پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی

هر آنچه برای رسیدن به خوشبختی می خواهید

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.





اسلام دین صلح و رحمت 2

ب انگیزه های انتساب اسلام به دین جنگ و خشونت

پس از جنگ جهانی اول، در غرب اسلام دین جنگ و شمشیر معرفی می شد و اکنون به ویژه پس از پایان جنگ سرد اسلام را دین ترور و خشونت می دانند و مسلمانان را نیز خشونت گرا و تروریست! چنان که گفته شد این افترای تازه ای نیست، بلکه الفاظ آن تغییر کرده و با ادبیات نو سیاسی هم آوا شده است. می توان علل و انگیزه های برخی مستشرقان و غربیان را در ارائه این گونه برداشت ها از اسلام چنین برشمرد:

1 برداشت نادرست از متون دینی و واقعیت های فقه اسلام

برخی با استناد به ظواهر برخی از آیات قرآن و احادیث، جنگ را یک وظیفه و اصل در زندگی مسلمانان دانسته و در روابط میان مسلمانان با غیر مسلمانان نیز این اصل را تقویت کردند. این نظر باعث شده است دسته ای از مستشرقان و پژوهشگران غرب، اسلام را دین جنگ و شمشیر بدانند. ولی پژوهش های جدید، از وجود چنین دیدگاهی در میان آن دسته از فقیهانی که اصل را بر جنگ می نهادند پرده برداشته است. دکتر وهبه زحیلی در کتاب «آثار الحرب» که رساله دکتری ایشان در یکی از دانشگاه های مصر بوده است، ضمن تحقیقی مفصل در این باره نتیجه می گیرد:

«اکثر فقیهان متأثر از وضعیت واقعی حاکم بر روابط میان مسلمانان وغیر مسلمانان در قرن دوم هجری که عصر اجتهاد فقهی است، بر این نظر بودند که اصل در روابط خارجی میان مسلمانان با دیگران بر جنگ مبتنی است و نه صلح؛ مگر موجبات صلح مانند ایمان یا امان به وجود آید. هدف در اتخاذ این نظریه آن بود که فتوحات اسلامی پیروزمندانه ادامه یابد و اصل عزت مسلمانان و تکلیف به دعوت اسلامی در جهان راه خود را بپیماید» (الزحیلی، 1997: 93). تقویت چنین دیدگاهی که در دوران سیاسی امویان و عباسیان، ناظر به وضعیت جنگی حاکم بر روابط آن زمان بود. طبیعی است مطالبات سیاسی و اجتماعی حاکم در هر عصری، آرایی را تقویت می کند که با مقطع زمانی خود سازگاری بیشتری داشته باشد.

با گذشت زمان تصور شده است آن چه را فقیهان قرن دوم متأثر از اوضاع سیاسی و اجتماعی اتخاذ نمودند، نظر اسلام در همه زمان ها است و اصل جنگ جزئی از مقررات و شریعت اسلام است و در پی آن به این نتیجه رسند که تقسیم دوگانه جهان به دارالحرب و دارالاسلام توسط فقیهان گذشته، بخشی از فقه و مقررات حقوقی اسلام است که همیشه در روابط خارجی میان مسلمانان و غیر مسلمانان تعقیب می شود. در حالی که تقسیم جهان به دارالاسلام و دارالحرب، گویای بلوک بندی های نظامی و سیاسی حاکم بر روابط میان مسلمانان و غیر مسلمانان در قرن دوم هجری است و چنین تقسیمی را نمی توان یک حکم شرعی و قانونی دانست. این تقسیم برداشتی است که فقیهان و حقوق دانان مسلمان از وضعیت موجود زمان خود و بلوک بندی های آن عصر استنباط کرده اند (همان، 102). دولت اسلامی و بلکه امپراتوری اسلامی در آن دوران همواره با تهدیدهای مرزی مواجه بود که این تهدیدها گاه به درگیری های نظامی منتهی می شد. تداوم درگیری ها از یک سو آثار سیاسی و اجتماعی خاص خود را بر جامعه اسلامی به جای می گذاشت و از سوی دیگر چون آن عصر دوران شکوفایی اجتهاد و پویایی فقه در حد وسیعی بود، وضعیت جنگی موجود و عنصر زمان در برداشت های فقهی نیز تأثیر گذاشت.

از میان مستشرقان، مجید خدوری(7) ضمن تأیید تقسیم دوگانه جهان به دارالاسلام و دارالحرب، معتقد است: جهاد ابزاری است که به وسیله آن دارالحرب به دار الاسلام تبدیل می شود. بر این اساس روابط عادی میان مسلمانان و دیگر ملت ها همیشه بر یک وضعیت مخاصمه آمیز و دشمنی قرار دارد. وی معتقد است در اسلام صلح دائمی و انعقاد معاهدات دائمی صلح با غیرمسلمانان جایی ندارد، جز در معاهدات با أهل کتاب (عبدالرزاق، بحث: نظریة الحرب هی الاصل).

چنان چه اسلام را دین و شریعتی کامل بدانیم منطقی است که در کنار مجموعه مقررات اخلاقی و قواعد مورد نیاز زندگی، به قواعد جنگ و صلح و روابط خارجی نیز پرداخته شود، زیرا به هر روی در زندگی بشر از جنگ و صلح، گریزی نیست. لیک وجود چنین قواعد و مقرراتی را در یک نظام حقوقی نمی توان دلیلی بر دائمی بودن یک وضعیت در آن نظام دانست و نتیجه گرفت چون در اسلام جهاد تشریع شده است پس مسلمانان همواره در جنگ دائمی با غیر مسلمانان به سر می برند.

در حقوق بین الملل معاصر مجموعه مقرراتی وجود دارد که در آن به تنظیم امور جنگ، وضعیت اسیران و مجروحان و نحوه کاربرد سلاح ها و مانند آن می پردازد و شاخه هایی چون «حقوق جنگ» (Khadduri, P. 54). یا «حقوق مخاصمات مسلحانه» (Law of Armed Conflict) و «حقوق بشر دوستانه» (Humanitarian Law) در این رشته به وجود آمده است. بر این اساس آیا می توان گفت حقوق بین الملل حقوق جنگ و شمشیر است؛ زیرا در آن به امور جنگ و مبارزه پرداخته شده است؟! بدیهی است چنین چیزی پذیرفتنی نیست و به همین قیاس نمی توان وضعیت حاکم بر یک مقطع زمانی از تاریخ اسلام را مستند قرار داد و برای همیشه و به عنوان یک قاعده، اسلام را دین جنگ و خشونت معرفی کرد.

وانگهی، آیا ادیان دیگر همیشه در صلح زیسته و هرگز با جنگی گریبان گیر نبوده اند؟ مگر در تاریخ مسیحیان جنگ های متعددی برای مسیحی کردن دیگران روی نداده است؟ آیا می توان جنگ هایی را که مسیحیان بر افروختند به حساب دین عیسی که دین صلح است تمام کرد؟ غربیان اسلام را دین همراه با شمشیر می دانند در حالی که کمتر کسی در غرب سخن از رفتارهایی به میان می آورد که برای مسیحی کردن اجباری اهالی اروپای شمالی و نابودی مذاهب کهن اروپایی به کار گرفته شد. تا زمانی که غربیان مسیحیان مؤمن بودند، مسیحیت پرچمی بود که در جنگ ها بر می افراشتند و آن گاه که دین در میان آنان از رونق افتاد ملی گرایی، فاشیسم، کمونیسم کاپیتالیسم و ایدئولوژی های دیگر سر برآورد.

بلی آن که می گوید اسلام دین شمشیر است، اگر مقصود او از دین شمشیر آن است که این دین جهاد را از جمله جهاد نظامی را واجب کرده است، سخن درستی گفته است؛ ولی اگر مقصودش آن باشد که اسلام با تیزی شمشیر منتشر شده است در یک اشتباه آشکار به سر می برد؛ زیرا اسلام با عقل و منطق و از راه فعالیت های فرهنگی عالمگیر شده است.

از سوی دیگر، سهم برخی از مسلمانان را در برداشت نادرست غربیان از اسلام نمی توان نادیده گرفت. بد فهماندن نیز خود سهم عمده ای در بد فهمیدن دیگران دارد. نوشته ها و گاه رفتار گروه های اندکی از مسلمانان متعصب، راه را بر این گونه برداشت ها از اسلام هموار می سازد (برای مثال نگاه کنید: http://www.mojahedin.com, 7/5/2004). هدف قرار دادن غیر نظامیان و زنان و کودکان در هیچ نظام حقوقی پذیرفته نیست تا چه رسد به دینی که پیام آن رحمت و مسالمت است و پیامبر آن پیامبر رحمت برای جهانیان. این گفته که «اسلام دو نوع دعوت دارد: دعوت به زبان و دعوت به سنان برای اصلاح باورهای مردم» یا این که: «خداوند بر مسلمانان واجب کرده است با آن دسته از کفار و مشرکان که از قبول اسلام پس از دعوت به تسلیم یا پذیرفتن اسلام، سرباز می زنند آغاز به جنگ کنند. بر امت مسلمان واجب است جز در ماه های حرام به آنان هجوم آورند وآغاز به جنگ کنند، زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحاب آن حضرت پس از آن که رؤسای کشورهای فارس و روم به نامه پیامبر اعتنا نکردند جنگ با آنان را آغاز کرده است، بدون آن که این کشورها به هیچ مسلمانی تعرض کنند» به تأمل جدی در کتاب و سنت و روح شریعت توأم با رحمت اسلامی نیاز دارد. چنین تصوری به دلایلی چند نه تنها به دور از آموزه ها و واقعیت های مکتب حیات بخش و انسان ساز اسلام است، بلکه با واقعیت های کنونی جوامع مسلمین نیز سازگاری ندارد.

1 این که دین را دو دعوت است: دعوت به زبان و دعوت به سنان، با روش دعوت مبتنی بر حجت و برهان و قانع ساختن طرف مقابل به روش منطقی که قرآن بیان می دارد، موافق نیست. با وجود: «ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (نحل:125). مسلمان کردن دیگران به قهر و اکراه را نمی توان روش مشروع دعوت به شمار آورد. دعوت هیچ گاه از روش های مسالمت جویانه خود و پیروی از رویه احسن آن گونه که قرآن از آن یاد می کند، دور نخواهد شد. وانگهی، اساس دین ایمان و باور قلبی است که با اراده و اختیار باید پذیرفت و نه با قهر و غلبه: «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» (بقره:256) (الزحیلی: 97) دعوت منحصر در زبان و سنان نیست، بلکه سهم غیرقابل انکار دعوت از طریق عمل را نیز نباید از نظر دور داشت: «کونوا دعاة للناس بغیر ألسنتکم». آن جا که ایمان اسلامی در دل های مسلمانان در اقصی نقاط جهان خانه کرد، به برکت دعوت مسالمت آمیز بود و نه دعوت با شمشیر. و آن جا که با شمشیر وارد شدیم با شمشیر نیز بیرون رانده شدیم. دعوت با حجت و برهان نتیجه بخش است نه با شمشیر و سنان. بلی اسلام دارای شمشیر است ولی برای دفاع و رفع موانع از دعوت و نه برای هجوم.

2 برداشت مزبور با آن مجموعه از متون فقهی و روایی که در آن «ابتدای به جنگ» نهی شده است، ناسازگار است (القاسمی، 1982: 175 به نقل از: سفیان بن سعید بن مسروق الثوری از شخصیت های قرن دوم که آغاز به جنگ را نمی پذیرد). هم چنین با آن دسته از آیات و روایات دال برعفو و گذشت و احسان، همخوان نیست. مثل: «وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً»(بقره:83)؛ «فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا»(بقره:109)؛ «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» (بقره:256)؛ «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» (مائده :13)؛ «ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (نحل:125) و «وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی أَلاّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی» (مائده:8). همین طور با مجموعه ای وسیع از أخبار و احادیث مربوط به رفق و عفو و حلم وچشم پوشی از بدی دیگران و فرو بردن خشم و نرم خویی، قابل جمع نیست.

3 قبول این نظر یعنی دست برداشتن از کلیه ابزارهای مسالمت آمیز در تعامل با غیر مسلمانان.

4 واقعیت کنونی جامعه بین المللی و نیز واقعیت جامعه مرکب از دولت های اسلامی که اکنون در قالب سازمان کنفرانس اسلامی تبلور یافته است، وضعیت مسلمانان را به گونه ای دیگر رقم می زند. کلیه کشورهای اسلامی که عضو سازمان ملل متحدند و در معاهدات و کنوانسیون های بین المللی وارد شده اند، روابط خود با دیگر کشورها و ملت ها را بر روابط مسالمت آمیز قرار داده و از توسل به زور به عنوان یک تکلیف در برابر جامعه بین المللی منع شده اند. تعامل با جامعه بین المللی معاصر با تکیه بر افکار سنتی مبتنی بر جنگ که مربوط به دوره ای خاص از زندگی مسلمانان بود، هرگز ممکن نیست، زیرا عضویت دولت های اسلامی در سازمان های بین المللی به ویژه ملل متحد بدین مفهوم است که این دسته از کشورها اصل صلح را در روابط بین المللی خود پذیرفته اند و نیز متعهد شده اند برای حل و فصل اختلافات به شیوه های مسالمت آمیز روی آورند (ر.ک: منشور ملل متحد، ماده 1 و ماده 2، بند 3).

دولت های عضو سازمان کنفرانس اسلامی در اساسنامه این سازمان نیز نظیر چنین تعهداتی را در روابط بین المللی پذیرفته اند. این سازمان اتخاذ تدابیر لازم برای حمایت از صلح و امنیت بین المللی را یکی از اهداف و مقاصد خود اعلام داشته است. بند چهارم (الف) از ماده 2 اساسنامه سازمان مزبور به حفظ صلح و امنیت بین المللی پرداخته و می گوید: «دول عضو این سازمان آمادگی خود را برای اتخاذ تدابیر لازم جهت حمایت از صلح و امنیت بین المللی اعلام می دارند» بند مزبور از اساسنامه سازمان کنفرانس اسلامی که یک سازمان بین المللی بر اساس دین و عقیده اسلامی است، دقیقا از بند 1 ماده 1 منشور سازمان ملل متحد تأثیر پذیرفته که در آن «حفظ صلح و امنیت بین المللی» یکی از اهداف ملل متحد دانسته شده است. چنین هماهنگی در مفاد دو منشور نشان از وجود اهداف مشترک بین این دو نهاد بین المللی دارد. از آن جا که در اسلام اصل بر همزیستی مسالمت آمیز با سایر دول و ملل است، کشورهای اسلامی نیز در تحقق این هدف با سازمان ملل متحد همکاری می نمایند.

5 لازم است نگاهی به وضعیت کنونی مسلمانان در جهان افکنیم: بر چسب تروریسم به اسلام و مسلمانان تلاش مذبوحانه ای است که دشمنان بیشتر پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 آغاز کردند و تصویر نادرستی از مسلمانان در رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری جهان ترسیم نمودند. مسلمانان را مردمانی ترسناک معرفی می کنند که دیگران باید از آنان گریزان باشند و انواع سخت گیری ها را علیه آنان به کار می برند. زیان های مادی و معنوی بسیاری متوجه مسلمانان شده است. مدارس، مؤسسات فرهنگی و خیریه و شرکت های متعلق به مسلمانان به اتهام ارتباط و همکاری یا احتمال همکاری، تعطیل و اموال و دارایی های آنها مصادره و ضبط شده است. میلیون ها مسلمان که به دلایل گوناگونی چون درمان، تحصیل، تبلیغ و آموزش همکیشان مسلمان خود، راهی دیار غرب و سرزمین های غیر اسلامی می شوند با بی میلی و بغض مواجه می شوند و با آنان همچون مسافران خطرناک برخورد می شود. خلاصه این سخن مسلمانی را از یاد نمی برم که می گفت: اگر به این قانع نبودم که اسلام دین صلح است و مسلمانان صلح جو ترین مردمان زمین، باور می کردم که ما مسلمانان اکنون تروریسم هستیم!

2 رواج اسلام در غرب

از دیگر انگیزه های مخالفان اسلام در برچسب ترور و جنگ طلبی به مسلمانان، موج فزاینده توجه به اسلام و حضور مسلمانان در غرب است، چرا که این وضعیت به نظر آنان به حد بحران رسیده است. دراین باره فقط به جدیدترین مقاله ای که مجله پر تیراژ تایم امریکایی در باره مسلمانان آورده است بسنده می کنیم. مقاله با نام «بحران هویت اروپا»(Europes identity crisis) از تأثیر افزایش تعداد مسلمانان در اروپا بر هویت اروپاییان سخن می گوید. خواننده شماره 28 فوریه 2005 این مجله بر صفحه روی جلد آن تابلوی معروف مونالیزا را می بیند که مقنعه اسلامی به سرکرده و محجبه شده است. از این طریق نظر بیننده به مقاله ای که عنوان آن در پایین تصویر آمده به متن نیز جلب می شود. به نظر نویسنده بحران هویت اروپاییان ناشی از سیل مهاجران عمدتاَ مسلمان است و در نتیجه آن الگوی جامعه چند فرهنگی اروپا، برخلاف آمریکا، به شکست انجامیده است. در این گزارش افزایش احزاب ضد مهاجرت در بلژیک، آلمان، هلند و بریتانیا نمایان گر نگرانی فزاینده اروپاییان از استحاله هویتشان به خاطر جریان مستمر مهاجران مسلمان دانسته شده است؛ مهاجرانی که حاضر نیستند فرهنگ ها و سنن خود را به کنار بگذارند و با اروپاییان «همرنگ» شوند. ابتدای این گزارش به معرفی رهبر حزب راستگرای افراطی «ولامس بلانگ» بلژیک می پردازد که جنبشی را برای جلوگیری از احداث «اولین مسجد رسمی» در شهر «انتورپ نورث» این کشور به راه انداخته است. به نوشته تایم، هنگامی که این فرد (دووینتر) از خیابان می گذرد، در یک سوی خیابان، مهاجران وی را "نژادپرست" می خوانند و در سوی دیگر، هوادارانش مبارزه وی را می ستایند. در حقیقت، رهبر حزب "ولامس بلانگ" مصداق "مشت، نمونه خروار" است. تایم می افزاید: «مهاجران مسلمان باید قانونا ملزم شوند که با پذیرش ارزش های سکولار اروپا و حتی پشت کردن به آداب و رسوم اسلام، همرنگ اروپاییان شوند. سیاستمداران اظهار می کنند که روند مذکور یگانه راه مقابله با ارتباط مخوف مهاجرت و تروریسم اسلام گرایان است.»

در جای دیگر از این مقاله به نقل از کارل دووس، استاد علوم سیاسی دانشگاه گنت بلژیک، آمده است: «به طور سنتی، اروپایی یعنی فردی که اهل یک کشور اروپایی است، اما درباره ارزش های اروپایی بحث فلسفی بیشتری در جریان است. این واقعیت که مسلمانان نسل دوم هنوز مهاجر تلقی می شوند، بدین مفهوم است که ما مشکل بسیار بزرگی داریم.»

رهبر حزب «ولامس بلانگ» بلژیک می گوید: "چند فرهنگ گرایی یک توهم است. اکثر مهاجران همرنگ نمی شوند. آنها در محله هایی خاص شیوه زندگی خود را پی گیری می کنند. آنها باید مانند ما رفتار کنند. دین باید از سیاست جدا باشد. در اروپا جوی های خون به راه افتاده است تا این جدایی تضمین شود». به نظر وی «اسلامگرایی در حال حاضر بزرگ ترین معضل اروپاست و اگر به سرعت دست به کار نشوند، خیلی دیر خواهد شد». (Time: february 28, 2005, vol. 165 no.9)

3 پشتیبانی از صهیونیزم

از دیگر انگیزه های روشن پشت پرده انتشار برچسب تروریسم به مسلمانان پشتیبانی از صهیونیستها است. تاریخ و عملکرد یهود در بسیاری از دوره های تاریخی نشان می دهد که این قوم همواره منشأ بحران های جهانی بوده اند. این رویه اکنون توسط یهودیان افراطی و صهیونیزم تعقیب می شود. بی تردید صهیونیست ها را هم می توان منبع و منشأ اتهام ترور و خشونت به مسلمانان دانست و هم منشأ و ریشه هرگونه ترور و وحشت را که در جهان روی می دهد باید در میان آنان جست وجو کرد. دوگانگی در رسانه ها و مطبوعات غرب، گویاترین دلیل بر جانب داری آنها از صهیونیزم بین الملل و وجود دست های مخفی این گروه در انتشار برچسب های نادرست علیه مسلمانان است. از یک سو رسانه ها و مطبوعات غرب در انعکاس چهره خشونت و ترور از مسلمانان آزادی عمل بسیار داشته و پشتیبانی می شوند و از سوی دیگر و در نقطه مقابل هر سخن یا نوشته مربوط به تاریخ یهود و جرایمی که آنان مرتکب شدند با محدویت، سانسور و فشار همراه است. مواردی هم به اخراج و محرومیت آن دسته از نویسندگان انجامیده است که درباره یهود و صهیونیست ها حقایقی را بیان داشته اند. آخرین نمونه جلوگیری از پخش برنامه های برخی از شبکه های ماهواره ای اسلامی است که به مذاق صهیونیست ها و اروپاییان خوش نیامد. از مهم ترین محدویت های حاکم بر آزادی بیان و مطبوعات در بسیاری از مراکز علمی و دانشگاه های مغرب زمین نشر و بیان مطالب علیه صهیونیست ها است. پشتیبانی های نظامی، اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی دولت های غربی از صهیونیست نیاز به گفتن ندارد، زیرا از سیاست های رسمی و اعلام شده کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده و بسیاری از دولت های اروپای غربی است.

طرح خاورمیانه بزرگ، اشغال سرزمین های اسلامی چون عراق و افغانستان و تشویق و گاه تهدید کشورها به دست برداشتن از مقررات اسلامی، مانع تراشی در برابر مسلمانان از دسترسی به فناوری هسته ای حتی در اهداف صلح جویانه، درج نام برخی از کشورهای اسلامی در فهرست دولت های محور شرارت، و در پایان اعلام جنگ صلیبی علیه تروریسم (اسلام)، همه و همه گام هایی است که به نفع صهیونیزم برداشته می شود.

انگیزه ها و هدف هایی چون: محروم ساختن مسلمانان از دسترسی به پیشرفت های علمی، نیاز به وجود یک دشمن فرضی برای غرب پس از پایان دوران جنگ سرد، تحقق نظریه برخورد تمدن ها، گسترش حوزه مداخله در امور داخلی دولت های اسلامی به بهانه برقراری دمکراسی و در واقع چپاول ثروت های ملی، از دیگر انگیزه های غیر مستقیم نهفته در انتشار تهمت ترور و جنگ طلبی به مسلمانان است که تفصیل آن مجالی دیگر می طلبد.

روی جلد مجله تایم آمریکایی شماره 28 فوریه 2005 که در متن به آن اشاره شده است.

منابع و مآخذ

1 ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالمعرفة، 1412.

2 ابوالوفا، احمد محمد، القانون الدبلوماسی الاسلامی، دارالنهضة العربیة، 1992 م.

3 ابو زید الثعالبی المالکی، تفسیر الثعالبی، دار احیاء التراث العربی، 1418 ق.

4 الاصفهانی، المفردات فی غریب القران، دفتر نشر الکتاب، الطبعة الاولی.

5 الترمذی، الشمائل المحمدیة، بیروت، مؤسسة الکتاب الثقافیة، الطبعة الاولی ،1412 ق.

6 الحاکم النیسابوری، المستدرک، بیروت، دارالمعرفة، 1406 ق.

7 الحلی، تذکرة الفقهاء، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث.

8 الزحیلی، وهبة، العلاقات الدولیة فی الاسلام مقارنة بالقانون الدولی الحدیث، بیروت، موسسة الرسالة، 1997 م.

9 الشامی، الصالحی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد: بیروت، دارالکتاب العلمیة، الطبعة الاولی، 1414ق.

10 الشوکانی، فتح القدیر، عالم الکتب.

11 الصدر، محمد باقر، رسالتنا، دارالکتاب ااسلامی، 2004م.

12 الطباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات.

13 العسقلانی، ابن حجر، فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، بیروت، دارالمعرفة للطباعة و النشر، الطبعة الثانیة.

14 العقاد، عباس محمود، حقائق الاسلام و اباطیل خصومه، بیروت، دارالکتاب العربی، 1996م.

15 القرطبی، الجامع لاحکام القرآن، داراحیاء التراث العربی، 1405ق.

16 المتقی الهندی، کنز العمال، بیروت، مؤسسة الرسالة.

17 بابایی، حبیب الله، «حمایت از مسلمانان در غرب»، روزنامه جام جم، 21/1/84، شماره 1401.

18 القاسمی، ظافر، الجهاد والحقوق الدولیة فی الإسلام، بیروت، دارالعلم للملایین، الطبعة الاولی، 1982 م.

19 شارل، روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ترجمه سید علی هنجنی، ج 1، دفتر خدمات حقوقی بین المللی، چاپ اول، 1369.

20 عبدالرزاق، صلاح، العالم الاسلامی و الغرب، رساله فوق لیسانس دانشگاه لیدن هلند، بحث: نظریة الحرب هی الاصل به نقل از:

Khadduri: "The Islamic law of nations", Available at: http://www.darislam.com

21 عبد اللطیف، أمیمة، الإسلام السیاسی فی الصحف البریطانیة، در پایگاه اینترنتی: قضایا سیاسیة. http://www.IslamOnline.net

22 غنیمی، محمد طلعت، قانون السلام فی الاسلام، مصر، منشاة المعارف الاسکندریة، بی تا.

23 فضل الله، محمدحسین، الإسلام و منطق القوة، الدار الاسلامیة، الطبعة الثانیة، 1981 م.

24 محمصانی، صبحی، القانون و العلاقات الدولیة فی الاسلام، بیروت، دارالعلم للملایین، 1982م.

25- Mulrine, Anna, Europe's Identity Crisis, US News 10 Jan 2005.

26- Time: february 28, 2005, vol. 165 no.9

منبع: حوزه نت





طبقه بندی: دین شناسی،
برچسب ها:اسلام، دین، خشونت، رحمت، مهربانی،

[ دوشنبه 20 دی 1389 ] [ 05:15 ب.ظ ] [ م. ج. مهران منزه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات