پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی

هر آنچه برای رسیدن به خوشبختی می خواهید

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.



تربیت فرزند و غیرت انسانی و الهی
بااینها همنشینی مكن!بحث ما راجع به تربیت، یعنی روش رفتاری و گفتاری دادن بود و بیان شد كه انسان به طور معمول در چهار محیط خانوادگی، آموزشی، رفاقتی، و شغلی روش می گیرد و در این چهار محیط ساخته می شود. گفته شد فضای پنجمی بر این چهارمحیط حاكم است كه آن را در آینده مطرح می كنیم. بحث ما در مورد محیط سوم، یعنی محیط رفاقتی یعنی پیوند درونی بر محور مودت و محبت بود كه گفتیم این پیوند، نقش اساسی دارد و اثرگذاری آن، به قدری قوی است كه گاهی ممكن است محیط آموزشی و خانوادگی را هم، چه در ساختن و چه در تخریب كردن، تحت تأثیر خود قرار دهد.
در مورد محیط رفاقتی، مطلبی مطرح شد كه به نوعی یك قانون كلی در انتخاب رفیق و دوست است. در آیه شریفه هم خطاب به پیغمبر اكرم، همین قانون بیان شده بود. در ذیل آن، دو بحث مطرح شده كه یكی درباره انتخاب دوست بود یعنی چه كسانی را باید به عنوان رفیق انتخاب كرد؛ یكی هم بحث جنبه های نفی بود كه چه كسانی را نباید به عنوان دوست و رفیق انتخاب كرد. «چه كسانی را برای رفاقت انتخاب كنم و چه كسانی را انتخاب نكنم.» در آیه شریفه می فرماید: «واصبر نفسك مع الذین یدعون ربهم بالغداه و العشی یریدون وجهه و لا تعد عیناك عنهم» تا این جا می فرماید كه چه كسی را انتخاب كنید وروی خود را از اینها برنگردانید. بعد می آید سراغ این كه چه كسی را انتخاب نكنید. «ترید زینه الحیاه الدنیا و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتبع هواه و كان امره فرطا». (كهف/ 82) لذا انسان نباید با برخی اشخاص، پیوند دوستی برقرار كند.
در سوره مائده می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لاتتخدو الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منكم فانه منهم ان الله لا یهدی القوم الظالمین» (مائده/15) در آیه قبل، ابتدای آیه، جنبه اثباتی داشت كه ای پیغمبر! با چه كسانی پیوند برقرار كن و مجالست كن؛ اما مفاد این آیه «نهی» است، خیلی هم صریح است. «ای كسانی كه ایمان آورده اید، یهود و نصاری را به عنوان دوستان خود نگیرید! «اولیاء» این جا به معنای «دوستان» است. آنها خودشان، باهمدیگر پیوند دارند.
دلیلش چیست: «و من یتولهم منكم فانه منهم» این عبارت دلیلی است برای این مطلب و این نهی می آورد. كسانی كه از نظر اعتقادی با تو همسو نیستند، یعنی از نظر اعتقادی با شما مختلف هستند، نمی توانند دوستان خوبی باشند. چرا كه شما با هم از نظر پیوند درونی و در ارتباط با امور اعتقادی با هم سر ناسازگاری دارید. چون پیوند، درونی است و اعتقاد هم همین طور است. شما در باب نبوت از نظر درونی، با پیغمبر اكرم پیوند دارید و آن ها این پیوند را ندارند و اصلاً قبول ندارند. یعنی بین شما مقابله است.
اگر ما بخواهیم دقیق تر پیش برویم و برطبق قرآن بحث كنیم، به این نكته می رسیم كه ما با آنها حتی در مسئله توحید هم مقابله داریم. در اختلاف با نصاری شكی نیست، چون ما خدا را یكی می دانیم و آن ها طبق فرمایش قرآن، خدا را سه تا می دانند. عقاید با هم جور درنمی آید.
«یا ایها الذین آمنوا» خطاب به چه كسانی است؟ اهل ایمان، یعنی دلبستگان به خداوند. گفتیم كه ایمان عبارت از دلستگی به خداوند است، «یا ایها الذین آمنوا» یعنی ای كسانی كه پیوند و دلبستگی به خدا دارید، شما با اینها پیوند دوستی نبندید! دلیلش چیست؟ در خود آیه اشاره دارد كه «ومن یتولهم منكم فانه منهم» هر كه از شما، با آنها دوستی كند، جزو آنها شده است. رابطه دوستی این طور است كه جاذبه دارد و همین جاذبه، موجب می شود كه تو به سوی او كشیده شوی. پیوند درونی تو با خدا از بین برود و پیوندی نظیر آنها پیدا كنی. این رابطه بر روی اعتقاد شما، اثر سوء می گذارد.
یعنی ابتدا آن پیوند ایمانی را تضعیف می كند و بعد هم آن را قطع می كند. در آخر هم وصل شدن به آن پیوند سوء و اعتقاد غلط رابه دنبال دارد. حالا ما در این جا به مرحله وصل، كاری نداریم و حرفمان این است كه یك سنخ دوستی ها و رفاقت ها است كه روی اعتقاد انسان اثر سوء می گذارد و از نظر درونی، پیوند اعتقادی انسان را متزلزل می كند و بالاخره هم سر از قطع پیوند درمی آورد.
لذا در گذشته این روایت را از پیغمبر اكرم خواندم كه فرمودند: «المرء علی دین خلیله» اگر بخواهیم ببینی كه شخص چه دینی دارد، رفیقش را ببین كه چه دینی دارد. از رفیق می توانی بفهمی كه او چه دینی دارد. «فلینظر احدكم من یخالل» (بحار 71/291) دقت كنید با چه كسی پیوند دوستی می بندید! چرا كه پیوند دوستی، روی دین تو و در بعد اعتقادی ات اثر می گذارد. در بین همه پیوندها قوی ترین پیوند، همین رابطه و پیوند رفاقتی است، چون بر محور محبت است؛ لذا ما می بینیم كه علاوه بر جنبه اثباتی و بیان خصوصیات دوست خوب، جنبه نفی هم وجود دارد. به این معنا كه قرآن می گوید: مواظب باش و با كسانی كه اثر سوء در بعد اعتقادی و دینی تو دارند رفاقت نكن و آنها را برای دوستی انتخاب منما.

فرق رابطه ظاهری و رابطه هدایتی!

ما یك دسته روابط ظاهری اجتماعی داریم كه این آیه ناظر به آن روابط نیست. اشتباه نكنید! مثلاً معامله و خرید و فروش از سنخ مسائلی است كه در محیط زندگی وجود دارد ولی ظاهری است و به درون افراد ربطی ندارد. در آیه فوق بحث «رفاقت» مطرح است و بحث ما، پیرامون رابطه درونی رفاقتی است، نه رابطه ظاهری اجتماعی. این ها با هم فرق می كند.
كمی بیشتر توضیح می دهم تا مطلب روشن شود. یك رابطه محبتی درونی داریم كه به آن رفاقت می گوییم، یك رابطه ظاهری اجتماعی هم داریم كه از قبیل معاملات و داد و ستدها است. یك رابطه سومی هم وجود دارد كه، رابطه هدایتی است. این رابطه عبارت از این است كه یك نفر به قصد هدایت، با شخصی كه از نظر اعتقادی با او مخالف است، مثلاً نصرانی یا یهودی است، رابطه برقرار كند. این رابطه ظاهری اجتماعی نیست، بلكه رابطه هدایتی است. آنچه كه در این جا مورد بحث ما است رابطه ظاهری اجتماعی است چون خود قرآن هم دارد كه این ها را هدایت كنید و از آن رابطه نهی نكرده است. البته در مورد رابطه هدایتی، یك شرط وجود دارد و این رابطه كه وظیفه هم هست، كار هر كسی نیست. این كار مخصوصی كسی است كه به مبانی اعتقادی دینی و مسائل برهانی و امثال اینها، مسلط باشد. كار نیكان را قیاس از خود مگیر!

موسی به دین خود؛ عیسی به دین خود؟!

من می خواهم در این جا مطلبی را كه در میان مردم مشهور است، مطرح كنم. می گویند: موسی به دین خود، عیسی به دین خود! می فهمید كه چه جمله بسیار غلطی است؟! برو دنبال كارت! گفتن این جمله، معنایش این است كه تو معارف را نفهمیده ای. شعور تو كه بیشتر از شعور خدا نیست. خدا بیشتر از من و تو می فهمد. او می گوید چنینی باش!
چنین كسی می گوید: من چه كار دارم به این كه او چه اعتقادی دارد! ما با همدیگر رفیق هستیم. اتفاقاً بحث در همین جا است. اگر مراد و منظور تو از رفاقت، پیوند درونی محبتی است، همین رفاقت برای تو مضر است. اگر هم منظورت روابط ظاهری اجتماعی است نه.
صحبت عیسی و موسی و دیگر پیامبران الهی (علیهم السلام) نیست. مثل اینكه در مغازه ای می روی، می خواهی از آن جنس بخری، رابطه تجاری داری، این جا رابطه دوستی و رفاقتی مطرح نیست و ضرری هم برای تو ندارد. اگر مراد از این جمله و عبارت این است كه می خواهی بگویی: ما با هم رفیق هستیم و به نوعی پیوند محبتی و درونی داریم، این را قرآن و خدا قبول ندارد. ولی اگر مراد تو این است كه رابطه ما با هم صرفا یك رابطه ظاهری اجتماعی است، اشكالی ندارد. در باب رابطه هدایتی هم، یك شرط وجود دارد كه باید حواست را جمع كنی و ببینی كار تو هست، یا نه.
تا این جا این مسئله مربوط به یهود و نصاری بود. در همین سوره مائده، بعد از پنج یا شش آیه می فرماید: «یا ایهاالذین آمنوا لاتتخذوا الذین اتخذوا دینكم هزوا و لعبا من الذین أوتوالكتاب من قبلكم و الكفار أولیاء» آنجا دو مورد از ادیان الهی را كه نسخ شده اند، مطرح می كند؛ این جا به طور كلی اول اهل كتاب، بعد مدار را باز می كند و بعد از چند آیه، می گوید: «والكفار» مطلب را توسعه می دهد. یعنی خیال نكن كه نصرانیت و یهودیت در موضوع نهی، مدخلیت دارند! آنچه مدخلیت دارد مسئله تقابل بین پیوندهای درونی اعتقادی شما است. مثلا كسی هم كه كمونیست است، شامل این نهی از رفاقت می شود چون او نصرانی یا یهودی نیست ولی كافر كه هست!
این كه خداوند مطلب را گسترش می دهد، منظور چیست؟ معلوم است، چون این رابطه درونی كه بر محور محبت است، روی پیوند درونی اعتقادی، انسان را تخریب می كند. این رابطه اثر سوء دارد. لذا مدار بحث را باز می كند و می گوید خیال نكنی فقط نصرانیت و یهودیت این طور هستند! آنها موضوعیت ندارند. عمده این است كه در رابطه محبتی، پیوند درونی اعتقادی انسان نباید خراب شود. لذا ما را نهی می كند.

همنشینی ها ممنوع
1- طعن زنندگان به قرآن

تا اینجا بحث نسبت به پیوند درونی و «رفاقت» بود، اما سراغ «مجالست و همنشینی» هم می رود. در سوره انعام درباره همنشینی می فرماید: «و اذا رأیت الذین یخوضون فی آیاتنا فاعرض عنهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره» (انعام/ 86) اگر دیدید گروهی نشسته اند و دارند به آیات قرآنی ما «طعن» می زنند، از اینها اعراض كن! حالا بحث در این جا نسبت به مجالستی است كه در آنها برخلاف معتقدات دینی تو حرف می زنند. اگر در جایی، به طور كلی بر خلاف معتقدات دینی تو حرف می زدند، باید مجلس را ترك كنی.
مثلا تو به قرآن اعتقاد داری كه این كتاب الهی است، كلام الهی است و از مبدأ وحی نازل شده است، كسانی دارند به آن طعنه می زنند، این جا هم چون ممكن است ضربه اعتقادی ببینی، نباید با اینها مجالست كنی! این جا هم چون دارند بر تو ضربه اعتقادی می زنند و این مجالست موجب می شود كه به پیوند اعتقادی درونی تو ضربه وارد شود، لذا خدا از شركت در آن نیز نهی می كند.

2- دوری از دوستی با «مسلمان های لاأبالی»

بعد از آن، دایره را بازتر می كند. به این حرف ها خوب گوش كنید! گاهی من كسی را می بینم كه هم دین من است، ولی لاابالی است؛ یعنی از نظر عملی، رفتارهایش با اعتقاداتش تطبیق نمی كند؛ انگار دین خودش را به بازی گرفته است. آیا با او می توانم دوستی كنم؟ او نه نصرانی و یهودی است و نه كافر و بی دین! اما خداوند می فرماید: «و ذر الذین اتخذوا دینهم لعبا و لهوا و غرتهم الحیاه الدنیا»، (انعام، 07) كسی را كه دین خود را به بازی و بیهوده گرفته است رها كن! نه كسی كه دین تو را به بازی گرفته. بلكه كسی كه دین خودش را بازیچه گرفته هم به درد رفاقت نمی خورد و دوستی با او ضرر دارد. بازیچه گرفتن دین یعنی عمل نكردن به آن! می گوید مسلمانم، مؤمنم، اما عمل نمی كند.یكی از بزرگان گاهی می فرمود: لفظا منكر خدا نیستی، ولی عملا منكر خدایی! این تعبیر را من از او دارم. لفظا منكر خدا نیست، خیلی- یا الله یا الله- هم می كند؛ یا رب یا رب هم زیاد می گوید ولی عملا منكر خدا است. از این آدم ها در جامعه مان، زیاد داریم كه فقط لفظا می گویند: ما مسلمانیم؛ مؤمنیم؛ ولی عمل را كه نگاه می كنیم، می بینیم با اسلام تطبیق نمی كند. یك مؤمن این گونه عمل نمی كند. یك مسلمان این طور عمل نمی كند. این ها همان هایی هستند كه دین خودشان را به بازیچه گرفته اند. «و ذر الذین اتخذوا دینهم لعبا و لهوا و غرتهم الحیاه الدنیا» با اینها هم نشینی و مجالست نكن. این هم از راه صحیح بیرون رفته است.
بعد خداوند منشأش را بیان می فرماید كه چرا اینها دین را به بازی و مسخره گرفته اند. «و غرتهم الحیاه الدنیا» زندگی دنیا اینها را مغرور كرده است. پول و ریاست برای او بت شده است. لازم نیست كه بگوید پول و مقام، بت من است، بلكه عملش نمایانگر این مطلب است . لاابالی گران در جامعه مسلمین و در میان مؤمنین، اینها هستند كه عملشان با اعتقادات اسلامی خودشان، تطبیق نمی كند.

عاقبت دوستی با اهل گناه

علی(ع) فرمودند: «ایاك و مصاحبه الفساق فان الشر بالشر ملحق» (بحار/ 33/805) از رفاقت و مصاحبت با فاسقان بپرهیز! چرا؟ چون تو هم آن طور خواهی شد، باید از او بپرهیزی. «فان» در مقام تعلیل است، «فان الشر بالشر ملحق» بدان كه تو هم همان طوری خواهی شد. پیوند دوستی و رفاقتی با اشرار نتیجه اش این است كه تو را هم به شرارت می كشاند. بالاخره در یك جا به خاطر پیوند محبتی مجبور خواهی شد كه از رابطه درونی و پیوند اعتقادی خود و خدا، دست برداری! این دوستی، دلبستگی تو را نسبت به خدا در خطر قرار می دهد؛ پس از آن بپرهیز!
روایت دیگری از علی(ع) است كه فرمودند: «ایاك و مصاحبه اهل الفسوق! فان الراضی بفعل قوم كالداخل معهم» (غررالحكم/ 334) از دوستی با اهل گناه و بی بندوباران بپرهیز كه اگر از فسق آنها خوشت بیاید و كار آنها را بپسندی، اثرش این است كه تو هم مثل آنها می شوی. چون روش آنها، روش اسلامی و ایمانی نیست، اگر روششان را بپسندی، تو هم مثل آن هستی.
غرضم این است كه در آیات مربوط به بحث رفاقت، هم در بعد اعتقادی و هم در بعد عملی نهی داریم كه مشخص می كند با چه كسانی نباید دوستی كرد. یك جا «اولیاء» را آورد و مسئله محبت و رفاقت را پیش كشید، یك جا هم بحث مجالست را مطرح كرد. درنهایت فرمود كه با كسانی كه بر روی اعتقادات تو اثر سوء دارند، رفاقت نكن! با كسانی هم كه روی بعد عملی تو اثر سوء دارند، رفاقت نكن!

kayhannews.ir
آیت الله شیخ مجتبی تهرانی





طبقه بندی: خانواده و اجتماع،
برچسب ها:خانواده، تربیت،

[ یکشنبه 1 آبان 1390 ] [ 04:37 ب.ظ ] [ م. ج. مهران منزه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات