پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی

هر آنچه برای رسیدن به خوشبختی می خواهید

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ پورتال جامع فرهنگی ،‌ اخلاقی ،‌اعتقادی ،‌ اجتماعی خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.



مهدی شخصی نه مهدی نوعی 2

یعنی:

«اوّل آنان سید اوصیا و پدر امامان؛ علی بن أبی طالب سپس دو پسر او حسن و حسین اند. به آنان تمسک کن و جهالت جاهلان، مغرورت نکند و چون علی بن حسین به دنیا آمد خداوند مرگ تو را می رساند و آخرین توشه ات شیری خواهد بود که می نوشی».
جندل گفت: در تورات و در دیگر کتب انبیا علیهم السّلام یافته ایم که «ایلیا، شبر و شبیر» علی، حسن و حسین هستند، اینک بفرمایید بعد از حسین چه کسانند و نامهایشان چیست؟ حضرت فرمود:
«اِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ الْحُسَیْنِ فَالاِمامُ اِبْنُهُ عَلِیُّ وَ یُلَقَّبُ بِزَیْنِ الْعابِدِینَ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ یُلَقَّبُ بِالْباقِرِ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ جَعْفَرٌ یُدْعی بِالصّادِقِ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ مُوسی یُدْعی بِالْکاظِمِ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ عَلِیُّ یُدْعی بِالرِّضا، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ یُدْعی بِالْتَقِیِّ وَالزَّکِیِّ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ عَلِیُّ یُدْعی بِالنَّقِیِّ وَالْهادِیِّ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ الْحَسَنُ یُدْعی بِالْعَسْکَرِیِّ، فَبَعْدَهُ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ یُدْعی بِالْمَهْدِیِّ وَالْقائِمِ وَالْحُجَّةِ، فَیَغِیبُ ثُمَّ یَخْرُج - فَاِذا خَرَجَ یَمْلاُ اْلاَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً...».

یعنی:

«وقتی که مدت امام حسین منقضی شد پس امام، فرزندش علی خواهد بود که ملقب به زین العابدین است، بعد از او فرزندش محمدباقر، بعد از او فرزندش جعفر صادق، بعد از او فرزندش موسی کاظم، بعد از او فرزندش علی که رضا خوانده می شود، بعد از او فرزندش محمد که به تقی و زکی و بعد از او فرزندش علی که به نقی و هادی خوانده می شود؛ بعد از او فرزندش حسن عسکری، بعد از او محمّد که مهدی، قائم و حجّت خوانده می شود، غایب می شود سپس خروج می کند، زمانی که خارج شود، زمین را پر از عدل و داد خواهد نمود همانطور که از ظلم و جور پر شده است...».

بعد اضافه فرمود:

خوشا به حال آنانکه در غیبت او صبر می کنند، خوشا به حال کسانی که در محبت آنان دایمی خواهند بود. آنان همان اهل تقوا هستند که خدا فرموده: (... هدًی لِلْمُتَّقِینَ ، الَّذِینَ یُؤ مِنُونَ بِالْغَیْبِ...) [38] و فرموده: (اُولئِکَ حِزبُ اللّه اَلا اِنَّ حِزبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ). جندل گفت: حمد خدا را که مرا به معرفت آنان موفق فرمود. [39] .
جندل تا ولادت امام زین العابدین زنده بود، آنگاه به طائف رفت و در آنجا مریض شد و شیری آشامید، سپس گفت: رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به من خبر داده که آخرین طعام من از دنیا شیری خواهد بود، آنگاه وفات کرد و در طائف در محلی به نام «کوزاره» به خاک سپرده شد.
14 - شعرانی شافعی مصری درکتاب «الیواقیت والجواهر» [40] و محمد صبان در کتاب اسعاف الراغبین [41] و عدوی حمزاوی مالکی مصری در کتاب مشارق الانوار [42] از فتوحات مکیّه محی الدین بن عربی نقل کرده اند [43] که می گوید:
«اِعْلَمُوا اَنَّه لابُدَّ مِنْ خُرُوجِ الْمَهْدِیِّ علیه السّلام لکِنْ لا یَخْرُجُ حَتّی تَمْتَلِی ءَ اْلاَرْضُ جَوْراً وَ ظُلْماً فَیَمْلَؤُها قِسْطاً وَعَدْلاً وَهُوَ مِنْ عِتْرَةِ رَسُولِاللّهِ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مِنْ وُلْدِ فاطِمَةَ رَضِیَاللّه تَعالی عَنْها، جَدُّهُ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ اَبِی طالِبٍ وَوالِدُهُ الاِمامُ حَسَنُ الْعَسْکَرِیُّ اِبْنُ اْلاِمامِ عَلِیٍّ النَّقِیِّ (بِالْنُّونِ) اِبْنِ الاِمام مُحَمَّدٍ التَّقِیِّ (بالتاء) اِبْنِ الاِمام عَلِی الْرِّضا، اِبْنِ الاِمام مُوسیَ الْکاظِمِ اِبْنِ اْلاِمام جَعْفَرٍ الصّادِقِ، اِبْنِ اْلاِمامِ مُحَمَّدٍ الْباقِرِ، اِبْنِ الاِمامِ زَیْنِ الْعابِدِینَ، عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، اِبْنِ الاِمامِ الْحُسَیْنِ، اِبْنِ اْلاِمامِ عَلِیِّ بْنِ أبِی طالِبٍ رَضِیَ اللّه تَعالی عَنْهُمْ، یُواطِئُ اِسْمُهُ اِسْمَ رَسُولِاللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم یُبایِعُهُ الْمُسْلِمُونَ بَیْنَ الرُّکْنِ وَالْمَقامِ...».

یعنی:

«بدانید مهدی موعود، ناچار ظهور خواهد کرد ولی ظهور نمی کند تا زمین از ظلم پر شود، سپس او با عدل و داد پر نماید، او از اهل بیت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و از نسل فاطمه علیها السلام است، جدّ او حسین بن علی و پدرش امام حسن عسکری است که او پسر امام علی النقی (با نون) و او پسر امام محمد تقی (با تاء) و او پسر امام رضا و او پسر امام کاظم و او پسر امام صادق و او پسر امام باقر و او پسر امام زین العابدین و او پسر امام حسین و او پسر امام علی بن ابی طالب - صلوات اللّه علیهم - است، نامش نام رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم می باشد، مسلمانان در مکّه میان رکن و مقام ابراهیم با او بیعت خواهند کرد».
نا گفته نماند که شعرانی در الیواقیت و الجواهر می گوید: محی الدین بن عربی این سخن را در باب 366 از فتوحات مکیه گفته است و باب مذکور در فتوحات چنین است: «الباب السادس و الستون وثلثمأة فی معرفة منزل وزراء المهدی الظاهر فی آخرالزمان الذی بشّربه رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وهو من اهل البیت».
اما در این باب که در باره مهدی موعود علیه السّلام صحبت شده عبارت بالا وجود ندارد، احتمال دارد دست جعل و افترا آن را در وقت چاپ برداشته باشد ولی این در استدلال ما نقصی وارد نمی کند؛ زیرا سه دانشمند فوق که از مشاهیر اهل سنت هستند به طور مقبول آن را نقل کرده اند و اگر مورد قبولشان نبود نقل نمی کردند و به شدّت ردّ می نمودند. وانگهی نظیر این سخن از بسیاری از علما در دست است که ذیلاً نقل خواهد شد.

15 - شیخ عبداللّه شبراوی شافعی مصری می گوید:

«وَ قَدْ اَشْرَقَ نُورُ هذِهِ السِّلْسِلَةِ الْهاشِمیَّةِ وَالْبَیضَةِ الطّاهِرَةِ الْنَّبَوِیَّةِ وَالْعِصابَةِ الْعَلَوِیَّةِ وَهُمْ اِثْنا عَشَرَ اِماماً مَناقِبُهُمْ عَلِیَّةٌ وَصِفاتُهُمْ سَنِیَّةٌ وَ نُفُوسُهُمْ شَرِیفَةٌ اَبِیّةٌ وَاَرُومَتُهُمْ کَرِیمَةٌ مُحَمَّدِیَّةٌ وَهُمْ مُحَمَّدٌ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ الْخالِصِ بْنِ عَلِی الهادِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوادِ بْنِ عَلِی الرِّضَا بْنِ مُوسی الْکاظِمِ بْنِ جَعْفَرٍ الصّادِقِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْباقِرِ بْنِ عَلِی زَیْنِ الْعابِدِینَ ابْنِ الاِمامِ الْحُسَیْنِ اَخِی الاِمامِ الْحَسَنِ وَلَدی اللّیْثِ الْغالِبِ عَلِیِّ بْنِ اَبِی طالِبٍ رَضِیَ اللّه تَعالی عَنْهُمْ اَجْمَعِینَ». [44] .

یعنی:

«نور این سلسله هاشمیّه و خاندان پاک نبوّت و جمعیت علوی، گسترش یافته است آنان دوازده نفر امامند، مناقب و فضایلشان والا و اوصافشان عالی و نفوسشان شریف و منیع و حسبشان بزرگوار و محمَّدی است و آنان عبارتند از: محمَّد حجَّة بن الحسن... علیهم السّلام».
این کلمات پاک و عبارات دلپذیر، نشان می دهد که امامان دوازده گانه علیهم السّلام در نظر بزرگان، ثابت، روشن و آشکار بوده است وگر نه به طور ارسال مسلّم چنین چیزی نمی گفتند.
16 - شعرانی شافعی مصری بعد از اشاره به خروج دجّال و نزول عیسی علیه السّلام و امثال آن نقل می کند:
«فَهُناکَ یُتَرَقَّبُ خُرُوجُ الْمَهْدِیِّ علیه السّلام وَ هُوَ مِنْ اَوْلادِ حَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ وَمَوْلِدُهُ علیه السّلام لَیْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبان سَنَةَ خَمْسٍ وَخَمْسِینَ وَمأتَیْنِ وَهُوَ باقٍ اِلی اَنْ یَجْتَمِعَ بِعِیسی بْنِ مَرْیَمَ فَیَکُونَ عُمُرُهُ اِلی وَقْتِنا هذا - وَهُوَ سَنَةُ ثَمانٍ وَخَمْسِینَ وَتِسِْمِأةٍ - سَبْعَمِأةِ سَنَةٍ وَسِتَّ سِنِینَ...» [45] .

یعنی:

«آن وقت خروج مهدی علیه السّلام انتظار می رود و او از اولاد حسن عسکری است، ولادتش در شب نیمه شعبان سال 255 بوده و او زنده است تا با حضرت عیسی بن مریم در یک زمان باشند و عمرش تا امروز که سال 958 است 706 سال می شود (ناگفته نماند که عمر حضرت 703 سال می شود»).
همین کلام را شبلنجی نقل کرده است [46] و کلام شبلنجی در تعیین مهدی موعودصلوات اللّه علیه - چنانکه می بینیم، صریح است و قابل تأویل نیست.
17 - سید مؤ من شبلنجی فرموده است که: وفات ابو محمَّد حسن بن علی عسکری در روز جمعه هشتم ربیع الاوّل در سال 260 بود و از فرزندان فقط پسرش محمَّد را بعد از خود گذاشت و بعد می گوید:
«فَصْلٌ فِی ذِکْرِ مَناقِبِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْخالِصِ بْنِ عَلِیٍّ الْهادِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوادِ بْنِ عَلِیٍّ الْرِّضا بْنِ مُوسیَ الْکاظِمِ بْنِ جَعْفَرٍ الْصّادِقِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْباقِرِ بْنِ عَلِی زَیْنِ الْعابِدِینَ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ اَبِی طالِبٍ رَضِی اللّه عَنْهُمْ، اُمُّهُ اُمُّ وَلَدٍ یُقالَ لَها نَرْجِسُ وَقِیلَ صَیْقَلُ وَقِیلَ سُوْسَنُ وَکُنْیَتُهُ اَبُوالْقاسِمْ وَلَقَّبَهُ الاِمامِیَّةُ بِالْحُجَّةِ وَالْمَهْدِیِّ وَالْخَلَفِ الْصّالِحِ وَالْقائِمِ وَالْمُنْتَظَرِ وَصاحِبِ الزَّمانِ وَاَشْهَرُها اَلْمَهْدِیُّ...». [47] .
در اینجا باز می بینیم این عالِم بزرگوار از هر دوازده نفر نام می برد و امامان علیهم السّلام را مانند شیعه بیان می کند و خدا می داند که اگر او زنده بود و از وی سؤ ال می شد که بنابر این نقل و بنا بر احادیث گذشته، منظور رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از مهدی موعود و منتظر، کدام کس بود، چاره ای نداشت جز اینکه بگوید همان است که شیعه می گوید.
ناگفته نماند که اکثر عبارات بزرگان اهل سنّت که در فصل «ولادت مهدی علیه السّلام» نقل خواهد شد، گذشته از ولادت وی، امام دوازدهم و مهدی موعود بودن و فرزند امام حسن عسکری بودن را نیز می رسانند.
18 - حافظ حنفی می گوید: در مناقب از ابو طفیل عامر بن وائله نقل شده و او بالاتفاق آخرین صحابی است که از دنیا رفته و از علی بن ابی طالب - رضی اللّه عنه - نقل کرده که فرمود:
«قالَ رَسُولُ اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم یا عَلِیُّ اَنْتَ وَصِیِّی، حَرْبُکَ حَرْبِی وَسِلْمُکَ سِلْمِی وَاَنْتَ اْلاِمامُ وَ اَبُو اْلائَّمةِ اْلاِحْدی عَشَرَ الّذینَ هُمُ الْمُطَهَّرُونَ الْمَعْصُومُونَ وَ مِنْهُمُ الْمَهْدِیُّ الَّذِی یَمْلاُ اْلاَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً...». [48] .

یعنی:

«رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: یا علی! تو وصیّ منی، جنگ با تو جنگ با من است، مسالمت با تو مسالمت با من است، تو امام و پدر امامان یازده گانه هستی همانان که مطهر و معصومند و از آنان «مهدی» است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد».
19 - شیخ الاسلام و محدّث کبیر حمّوئی شافعی به سند خود از جابر بن عبداللّه انصاری نقل کرده که گفت: به محضر فاطمه بنت رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وارد شدم، پیش رویش لوحی قرار داشت که نزدیک بود نورش چشم را خیره کند و در آن دوازده نام بود؛ سه نام در ظاهرش، سه نام در باطنش، سه نام در آخرش و سه نام در حاشیه اش، آنان را شمردم دوازده تا بود، گفتم: اینان نامهای چه کسانند؟ فرمود:
«هذِهِ اَسْماءُ اْلاَوْصِیاءِ اَوّلُهُمْ اِبْنُ عَمِّی وَاَحَدَ عَشَرَ مِنْ وِلْدِی آخِرُهُمْ الْقائِمُ. قالَ جابِرُ: فَرأَیْتُ فِیْها مُحَمَّداً، مُحَمَّداً، مُحَمَّداً فِی ثلاثَةِ مَواضِعَ وَعَلِیّاً (و) عَلِیّاً (و) عَلِیّاً (و) عَلِیّاً فِی اَرْبَعَةِ مَواضِعَ». [49] .

یعنی:

«اینها نامهای اوصیا و جانشینان رسول خداست، اول آنان پسر عمویم می باشد و بقیه یازده نفر از فرزندان من که آخر آنان قائم آنان است. جابر گوید: در آن لوح سه تا نام محمَّد و چهار تا نام علی دیدم».
20 - و نیز در فرائد السمطین [50] به سند خویش از جابر بن عبداللّه انصاری، نقل می کند که ابو جعفر محمد باقر علیه السّلام در وقت احتضار، جابر بن عبداللّه انصاری را خواست و فرمود: یاجابر! آنچه در آن صحیفه دیده ای برای ما تعریف کن، گفت: آری به محضر بانویم فاطمه دختر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وارد شدم تا ولادت حسین علیه السّلام را به ایشان تبریک بگویم، در دستش صحیفه ای بود از درّ سفید. گفتم: یا سیّدة النسوان! این صحیفه چیست که در دست شما می بینم؟ فرمود: در آن نامهای امامان است از فرزندان من، گفتم: آنها را بدهید نگاه کنم. فرمود: ای جابر! اگر اجازه بود می دادم ولی نهی شده که جز پیامبر یا وصی پیامبر یا اهل بیت پیامبر کسی به آن دست بزند، ولی تو می توانی از ظاهر، به باطن آن نگاه کنی، جابر می گوید: نگاه کرده چنین خواندم:
ابوالقاسم محمَّد بن عبداللّه مادرش آمنه.
ابوالحسن علی بن ابی طالب مرتضی، مادرش فاطمه دختر اسد، پسر هاشم پسر عبد مناف.
ابو محمَّد حسن بن علی و ابو عبداللّه حسین بن علی تقی، مادرشان فاطمه دختر محمَّد.
ابو محمَّد علی بن حسین عادل، مادرش شاه بانویه دختر یزدجرد شاهنشاه.
ابوجعفرمحمَّدبن علی باقر،مادرش ام عبداللّه دخترحسن بن علی بن ابی طالب.
ابو عبداللّه جعفر بن محمَّد صادق، مادرش ام فروه دختر قاسم فرزند محمَّد بن ابی بکر.
ابو ابراهیم موسی بن جعفر ثقه، مادرش کنیزی است به نام حمیده.
ابو الحسن علی بن موسی رضا، مادرش کنیزی است به نام نجمه.
ابوجعفر محمد بن زکّی، مادرش کنیزی است به نام خیزران.
ابو الحسن علی بن محمَّد امین، مادرش کنیزی است به نام سوسن.
ابو محمَّد حسن بن علی رفیق، مادرش کنیزی است به نام سمانه.
ابو القاسم محمَّد بن الحسن، او حجّت خدا و قائم آل محمَّد است. مادرش کنیزی است به نام نرجس - صلوات اللّه علیهم اجمعین -.
21 - حمّوئی در فرائد السمطین به سند خویش از «سلیم بن قیس هلالی» نقل می کند که:
در زمان خلافت عثمان، علی علیه السّلام را در مسجد رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با جماعتی دیدم که در باره فضایل قریش و انصار صحبت می کردند... در حلقه آنان بیش از دویست مرد بود از جمله: سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمان بن عوف، طلحه، زبیر، مقداد، ابوذر، هاشم بن عتبه، ابن عمر، حسن و حسین علیهماالسّلام، ابن عباس، محمد بن ابی بکر، عبداللّه بن جعفر، ابیّ بن کعب، زید بن ثابت و... (علی علیه السّلام) گفت: شما را به خداوند قسم می دهم آیا می دانید که وقتی این آیات نازل شد:
- (یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اَطِیعُوااللّه وَاَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاُولی الاَمْرِ مِنْکُمْ...) [51] .
- (اِنّما وَلیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا اَلَّذینَ یُقیِمُونَ الْصَّلوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ راکِعُونَ) [52] .
- (اَمْ حَسِبْتُمْ اَنْ تُتْرَکُوا وَ لَمّا یَعْلَمِ اللّهُ اَلَّذینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَلَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنینَ وَلِیجَةٍ...) [53] .
مردم گفتند: ای رسول خدا! اینها در خصوص بعضی از مؤ منان است یا عام بوده و شامل همه مؤ منان می شود؟ پس خداوند عزَّوجلّ به پیامبرش امر نمود که ولات امر آنان را به ایشان تعلیم نماید و ولایت را برایشان تفسیر کند همانگونه که نماز، زکات و حج آنان را تفسیر نموده است. پس مرا در «غدیر خمّ» به امامت مردم منصوب نمود و سپس خطبه خواند... و فرمود: «اَیُّهَا النّاسُ! أَتَعْلَمُونَ اَنَّ اللّهَ عزَّوجلّ مَوْلایَ وَ اَناَ مَوْلی الْمُؤْمِنینَ وَاَناَ اَوْلی بِهِمْ مِنْ اَنْفُسِهِمْ؟ قالُوا: بَلی یا رَسُولَاللّه! قالَ: قُمْ یا عَلِیُّ! فَقُمْتُ فَقالَ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعلِیُّ هذا مَوْلاهُ اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ».

یعنی:

«ای مردم! آیا می دانید که خداوند عزَّوجلّ مولای من است و من مولای مؤ منان و من از خودشان به ایشان اولی هستم؟ گفتند: بلی ای رسول خدا! آنگاه فرمود: بپا خیز یاعلی! من بپا خاستم، فرمود: هر کس من مولای اویم، این علی مولای اوست، پروردگارا! دوست بدار کسی را که او را دوست بدارد و دشمن بدار کسی را که او را دشمن بدارد».
آنگاه سلمان برخاست و گفت: «ای رسول خدا! چگونه ولایتی است؟».
حضرت فرمود: «ولایتی مانند ولایت من، هر کس که من به او از خودش سزاوارترم، پس علی هم به او از خودش سزاوارتر است».
سپس خداوند آیه: (... اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دیِنَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضیتُ لَکُمُ اْلاِسْلامَ دیِناً...) [54] را نازل نمود، پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم تکبیر گفت و فرمود: اللّه اکبر! اتمام و اکمال نبوّت من و دین خداوند بعد از من، ولایت علی است. ابوبکر و عمر برخاستند و گفتند: ای رسول خدا! این آیات در خصوص علی است؟! (فرمود:)
«بَلی، فیهِ وَ فِی اَوْصِیائِی اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ. قالا یا رَسُولَاللّه! بَیِّنْهُمْ لَنا. قالَ: عَلِیُّ اَخِی وَوَزیِری وَوارِثِی وَوَصِیِّی وَخَلِیفَتِی فِی اُمَّتِی وَوَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی. ثُمَّ ابْنِیَ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وِلْدِ اِبْنیَ الْحُسَیْنِ واحِداً بَعْدَ واحِدٍ. الْقُرآنُ مَعَهُمْ وَهُمْ مَعَ الْقُرآنِ لا یُفارِقُونَهُ وَلا یُفارِقُهُمْ حَتّی یَرِدُوا عَلیَّ الْحَوْضَ».

یعنی:

«حضرت فرمود: بلی در خصوص علی و اوصیای من است تا روز قیامت. (عمر وابوبکر) گفتند: ای رسول خدا! اوصیای خود را برای ما بیان کن، حضرت فرمود: علی است که برادرم و وزیرم و وارثم و وصیّم و جانشینم در امتم و سرپرست هر مؤ منی بعد از من می باشد، سپس پسرم حسن و بعد حسین و بعد نُه نفر از فرزندان پسرم حسین، یکی پس از دیگری خواهند بود، قرآن با آنان است و آنان با قرآن، از قرآن جدا نمی شوند و قرآن هم از آنان جدا نمی شود تا اینکه در حوض بر من وارد گردند».
آنگاه همه (افراد حاضر در آن نشست) گفتند: «بله، ما این را شنیده ایم و شاهد بودیم همانگونه که گفتی».
و بعضی از آنان گفتند: «ما مقدار زیادی از آنچه را گفتی در حفظ داریم ولی همه آن را حفظ نیستیم و این افراد که (همه آنها را) به یاد دارند، اخیار و افاضل ما هستند».
شیخ الاسلام حمّوئی در ادامه نقل می کند که: آنگاه (علی علیه السّلام) فرمود: شما را به خداوند قسم می دهم! آیا می دانید که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم برای خواندن خطبه ای بپا خاست و فرمود: «یا اَیّها النّاسُ اِنِّی تارِکٌ فِیکُمُ الْثِّقْلَیْنِ کِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتِی اَهْلَ بَیْتِی فَتَمَسَّکُوا بِهِما لَنْ تَضِلُّوا فَاِنَّ الْلَّطِیفَ (الْخَبِیرَ) اَخْبَرنِی وَعَهِدَ اِلیَّ اَنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلیَّ الْحَوْضَ».

یعنی:

«پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: ای مردم! من میان شما دو چیز با ارزش به امانت می گذارم، کتاب خدا و اهل بیتم، پس اگر به آن دو چنگ بزنید، هرگز گمراه نمی شوید، خداوند لطیف و خبیر به من خبر داده و عهد کرده است که آن دو از هم جدا نشوند تا در حوض بر من وارد شوند».
آنگاه عمر بن خطاب برخاست و گفت: ای رسول خدا! آیا همه اهل بیت شما چنین اند؟
حضرت فرمود: «نه ولیکن اوصیای من از آنان: اَوَّلُهُمْ اَخِی وَ وَزیرِی وَوارِثِی وَ خَلِیفَتِی فِی اُمَّتِی وَ وَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی هُوَ اَوَّلُهُمْ ثُمَّ ابْنِی الْحَسَنُ، ثُمَّ اِبْنَی الْحُسَیْنُ ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنَ وُلْدِ الْحُسَیْنِ واحِداً بَعْدَ واحِد حَتّی یَرِدُوا عَلیَّ الْحَوْضَ (هُمْ) شُهَداءُاللّهِ فِی اَرْضِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلی خَلْقِهِ وَ خُزّانُ عِلْمِهِ وَ مَعادِنُ حِکْمَتِهِ، مَنْ اَطاعَهُمْ اَطاعَ اللّهَ وَ مَنْ عَصاهُمْ عَصَی اللّهَ».

یعنی:

«اوّلین آنان برادرم و وزیرم و وارثم و جانشینم در امتم و سرپرست هر مؤ منی بعد ازمن است، پس از او پسرم حسن، سپس پسرم حسین، و پس از حسین نُه نفر از فرزندان وی یکی بعد از دیگری تا در حوض بر من وارد شوند، آنان شاهدان خدا در زمین اند و حجّت خدا بر خلقش می باشند، آنان خزّان علم او و معادن حکمتش هستند، هر کس از آنان اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده و هر کس از آنان سرپیچی کند، خدا را سرپیچی کرده است».
«فَقالُوا کُلّهُمْ نَشْهَدُ اَنَّ رَسُولَ اللّهِ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم قالَ ذلِکَ». [55] .

یعنی:

آنگاه حاضران گفتند ما شهادت می دهیم که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم این مطالب را گفته است.
در این روایت نیز تصریح شده که امام زمان علیه السّلام شخصی است معیّن و از فرزندان امام حسین علیه السّلام می باشد.
22 - علامه شیخ هاشم بن سلیمان می گوید:
«عَنْ جابِرِ الْجُعْفِیِّ قالَ: قُلْتُ لِلْباقِرِ - رَضِی اللّهُ عَنْهُ: یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ اِنَّ قَوْماً یَقُولُونَ: اِنَّ اللّه تَعالی جَعَلَ اْلاِمامَةَ فِی عَقِبِ الْحُسَیْنِ - رضی اللّه عنه - قالَ: یاجابِرُ! اِنَّ اْلاَئِمَّةَ هُمُ الَّذینَ نصَّ عَلَیْهِمْ رَسُولُاللّهِ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بِامامَتِهِمْ وَهُمْ اِثْنا عَشَرَ وَقالَ: لَمَّا أُسْرِیَ بِی اِلیَ السَّماء وَجَدْتُ أَسْماءَهُمْ مَکْتُوبَةً عَنْ ساقِ الْعَرْشِ بِالنُّورِ اِثْنَیْ عَشَرَ اِسْماً اَوَّلُهُمْ عَلِیُّ وَسِبْطاهُ وَعَلِیُّ وَمُحَمَّدٌ وَجَعْفَرٌ وَمُوسی وَعَلِیُّ ومُحَمَّدٌ وعَلِیُّ وَالْحَسَنُ وَمُحَمَّدٌ الْقائِمُ الْحُجَّةُ الْمَهْدِیُّ عَلَیْهِمُالسَّلامُ». [56] .

یعنی:

«جابر جعفی می گوید به (امام) باقر - رضی اللّه عنه - گفتم: ای پسر رسول خدا! عده ای می گویند خداوند امامت را در نسل حسین - که رضوان خدا بر او باد - قرار داده، فرمود: ای جابر! امامان همانهایند که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به امامتشان تصریح کرده و آنان دوازده نفرند. و (رسول خدا) فرمود: وقتی به آسمان برده شدم، اسامی آنان را در ساق عرش مکتوب یافتم که با نور نوشته شده بود. دوازده اسم بود که اوّل آنها علی و دو فرزندش و علی و محمَّد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و حسن و محمَّد قائم مهدی علیهم السّلام بودند».
این حدیث نیز دلالت بر «مهدی» معیّن دارد.
23 - علامه فاضل الدین محمد بن محمد بن اسحاق حموینی از ابوذر و سلمان و دیگران نقل کرده است که پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به علی علیه السّلام فرمود:
«ای علی! تو بعد از من جانشین من و امیر مؤ منان و امام پرهیزکاران و حجّت خدا بر خلق هستی، بعد از تو یازده امام از فرزندان و ذریّه تو یکی بعد از دیگری تا روز قیامت امام خواهند بود، آنان کسانی هستند که خداوند طاعت ایشان را به طاعت خویش و من، قرین ساخته است، چنانچه فرموده: (اَطِیعُوااللّهَ وَ اَطِیعُوا الرَّسُولَ واُولِی اْلاَمْرِ مِنْکُمْ).
(علی علیه السّلام) گفت: «ای رسول خدا! بَیِّنْ بِی اِسْمَهُمْ، قالَ: اِبْنِی هذا، ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلی رَأسِ الْحسنِ، ثُمَّ اِبْنِی هذا، ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلی رَأسِ الْحُسَیْنِ، ثُمَّ سَمِیُّکَ یا عَلِیُّ وَهُوَ سَیِّدُ الزُّهّادِ وَزَیْنُ الْعابِدِینَ، ثُمَّ اِبْنُهُ مُحَمَّدٌ سَمِیِّی باقِرُ عِلْمِی وَ خازِنُ وَحْیِ اللّه تعالی وَ سَیُولَدُ فِی زَمانِکَ فَاَقْرَئهُ یا أَخِی مِنّی السَّلام، ثُمَّ یُکْمَلُ اَحَدَ عَشَرَ اِماماً مَعَهُمْ وِلْدُکَ مَعَ مَهْدِیِّ اُمَّتِی مُحَمَّدٍ الَّذِی بِهِ یَمْلاُ اللّهُ اْلاَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً». [57] .

یعنی:

«ای رسول خدا! اسم ایشان را برایم بیان کن. (پیامبر) فرمود: این پسرم، سپس دستش را بر سر حسن گذاشت، سپس این پسرم، و دستش را بر سر حسین گذاشت، بعداً همنام تو ای علی و او آقای زاهدان و زینت عابدان است، سپس پسرش محمد همنام من که باقر علم من و خازن وحی خداوند تعالی است وی در زمان تو متولد خواهد شد، ای برادرم! سلام مرا به او برسان! سپس شمار آنان به همراه فرزندان تو با افزودن مهدی امتم «محمَّد» به یازده نفر کامل می گردد. همان کسی که خداوند به وسیله او زمین را از عدل و داد پر می کند، همانگونه که از ظلم و جور پر شده است».
ناگفته نماند چنانکه بارها گفته شد منظور از نقل این احادیث از کتب برادران اهل سنّت آن است که بدانیم مهدی موعود علیه السّلام فرزند نُهم امام حسین و فرزند چهارم امام رضا و فرزند بلافصل حضرت امام حسن عسکری علیهم السّلام می باشد. به عبارت دیگر: او یک انسان تعیین شده از طرف رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است نه اینکه بگوییم: هنوز متولد نشده و بعداً متولد خواهد شد و نمی دانیم کدام کس از نسل فاطمه و حسین علیهماالسّلام است.

پی نوشتها :

[1] منظور ما از «مهدی نوعی» همین است وگرنه اهل سنّت نیز آن حضرت را فاطمی و حسینی می دانند.
[2] شبراوی، الاتحاف، باب خامس، ص 180 ذیل فصل: الثانی عشر من الائمة ابوالقاسم محمَّد.
[3] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 281.
[4] همان مدرک، ج 7، ص 59، ذیل خطبه 92.
[5] همان مدرک، ج 7، ص 94، ذیل خطبه 99.
[6] محمد صالح حسینی ترمذی، مناقب مرتضوی، باب دوّم، ص 139.
[7] عبداللّه بسمل، ارجح المطالب فی عدّ مناقب اسداللّه الغالب، ط لاهور، در باب منحصر بودن امامت در دوازده نفر، ص 436، حدیث 4.
[8] مقتل الحسین، خوارزمی، ج 1، الفصل السابع فی فضائل الحسین، ص 146.
[9] فرائد السمطین، ج 2، ص 132، حدیث 430.
[10] همان مدرک، ج 2، ص 313، حدیث 563.
[11] ینابیع المودّه، باب 58، ص 258.
[12] فرائد السمطین، باب 77، ص 445.
[13] الاتحاف بحب الاشراف، ط ادبیّه مصر، ص 146 و 165.
[14] فصول المهمّه، فصل 8، ص 265.
[15] فرائد السمطین، ج 2، ص 337، حدیث 591.
[16] سوره اعراف، آیه 187.
[17] ینابیع المودّه، باب 80، ص 454.
[18] فرائد السمطین، ج 2، ص 336، حدیث 590.
[19] «اگر ما اراده کنیم، از آسمان برآنان آیه ای نازل می کنیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد!»، (سوره شعراء، آیه 4).
[20] ینابیع المودّه، باب 80، ص 454 و باب 86، ص 471.
[21] فصول المهمه، فصل ثانی عشر، ص 309 و 310.
[22] فرائد السمطین، ج 2، ص 319، حدیث 571.
[23] مقتل الحسین، ج 1، فصل سابع فی فضائل الحسن والحسین، ص 96.
[24] ابن اثیر در «اسدالغابه» می گوید: ابوسلمی چوپان شتران رسول خداصلّی اللّه علیه و آله و سلّم بود، نامش را «حریث» گفته اند. ابن حجر نیز در «الاصابه» چنین گفته است. ناگفته نماند حدیث فوق را در فرائد از خوارزمی نقل کرده است.
[25] سوره بقره، آیه 285.
[26] درنسخه فرائد «شبح» ودرنسخه مقتل خوارزمی «من سنخ نورمن نوری» است.
[27] ینابیع المودّه، باب 93، ص 487.
[28] مقتل الحسین، ج 1، فصل سابع فی فضائل الحسن و الحسین، ص 94.
[29] فرائد السمطین، ج 2، ص 321، حدیث 572.
[30] درکتاب مقتل الحسین لفظ«الذائد»با«ذاء»است یعنی:دورکننده دشمنان ازحوض.
[31] «وارد» کسی است که قبل از قافله وارد محلی می شود نظیر «فارسلوا واردهم فأدلی دلوه».
[32] ینابیع المودّه، باب 94، ص 494.
[33] فرائد السمطین، ج 2، ص 133، ذیل حدیث 431.
[34] ینابیع المودّه، باب 76، ص 441. ناگفته نماند حافظ قندوزی آن را در ینابیع از فرائد السمطین نقل می کند ما آن را از فرائد ترجمه می کنیم.
[35] عبارت ینابیع این است: «فیکون اوصیائه بعده اثنی عشر...» این صحیح است؛ زیرا علی علیه السّلام از صلب آن حضرت نیست.
[36] در ینابیع «قرسیطا» است.
[37] عبارت عربی «الثانی عشر من ولدی» است آن از باب تغلیب و یا باید به جای «ولدی»، لفظ «اوصیائی» باشد.
[38] سوره بقره، آیه 1 و 2.
[39] ینابیع المودّه، باب 76، ص 442.
[40] الیواقیت والجواهر، ج 2، المبحث الخامس والستون.
[41] اسعاف الراغبین، حاشیه نور الابصار، ص 141.
[42] مشارق الانوار، الفصل الثانی فی المهدی...، ص 112.
[43] نا گفته نماند که: ظهور هر سه کتاب فوق آن است که هر یک مستقلاً از فتوحات ابن عربی نقل کرده اند نه اینکه صبّان و حمزاوی از شعرانی و او از ابن عربی نقل کرده باشد، به هر سه کتاب رجوع شود.
[44] الاتحاف بحبّ الاشراف، آخر باب خامس، ص 180.
[45] الیواقیت و الجواهر، ج 2، المبحث الخامس والستون.
[46] نورالابصار، ص 170، به نقل از: یواقیت و جواهر.
[47] نورالابصار، آخر فصل: ذکر مناقب الحسن الخالص بن علی...، ص 168.
[48] ینابیع المودّه، باب شانزدهم، ص 85.
[49] فرائد السمطین، ج 2، ص 139، حدیث 435.
[50] فرائد السمطین، ج 2، ص 140، ذیل حدیث 435.
[51] سوره نساء، آیه 59.
[52] سوره مائده، آیه 55.
[53] سوره توبه، آیه 16.
[54] سوره مائده، آیه 3.
[55] فرائد السمطین، ج 1، باب 58، حدیث 250، ص 312 - 318.
[56] المحجة علی ما فی ینابیع الموده، ص 427، چاپ اسلامبول، به نقل از احقاق الحق و ازهاق الباطل، تألیف قاضی نوراللّه حسین، ج 13، ص 56.
[57] مناهج الفاضلین، ص 239 به نقل از احقاق الحق، تألیف قاضی نوراللّه حسین، ج 13، ص 68.





طبقه بندی: ولایت، دین شناسی،
برچسب ها:مهدی، امام زمان،

[ شنبه 8 بهمن 1390 ] [ 03:20 ب.ظ ] [ م. ج. مهران منزه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic