطمه و فرزندان آن دو مى باشند». (شواهد التنزیل، ج 2، ص 189،ح 822 )حسکانی چند روایت دیگر به همین مضمون با طرق مختلف از ابن عباس نقل کرده است. (همان، ص 190-196، ح 823- 828)
پرسش دوم:

گفته شده درخواست مزد با مقام نبوت مناسب نیست، چرا كه پیامبران دیگر براى رسالتشان هیچ اجرى از خداوند مطالبه نكردند; افزون بر آن، درخواست اجر، با آیات دیگرى كه آن را نفى مى كند، منافات دارد؛ مانند آیات: «قُل ما اَسـئَلُكُم عَلَیهِ مِن اَجر وما اَنا مِنَ المُتَكَلِّفین »(سوره ص، 38/ 86)؛ اى پیامبر بگو: من براى دعوت نبوت هیچ پاداشى از شما نمى طلبم و من از متكلفین نیستم.» و «وما تَسـئَلُهُم عَلَیهِ مِن اَجر » (یوسف، 12/ 104)؛ تو هرگز از آن ها پاداشى نمى طلبى»
پاسخ:

در بسیارى از آیات قرآن تصریح شده است كه پیامبران خدا براى رسالتشان از مردم مزدى طلب نمى كردند و اجرشان را فقط از پروردگار عالمیان مى خواستند: «وما اَسـئَلُكُم عَلَیهِ مِن اَجر اِن اَجرِىَ اِلاّ عَلى رَبِّ العــلَمین»، (شعراء،26/ 109، 127، 145 و...)
مشابه این مطلب در باره پیامبر اكرم (ص) نیز وجود دارد; مانند آیات 104 سوره یوسف و 86 سوره ص; یعنى پیامبر اسلام نیز مانند پیامبران دیگر مزدى براى خودش درخواست نكرده است.
در آیه مودت، هر چند لفظ «اجر» به كار برده شده و مطابق ظاهر استثنا «مودت فى القربى» مزد رسالت قرار گرفته است، ولى این مودت در حقیقت اجر و مزد پیامبر محسوب نمى شود، چرا كه گفتیم مقصود از «مودت فى القربى» دوستى همه خویشاوندان پیامبر نیست، بلكه مقصود مودت فاطمه زهرا و ائمه معصومین (علیهما السلام) است.
بنابراین، دوستى ذوى القربى در حقیقت برگشت به مسأله ولایت و قبول رهبرى اهل بیت (ع)دارد كه تداوم راه خدا و خط رهبرى پیامبر است و قبول چنین ولایت و رهبرى همانند نبوت سبب سعادت انسان هاست و نتیجه اش به خود آن ها برمى گردد، نه به پیامبر، تا اجر و مزد او محسوب شود، دلیل این مطلب آیه 47 سوره سبأ است كه مى فرماید: «قُل ما سَاَلتُكُم مِن اَجر فَهُوَ لَكُم اِن اَجرِىَ اِلاّ عَلَى اللّهِ ; بگو هر اجر و پاداشى از شما خواسته ام براى خود شماست، اجر من تنها بر خداوند است.»; بنابراین، آیه مودت با آیاتى كه درخواست اجر را نفى مى كند منافاتى ندارد و پیامبر اسلام نیز همانند پیامبران دیگر از مردم مزدى براى خودش درخواست نكرده و مطابق آیه 47 سوره سبأ اجرش را تنها از خداوند مى خواهد.
مؤید این مطلب كه دوستى ذوى القربى در حقیقت برگشت به مسأله ولایت و قبول رهبرى اهل بیت (ع) دارد، آیه 57 سوره فرقان است كه در آن جا اجر و مزد رسالت به «رفتن راه خدا» تفسیر شده است: «قُل ما اَسـئَلُكُم عَلَیهِ مِن اَجر اِلاّ مَن شاءَ اَن یَتَّخِذَ اِلى رَبِّهِ سَبیلا ; بگو: من در برابر آن رسالت هیچ گونه پاداشى ازشما نمى طلبم، مگر كسى كه بخواهد راهى به سوى پروردگارش برگزیند» و روشن است كه رفتن راه خدا جز با مرجع قرار دادن اهل بیت (ع) امكان پذیر نیست.
اگر مقصود از «مودت فى القربى» آن بود كه پیامبر فرموده باشد: با نزدیكان من صله رحم كنید; زیرا من از راه سببى و نسبى با اكثر قبیله هاى شما رابطه خویشاوندى دارم، آن ها را اذیت نكنید، آن ها را دوست بدارید، مبادا احترام و عزت شما فقط در مورد خودم باشد، بلكه به اطرافیان و نزدیكان من نیز علاقه نشان دهید، و با خاندان من دوست باشید; اگر مقصود از آیه 23 سوره شورى این مطالب بود، در واقع پیامبر از مردم در عمل طلب اجر و مزد كرده بود، كه در این صورت این درخواست، باید شامل همه همسران، عموها، عموزاده ها، دختران و دامادها مى شد، اما با توجه به روایات فریقین كه در تفسیر این آیه بیان شد گفتیم كه مقصود تنها مودت اهل بیت(ع) است; بنابراین، مقصود از درخواست محبت در این آیه، مطرح كردن زمینه امامت و ولایت الهى در میان مردم است كه ادامه رسالت پیامبر محسوب مى شود؛ به همین جهت این درخواست در حضرت فاطمه و همسر و فرزندان معصوم او منحصر گردیده و پیامبر در این زمینه ذى نفع محسوب نمى شود تا گفته شود كه از مردم براى خودش چیزى خواسته است; زیرا در واقع چنین فرموده است: اى مردم! رسالت و پیامبرى من بدون پذیرش امامت اهل بیت كامل نمى شود، اگر مى خواهید مزد مرا بدهید، با پذیرش امامت كارى كنید كه رسالت من به ثمر بنشیند، این جا پیامبر چیزى از مردم براى خود درخواست نكرده است، بلكه مى خواهد بفرماید: مزد دادن واقعى و تقدیر حقیقى از زحماتش، آن است كه امت اسلام در راه تكمیل مقاصد رسالت او گام بردارند; مانند آن كه پیامبرى به قوم خود بگوید همین كه سخنان مرا كه از جانب خدا براى شما آورده ام بپذیرید، اجر و مزد من محسوب مى شود، و چیز دیگرى از شما نمى خواهم.
در این جا ممكن است این پرسش مطرح شود كه اگر دوستى ذوى القربى برگشت به مسأله ولایت و امامت دارد، پس چرا به جاى «ولایت»، «مودت» در آیه آمده است؟ پاسخ آن است كه مودت پایه واساس این ارتباط است; از این رو، با صراحت در آیه آمده است، دوستى و مودت با این خاندان زمینه ساز طرح و قبول امامت و ولایت آن هاست.
آیه دوم

«مَن جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ خَیرٌ مِنها وهُم مِن فَزَع یَومَئذ ءامِنون ومَن جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَكُبَّت وُجوهُهُم فِى النّارِ هَل تُجزَونَ اِلاّ ما كُنتُم تَعمَلون (نمل،27/ 89ـ90)؛ كسانى كه كار نیكى انجام دهند پاداشى بهتر از آن خواهند داشت و آنان از وحشت آن روز در امانند! و آن ها كه اعمال بدى انجام دهند، به صورت در آتش افكنده مى شوند، آیا جزایى جز آن چه عمل مى كردید خواهید داشت؟»
در باره این كه مقصود از «الحسنه» در این آیه چیست؟ مفسران سخنان گوناگونى گفته اند از آن جمله:
1. خصلت نیكو ( التبیان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 124)
2. هر كارى كه در نظر شرع نیكو باشد. (زبدة التفاسیر، ج 5، ص 130)
3. كلمه شهادت، این معنا از ابن عباس نقل شده است. (زبدة التفاسیر، همان;الكشاف، ج 3، ص 388;مفاتیح الغیب (التفسیر الكبیر)، ج 8، ص 575)
4. كلمه توحید (مجمع البیان، ج 7، ص 370) و «لا اله الا الله» (تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 103)
5. ایمان (مفاتیح الغیب، همان; مجمع البیان، همان)
6. معرفت خدا، رسول و جانشینان او ( تفسیر نورالثقلین، همان)
7. ولایت حضرت على (علیه السلام) و دوستى او (همان، ص 105)
8. حب اهل بیت(ع) (همان، ص 104)
«حسنه» از مادّه «حُسن» ضد «قُبْح» (صحاح اللغه جوهرى، ماده «حسن»)، هر كار نیكى را شامل مى شود. (التحقیق فى كلمات القرآن الكریم، ج 2، ص 222) ، ظاهراً الف و لام «الحسنه» براى جنس است; بنابراین، جنس حسنه بر انجام هر كار نیكى صادق است؛ از این رو، موارد یاد شده با یك دیگر منافاتى ندارند و هر كدام مى تواند یكى از مصادیق حسنه باشد و مطابق روایاتى كه از پیشوایان معصوم(ع) نقل شده «حب اهل بیت»(ع)از مصادیق «حسنه» در این آیه و بغض آنان از مصادیق «سیئه» است، چنان كه از ابوعبدالله جدلى نقل شده است كه حضرت على ـ (علیه السلام) ـ به ایشان فرمود: « حب ما، حسنه اى است که هر كس بیاورد از فزع روز قیامت در امان است و بغض ما، سیئه اى است كه هر كس بیاورد، خداوند او را با صورت به آتش مى افكند.» (الامالى(شیخ طوسى)، ص 493 ; المحاسن، ج 1، ص 150 ; ینابیع الموده، ج 1، ص 291)
این روایت با سند دیگر از امام باقر ـ (علیه السلام) ـ نیز نقل شده است كه امیرالمؤمنین ـ (علیه السلام) ـ به عبدالله جدلى فرمود: «الحسنة حبنا اهل البیت و السیئة بغضنا اهل البیت» (ینابیع المودة، همان، ص 292، مشابه این روایت در« الكافى، ج 1، ص 185» و «شواهدالتنزیل، ج 1، ص 548» نیز آمده است)
آیه سوم
:
«اَلَّذینَ ءامَنوا وتَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بِذِكرِ اللّهِ اَلا بِذِكرِ اللّهِ تَطمَئِنُّ القُلوب (رعد،13/ 28)؛ آن ها كسانى هستند كه ایمان آورده اند و دل هایشان به یاد خدا مطمئن و آرام است، آگاه باشید، تنها با یاد خدا دل ها آرامش مى یابد.»
«ذكر» مقابل «غفلت و نسیان» (صحاح اللغه و التحقیق فى كلمات القرآن الكریم، واژه «ذكر»)، به معناى یادآورى چیزى است ( لسان العرب، واژه «ذكر»)، چه با زبان باشد و چه با قلب. (المفردات فى غریب القرآن، واژه «ذكر»)
ذكر خدا در این آیه مطلق است و هر گونه ذكرى اعم از لفظى، قلبى و غیر آن را شامل مى شود. ذكر خدا مصادیق گوناگونى دارد، چنان كه رسول خدا (ص) در باره ذكر خدا در همه حال مى فرماید: «یاد خدا تنها سبحان الله والحمدلله و لا اله الاالله و الله اكبر نیست، بلكه یاد خدا آن است كه هنگامى كه انسان در برابر حرام خدا قرار مى گیرد، از خدا بترسد و آن را انجام ندهد». (وسائل الشیعه، ج 15، ص 254)حضرت على (علیه السلام) نیز مى فرماید: «ذكر دو گونه است:
1. یاد كردن خداوند در هنگام مصیبت
2. یاد كردن خداوند در برابر محرمات الهى، تا مانعى در برابر آن ها باشد و این از اولى برتر است». ( الكافى، ج 2، ص 90)
در آیات قرآن كریم به «قرآن» نیز ذكر اطلاق شده است: «واَنزَلنا اِلَیكَ الذِّكرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَیهِم» (نحل،16/44)، «اِنّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّكرَ واِنّا لَهُ لَحـفِظون» (حجر،15/ 9)، نماز هم ذكر خداست: «اقم الصلاة لذكرى» (طه،20/ 14)در روایات براى ذكر خدا مصادیق دیگرى نیز بیان شده است; از آن جمله در تفسیر آیه «اَلا بِذِكرِ اللّهِ تَطمَئِنُّ القُلوب» (رعد،13/ 28)، از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است كه فرمود: «بمحمد تطمئن القلوب و هو ذكر الله و حجابه»؛ به وسیله محمد (ص) دل ها آرام مى گیرد و اوست ذكر خدا و حجاب او. (تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 502; التفسیرالعیاشى، ج 2، ص 211)
از طریق اهل سنت از حضرت على ـ (علیه السلام) ـ نیز نقل شده است: «هنگامى كه آیه «الا بذكر الله تطمئن القلوب» نازل شد: رسول خدا فرمود: ذاك من احب الله و رسوله و احب اهل بیتى صادقاً غیر كاذب، واحب المؤمنین شاهداً و غائباً، الا بذكر الله یتحابون» ؛ رسول خدا فرمود: مقصود از این آیه كسى است كه خدا و رسولش و اهل بیت مرا به راستى دوست داشته باشد و هم چنین مؤمنان را چه حاضر و چه غائب دوست داشته باشند، آگاه باشید كه این ها با یاد خدا دوست داشته مى شوند. ( الدرالمنثور، ج 4، ص 58; فتح القدیر، ج 3، ص 82; المیزان، ج 11، ص 367)
براساس این روایت، محبت و دوستى اهل بیت(ع) یكى از مصادیق یاد خداست كه موجب آرامش دل ها مى گردد.
آیه چهارم:

«والبـقِیـتُ الصّــلِحـتُ خَیرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوابـًا وخَیرٌ اَمَلا (كهف،18/ 46) باقیات صالحات ثوابش نزد پروردگارت بهتر و امید بخش تر است.» در آیه 76 سوره مریم نیز مى فرماید: «وخَیرٌ مَرَدّا; و عاقبتش خوب تر است.»
باقیات صالحات ]ارزش هاى پایدار و شایسته [ مفهوم گسترده اى است كه براى آن مصادیق گوناگونى بیان شده است; مانند: «نمازها، صدقات، جهاد در راه خدا، كمك به فقرا، ذكرها» (تفسیر المنیر، ج 15، ص 261)، «نمازهاى پنج گانه، نماز شب، سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر» (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 264) و...
دوستى اهل بیت(ع)نیز یكى از مصادیق باقیات صالحات بیان شده است، چنان كه در روایتى امام صادق (علیه السلام) به حصین بن عبدالرحمن مى فرماید: «اى حصین دوستى ما را كوچك نشمارید; زیرا دوستى ما از باقیات صالحات است». ( الاختصاص، ص 86; مناقب آل ابى طالب، ج 3، ص 343) بنابر این، دوستى اهل بیت(ع) از باقیات صالحات است و باقیات صالحات امید بخش تر، عاقبتش بهتر و ثوابش نزد پروردگار بهتر است.
آیه پنجم:

«اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا وعَمِلواالصّــلِحـتِ سَیَجعَلُ لَهُمُ الرَّحمـنُ وُدّا (مریم،19/ 96)؛ كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده اند، به زودى خداى رحمان براى آنان محبتى در دل ها قرار مى دهد.»
این آیه یكى از اسباب محبت را ایمان و عمل صالح مى شمارد، ایمان و عمل صالح، داراى جاذبه و كشش خاصى است، هنگامى كه اعتقاد به یگانگى خدا و پذیرش رسالت كه بازتابش در روح، فكر، گفتار و رفتار انسان به صورت اخلاق عالى انسانى، تقوا، پاكى، درستى، امانت، شجاعت، ایثار و گذشت تجلى كند، انسان همانند نیروهاى بزرگ مغناطیسى رباینده و محبوب خواهد شد، حتى افراد ناپاك و آلوده از این گونه افراد لذت مى برند و از ناپاكى هم چون خود متنفرند; از این رو، افراد ناپاك به طور مثال هنگامى كه بخواهند همسر یا شریكى براى خود انتخاب نمایند، سعى مى كنند كه همسر و شریكشان، پاك، نجیب، امین و درستكار باشد. ( تفسیر نمونه، ج 13، ص 144 ـ 145)
در باره این كه مقصود از آیه 96 سوره مریم چه كسانى هستند كه خداوند محبت آن ها را در دل ها مى افكند، مرحوم طبرسى (قدس سره) در مجمع البیان، پنج قول بیان كرده است:
1. آیه مخصوص امیرالمؤمنین (علیه السلام) است كه خداوند محبت او را در دل مؤمنان قرار داده است.
2. آیه شامل همه مؤمنان مى شود; یعنى خداوند محبت مؤمنان صالح را در دل ها قرار مى دهد.
3. مقصود این است كه خداوند محبت مؤمنان را در دل هاى دشمنانشان مى افكند و این محبت باعث مى شود تا آن ها به سوى دین مؤمنان كشانده شوند.
4. مقصود آیه، محبت مؤمنان نسبت به یك دیگر است. مؤمنان هم دیگر را دوست دارند و این باعث قدرت و وحدت آن ها در برابر مخالفانشان مى شود.
5. آیه به دوستى مؤمنان نسبت به یك دیگر در آخرت اشاره دارد. (مجمع البیان، ج 6، ص 822 ـ 823)
از ابن عباس و مجاهد نیز نقل شده است كه آیه را به دنیا مقید نموده اند. (التبیان، ج 7، 154)
ظاهر آیه آن است كه مى گوید: ایمان و عمل صالح سرچشمه محبوبیت در میان مردم است و خداوند محبت مؤمنان با عمل را در دل ها مى افكند. ظاهر آیه قیدى نسبت به دنیا یا آخرت ندارد; از این رو، مقید نمودن آن به آخرت بى وجه خواهد بود (المیزان، ج 14، ص 113) ؛بنابراین، آیه هم شامل دنیا و هم آخرت است، اما این كه آیا مخصوص امیرالمؤمنین (علیه السلام) است یا شامل اهل بیت(ع) و همه مؤمنان مى شود؟
در منابع حدیثی و تفسیری شیعه و اهل سنت روایات متعددى نقل شده است كه این آیه در مورد حضرت على (علیه السلام) نازل گردیده است كه در این جا به نقل سه روایت اكتفا مى كنیم:
1. قرطبى در تفسیر خود از براء بن عازب چنین نقل مى كند: «رسول خدا (ص) به على (علیه السلام) فرمود: «قل اللهم اجعل لى عندك عهداً، واجعل لى فى قلوب المؤمنین مودة» فنزلت الایة؛ بگو: خداوندا! براى من عهدى نزد خودت قرار ده، و در دل هاى مؤمنان مودت مرا بیفكن)،پس ]از این كه حضرت على (علیه السلام) این دعا را كرد[ خداوند این آیه را نازل كرد. ]ان الذین امنوا و عملوالصالحات سیجعل لهم الرحمن وداً[ (الجامع الاحكام القرآن، ج 11، ص 161; این روایت در شواهد التنزیل، ج 1، ص 474، از ابى سعید خدرى نیز روایت شده است.)
2. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است كه پیامبر (ص) در آخر نماز خود با صداى بلند به گونه اى كه مردم مى شنیدند چنین دعا مى كرد: «خدایا محبت على (علیه السلام) را در دل هاى مؤمنان بیفكن و هم چنین هیبت و عظمت او را در دل هاى منافقان قرار ده، در این هنگام آیه فوق و آیه پس از آن نازل شد. (بحارالانوار، ج 35، ص 353ـ 354)
3. از ابن عباس نقل شده است كه مى گفت: آیه «ان الذین امنوا و عملوالصالحات سیجعل لهم الرحمن وداً» در باره على بن ابى طالب ـ (علیه السلام) ـ نازل گردیده و معنى آن این است كه خدا محبت او را در دل هاى مؤمنان قرار مى دهد. ( الدرالمنثور، ج 4، ص 287; شواهدالتنزیل، ج 1، ص 471)
حاکم حسکانی در شواهد التنزیل حدود بیست روایت نقل می کند که می فهماند این آیه در باره حضرت على (علیه السلام) است. (شواهد التنزیل، ج‏1، ص: 464- 477)
براساس این روایات، این آیه در مورد حضرت على (علیه السلام) نازل شده است، اما روشن است كه شأن نزول باعث تخصیص آیه نمى شود و آن حضرت به عنوان یك مصداق اتم و اكمل آیه مى باشند و شأن نزول مانع از تعمیم مفهوم آیه در مورد همه مؤمنان نیز نیست.
از این آیه استفاده مى شود كه یكى از اسباب محبت ایمان و عمل صالح است، چنان كه عرب جاهلیت كه بویى از محبت در میان آنان نبود، در پرتو ایمان و عمل به دستورهاى خدا با یك دیگر الفت پیدا كردند: «واذكُروا نِعمَتَ اللّهِ عَلَیكُم اِذ كُنتُم اَعداءً فَاَلَّفَ بَینَ قُلوبِكُم فَاَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ اِخونـًا» (آل عمران، 3/ 103) ،«واَلَّفَ بَینَ قُلوبِهِم لَو اَنفَقتَ ما فِى الاَرضِ جَمیعـًا ما اَلَّفتَ بَینَ قُلوبِهِم ولـكِنَّ اللّهَ اَلَّفَ بَینَهُم» ( انفال، 8/ 63)، پیروان حضرت عیسى نیز در پرتو ایمان و عمل به دستورهاى حضرت مسیح ـ (علیه السلام) ـ نسبت به یك دیگر محبت پیدا كردند: «وجَعَلنا فى قُلوبِ الَّذینَ اتَّبَعوهُ رَأفَةً ورَحمَةً» (حدید،57/ 27)؛ بنابراین، معلوم مى شود كه ایمان و عمل صالح محبت آفرین است.
آیه 96، سوره مریم هر چند در مقام بیان محبت اختیارى نیست، بلكه بیش تر در مقام بیان نتیجه ایمان و عمل صالح است و این كه محبت را خدا قرار مى دهد، اما از روایاتى كه در باره این آیه نقل شده است استفاده مى شود كه یكى از مصادیق آن محبت اهل بیت(ع)است و قرار دادن این محبت در دل ها از سوی خداوند، نشانه آن است كه محبت اهل بیت(ع) مورد رضا و خواست خداوند است. حاكم حسكانى نیز در شواهدالتنزیل از جابربن عبدالله نقل مى كند كه رسول خدا ـ (ص) ـ به على بن ابى طالب ـ (علیه السلام) ـ فرمود: اى على! بگو: «پروردگارا دوستى مرا در دل مؤمنان بیفكن! پروردگارا براى من نزد خودت عهدى قرار ده! پروردگارا نزد خودت براى من دوستى قرار ده! سپس خداوند این آیه را نازل كرد «اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا وعَمِلواالصّــلِحـتِ سَیَجعَلُ لَهُمُ الرَّحمـنُ وُدّا»، پس هیچ مرد و زن مؤمنى را نمى یابى جز آن كه در قلبش دوستى اهل بیت ـ(ع)ـ است. (شواهد التنزیل، ج 1، ص 464 ; تنبیه الغافلین عن فضائل الطالبین، ص 108)
نتیجه:

از آیه اول روشن شد که دوستی اهل بیت(ع)مورد خواست خدای متعال و پیامبر (ص) است و از نظر قرآن دارای اهمیت ویژه ای است که از آن به عنوان اجر رسالت یاد شده است. از آیه دوم و سوم نیز با توجه به روایات ثابت شد که دوستی اهل بیت (ع) یاد خدا ، مایه آرامش دل ها و حسنه ای است که باعث در امان ماندن از وحشت روز قیامت خواهد شد. در آیه چهارم و پنجم دوستی اهل بیت (ع)از باقیات صالحاتی شمرده شد که عاقبت و ثوابش نزد پروردگار بهتر و امیدبخش تر است. از آیه ششم نیز روشن شد که ایمان و عمل صالح سر چشمه محبوبیت در میان مردم است و خداوند محبت مؤمنان صالح را در دل ها می افکند؛ یکی از مصادیق آن، محبت اهل بیت (ع) است که خداوند آن را در دل مؤمنان قرار داده است؛ از این رو، هیچ مرد و زن مؤمنى را نمى یابى جز آن كه در قلبش دوستى اهل بیت ـ(ع)ـ است.
-----------

منابع :

1. قرآن كریم، ترجمه آیت الله مکارم شیرازی.
2. الاختصاص، ابى عبدالله محمدبن نعمان الملقب بالشیخ المفید، تصحیح: على اكبر غفارى، منشورات جماعة المدرسین فى الحوزة العلمیه فى قم المقدسة.
3. الامالى، ابى جعفر محمد بن الحسن الطوسى، تحقیق: قم الدرسات الاسلامیه ـ مؤسسة البعثه، چاپ اول، دارالثقافة، قم، 1414 ق.
4. بحارالانوار، محمد باقر مجلسى، چاپ دوم، مؤسسة الوفاء، بیروت ـ لبنان، 1403 ق.
5. پیام قرآن، ناصر مكارم شیرازى و همكاران، چاپ پنجم، انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب، قم 1374ش
6. التبیان فى تفسیر القرآن، ابى جعفر محمد بن الحسن الطوسى، تحقیق و تصحیح: احمد حبیب قصیر العاملى، دار احیاء التراث العربى، بیروت.
7. التحقیق فى كلمات القرآن الكریم، حسن المصطفوى، بنگاه ترجمه و نشر كتاب.
8. تفسیر العیاشى، محمد بن مسعود عیاشى، چاپخانه علمیه تهران، 1380 ق.
9. تنبیه الغافلین عن فضائل الطالبین، شرف الاسلام بن سعید المحسن بن كرامة، تحقیق: السید تحسین آل شبیب، چاپ اول، مركز الغدیر للدراسات الاسلامیه.
10. الجامع لاحكام القرآن، ابى عبدالله محمد بن احمد الانصارى قرطبى، مؤسسة التاریخ العربى، بیروت، 1405 ق.
11. در المنثور، جلال الدین سیوطى، چاپ اول، دارالمعرفه، بیروت.
12. زبدة التفاسیر، ملا فتح الله كاشانى، چاپ اول، مؤسسة المعارف الاسلامیه، قم، 1423 ق.
13. شواهد التنزیل، عبید الله بن احمد الحاكم الحسكانى، تحقیق و تعلیق: محمد باقر محمودى، چاپ اول، مؤسسة الطبع و النشر و مجمع الثقافة الاسلامیه، طهران، 1411 ق.
14. الصحاح تاج اللغه و صحاح العربیه، اسماعیل بن حماد جوهرى، تحقیق: احمدبن عبدالغفور عطار، چاپ چهارم، دارالعلم للملایین، بیروت، 1407 ق.
15. فتح القدیر، محمدبن على بن محمد الشوكانى، عالم الكتب.
16. القاموس المحیط، مجدالدین محمدبن یعقوب الفیروزآبادى الشیرازى، مصصح: الشیخ نصر الهورینى.
17. الكافى، ابى جعفر یعقوب بن اسحاق الكلینى الرازى، تصحیح و تعلیق: على اكبر غفارى، چاپ سوم، دارالكتب الاسلامیه، آخوندى، تهران، 1388 ق.
18. الكشاف عن حقائق التنزیل، محمود زمخشرى، چاپ سوم، دارالكتاب العربى، بیروت، 1407 ق.
19. لسان العرب، ابى الفضل جمال الدین محمدبن مكرم ابن منظور الافریقى المصرى، چاپ اول، نشرالادب الحوزة، قم ایران، محرم 1405 ق.
20. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسى، چاپ اول، دارالمعرفه، بیروت، 1406 ق.
21. مصباح المنیر، احمدبن محمدبن على المقرى الفیومى، چاپ اول، مؤسسه دارالهجرة، قم
22. مفاتیح الغیب (التفسیر الكبیر)، فخر الدین رازى، چاپ سوم، دار احیاء التراث العربى، بیروت، 1420 ق.
23. المفردات فى غریب القرآن، راغب اصفهانى حسین بن محمد، چاپ اول، دارالعلم دارالشامیه.
24. مناقب آل ابى طالب، مشیر الدین ابى عبد الله محمد بن شهر آشوب، تحقیق: لجنة من اساتذة النجف الاشرف، المطبعة الحیدریه فى النجف.
25. التفسیر المنیر، وهبة بن مصطفى زحیلى، چاپ اول، دارالفكر معاصر، بیروت ـ دارالفكر دمشق، 1418 ق.
26. المیزان فى تفسیر القرآن، سید محمد حسین طباطبائى، چاپ پنجم، مؤسسة النشر الاسلامى، قم.
27. تفسیر نمونه، ناصر مكارم شیرازى و همكاران، چاپ اول، دار الكتب الاسلامیه، تهران، 1374 ش.
28. تفسیر نورالثقلین، عبد على بن جمعه عروسى هویزى، چاپ چهارم، مؤسسه اسماعیلیان، قم، 1415 ق.
29. النهایة فى غریب الحدیث، مجد الدین ابى السعادات المبارك بن محمد ابن اثیر الاجزرى، تحقیق: طاهر احمد الزاوى، محمود محمد الطناهى، چاپ چهارم، مؤسسه اسماعیلیان، قم 1364، ش.
30. نهج الحق و كشف الصدق، حسن بن یوسف المطهر الحلى، منشورات دارالهجره، قم.
31. الوجیز فى تفسیر القرآن العزیز، على بن حسین عاملى، چاپ اول، دارالقرآن الكریم، قم، 1413 ق.
32. وسائل الشیعه،الشیخ محمد بن الحسن الحر العاملى، تحقیق مؤسسة آل البیت (علیه السلام) لاحیاء التراث، چاپ دوم، مؤسسة آل البیت، قم، جمادى الاخر 1414 ق. 1379 ش.
33. ینابیع المودة لذوى القربى، الشیخ سلیمان بن ابراهیم القندوزى الحنفى، تحقیق: سید على جمال اشرف الحسینى، چاپ اول، دارالاسوة للطباعة و النشر،1416 ق.
منبع:www.quranct.com




طبقه بندی: اهل بیت (علیهم السلام)،
برچسب ها:محبت، دوستی، اهل بیت،

[ یکشنبه 22 اسفند 1389 ] [ 09:41 ق.ظ ] [ م. ج. مهران منزه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات